وروستي

آیا نوشیدن پیشاب پیامبر صلی الله علیه وسلم حقیقت دارد؟

Welcome to Quransunnat.com Website آیا نوشیدن پیشاب پیامبر صلی الله علیه وسلم حقیقت دارد؟

آیا نوشیدن پیشاب پیامبر صلی الله علیه وسلم حقیقت دارد؟

یکی از بحث هایی که قبلاً در سالهای دهه نود در کشور مصر و بعد از آن در برخی دانشگاه های اسلامی دیگر میان دانش آموزان و پژوهشگران مسایل دینی نظریات متناقض و متضادی را با خود داشت و اخیراً از طریق گفتمان های دینی در صفحات فیس بوک به اندیشة دانش آموزان ما راه یافته است، قضیة نوشیدن پیشاب پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم است که توسط یکی از ملاهای سنتی، در یکی از خطابه های جمعه با آب و تاب ویژه‌ای که آمیخته با ذوق و سلیقه شخصی وی می‌باشد، بالای منبر تبلیغ می شود و برخی به آن اشک می‌ریزد

در پیوند به این موضوع، سؤال جدی ای در اندیشه نسل جوان که به رسانه های اجتماعی سر و کار دارند پیدا شده است که نمی توانند به مجرد شنیدن و یا با محول نمودن غیر علمی آن به کتابهای گذشته قناعت کنندpeshab-noshidan

موضوع فوق در سال 2007 میلادی همزمان با صدور فتوای دکتور علی جمعه مفتی عام کشور مصر در کتاب «فتاوی المعاصره» و موقف گیری متضاد مجمع بحوث اسلامی قاهره در مقابل وی میان علما و دانش آموزان جامعة الازهر و برخی دانشگاه های اسلامی دیگر در کشورهای لیبیا، سوریه، سودان، پاکستان و مالیزیا در آن سالها برای مدتی گرم شد تا آنکه دکتور علی جمعه به دو مجلس از سوی مجمع بحوث اسلامی فرا خوانده شد اما با وجود بحث های مفصلی در زمینه قناعت نکرد و بر موقف خویش مبنی بر ثبوت نوشیدن پیشاب پیامبر صلی الله علیه وسلم و پاکیزگی آن تاکید کرد؛ اما مجمع بحوث اسلامی از طریق مجله «الأهرام» با دلایلی به ضعف حدیث أم أیمن حکم کرد و فتوای دکتور را با قاطعیت مردود و بی اساس خواند. دکتور علی جمعه بدین باور بوده است که پیشاب پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم بدون اینکه منافی بشریت وی باشد، پاک است و می تواند سبب نجات أم أیمن رضی الله عنها از آتش دوزخ گردیده باشد همان طوری که در متن حدیث می‌آید

اما نویسنده این سطور با در نظرداشت امانت علمی و بدون تأثیر پذیرفتن از هیچ مرجعی با رویکرد مسلکی آن، موضوع صحت و سقم حدیث أم أیمن رضی الله عنها را با مراجعه به ده ها مصادر اصلی و فرعی آن با در نظرداشت جرح و تعدیل (نقد و بررسی علمی احوال) رجال و مسایل مربوط به متن آن از سوی اندیشمندان گذشته و معاصر علوم حدیث، دنبال نمودم؛ اگر در این باب به حقیقت دست یافته باشم، عنایتی است از جانب الله متعال و اگر به خطا رفته باشم، تقصیر به ناتوانی بنده بر می گردد

تعداد روایات
حدیث مذکور از دو طریق جداگانه در باره دو نفر از زنان روزگار پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم روایت شده است: یکی أم أیمن مادر حضرت اسامه بن زید که اصل نامش «بَرَکَه بنت ثعلبه حبشی» از دوران کودکی تا پایان عمر خدمتکار آزاد شده رسول اکرم صلی الله علیه وسلم بود که او را خیلی دوست داشت و دومین مادر بعد از مادر اصلی می پنداشتش و تقدریرش می فرمود. دوم: أم یوسف «برکه» بنت یسار حبشی همسر قیس بن عبدالله اسدی کنیز ابوسفیان بن حرب، خدمتکار مادر مؤمنان حضرت أم حبیبه که به هنگام برگشت مهاجران از حبشه با ایشان به مکه آمده بود
روایت اول

عن أبي مالك النخعي عن الأسود بن قيس عن نبيح العنزي عن أم أيمن قالت: قام النَّبيُّ صلَّى اللهُ عليه وعلى آلِه وسلَّم من اللَّيلِ إلى فخَّارةٍ من جانبِ البيتِ فبال فيها، فقمتُ من اللَّيلِ وأنا عطشَى فشرِبتُ ما في الفخَّارةِ وأنا لا أشعر، فلمَّا أصبح النَّبيُّ صلَّى اللهُ عليه وعلى آلِه وسلَّم قال: يا أمَّ أيمنَ قومي إلى تلك الفخَّارةِ فأهريقي ما فيها. قلتُ: قد واللهِ شربتُ ما فيها. قال: فضحِك رسولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وعلى آلِه وسلَّم حتَّى بدت نواجذُه، ثمَّ قال: أما إنَّك لا يفجعُ بطنُك بعده أبدًا. (به مصادر حدیث در پایان همین بحث مراجعه شود)

ترجمه: ابومالک نخعی از اسود بن قیس از نبیح عنزی از ام ایمن رضی الله عنها نقل می‌کند که گفت: نبی اکرم صلی الله علیه وسلم به هنگام شب برخاست و در ظرف گلینی که در گوشه ی خانه بود، پیشاب کرد؛ در آن شب برخاستم در حالی که احساس تشنگی می‌کردم، به نزد آن ظرف رفتم و آنچه در آن بود، نوشیدم و ندانستم؛ هنگامی که صبح شد رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: ای أم أیمن! برو و آنچه در آن ظرف است را بیرون بریز! گفتم: یا رسول الله، آن را نوشیدم! آن حضرت صلی الله علیه وسلم تبسم کرد به گونه‌ای که دندان های اخیر دهان مبارک نمایان شد؛ سپس فرمود: بعد از این هرگز درد شکم را احساس نخواهی کرد

شرح کلمات
o فخَّارةٍ: ظرف گلین؛ ظرفی که از گل پخته ساخته می شود
o عطشَى: تشنه؛ احساس تشنگی
o لا أشعر: نمی دانستم؛ آگاهی و اطلاع نداشتم
o فأهريقي: آن را بریز
o نواجذُه: دندانهای بزرگ که در اخیر دهن قرار دارد
o لا يفجعُ: احساس درد نمی کند؛ هیچگاه دردی به آن نمی‌رسد

روایت دوم
أَخْبَرَنَا عُمَرُ بْنُ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ عُمَرَ بْنِ قَتَادَةَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ حَامِدٍ الْعَطَّارُ أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ مَعِينٍ حَدَّثَنَا حَجَّاجٌ عَنِ ابْنِ جُرَيْجٍ قَالَ أَخْبَرَتْنِى حُكَيْمَةُ بِنْتُ أُمَيْمَةَ عَنْ أُمَيْمَةَ أُمِّهَا : أَنَّ النَّبِىَّ صلى الله عليه وسلم كَانَ يَبُولُ فِى قَدَحٍ مِنْ عَيْدَانٍ ثُمَّ وُضِعَ تَحْتَ سَرِيرِهِ فَبَالَ فَوُضِعَ تَحْتَ سَرِيرِهِ فَجَاءَ فَأَرَادَهُ فَإِذَا الْقَدَحُ لَيْسَ فِيهِ شَىْءٌ فَقَالَ لاِمْرَأَةٍ يُقَالُ لَهَا بَرَكَةُ كَانَتْ تَخْدِمُهُ لأُمِّ حَبِيبَةَ جَاءَتْ مَعَهَا مِنْ أَرْضِ الْحَبَشَةِ أَيْنَ الْبَوْلُ الَّذِى كَانَ فِى هَذَا الْقَدَحِ قَالَتْ : شَرِبْتُهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ. و فی روایه: قال: قَالَ “صِحَّةً يَا أُمَّ يُوسُفَ” وَكَانَتْ تُكَنَّى أُمَّ يُوسُفَ فَمَا مَرِضَتْ قَطُّ حَتَّى كَانَ مَرَضُهَا الَّذِي مَاتَتْ فِيهِ. (به مصادر حدیث در پایان همین بحث مراجعه شود).
ترجمه: عمر بن عبد العزیز بن عمر بن قتاده نقل کرده است از محمد بن احمد بن حامد عطار از احمد بن حسن بن عبدالجبار از یحیی بن معین از حجاج از جریج از حکیمه بنت امیمه از مادرش امیمه که گفته است: نبی اکرم صلی الله علیه وسلم (از طرف شب) در ظرف چوبی ای پیشاب می‌کرد و آن را زیر تختش می‌نهاد؛ روزی در آن ظرف پیشاب کرده بود، هنگامی که می خواست آن را بیرون بریزد متوجه شد که در آن چیزی نیست، آنگاه از «برکه» همان زنی که از سرزمین حبش آمده بود و خدمتکار ام حبیبه رضی الله عنها بود، پرسید: پیشابی که در این ظرف بود، چه شد؟ گفت: یا رسول الله آن را نوشیدم. در روایتی دیگر آمده است: ای مادر یوسف خداوند ترا صحت دهد (به نام مادر یوسف مشهور بود)؛ بعد از آن تا هنگام مرض وفات، هیچگاه بیمار نشد

شرح کلمات
o قَدَحٍ مِنْ عَيْدَانٍ: ظرفی که از چوب ساخته شده باشد؛ ظرف چوبی
o تَحْتَ سَرِيرِهِ: زیر تختش؛ زیر چارپایی اش

ضعف روایت اول از ناحیه سند

یک: ابومالک نخعی عبدالملک بن حسین کوفی به نزد تمام محدثین یکی از راویان ضعیف شناخته شده است و روایات وی متروک و منکر قرار گرفته است؛ چنانچه علامه ابن ملقن رحمه الله در کتاب «البدر المنیر» بعد از روایت حدیث أم أیمن می‌گوید: ابو حاتم رازی و ابو زرعه رازی هردو ابومالک را ضعیف خوانده اند

دو: میان نبیح عنزی و ام ایمن نظر به فاصله ای که میان تاریخ وفات هریک ایشان دیده می شود، انقطاع وجود دارد؛ همانطور امام هیثمی در کتاب «مجمع الزوائد» و امام ابن حجر عسقلانی در کتاب «تلخیص الحبیر»، امام شمس الدین ذهبی در کتاب «میزان الإعتدال فی نقد الرجال» به نقل از امام یحیی بن معین، امام بخاری، امام دارقطنی، امام نسائی که از جمله علمای خیلی معتبر در نقد و بررسی احادیث به شمار می روند، در باره ابومالک نخعی به ضعف و عدم اخذ حدیث از وی حکم کرده اند و آن را در قطار راویان ضعیف و متروک معرفی نموده اند؛ البته علامه ابن حجر به صراحت گفته است: «نُبَیح و أم أیمن» یکدیگر را ملاقات نکرده اند

ضعف روایت اول از ناحیه متن
یک: از محتوای متن حدیث طوری برداشت می‌شود که گویی آن زن به هنگام شب در همان خانه یی که رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌خوابیده، بوده است و می‌پنداری که آنحضرت صلی الله علیه وسلم را به هنگام پیشاب کردن دیده است؛ در حالی که با تأمل در روش زندگی اجتماعی آن حضرت صلی الله علیه وسلم و طرز تعامل ایشان با اعضای خانواده وخدمتکاران، تصور چنین امری در شأن ایشان خیلی بعید به نظر می‌رسد که با خدمتکارش در یک خانه بخوابد و به هنگام شب در گوشه خانه و در ظرفی پیشاب فرماید؛ چنانچه پیامبر صلی الله علیه وسلم عادت داشت همیشه کارهای شخصی اش را خود انجام می داد و هیچگاه دوست نداشت که شخصی را با وجود آنکه خدمتکارش باشد، به کار شخصی اش بگمارد و آن هم ریختن پیشاب؛ امری که حیای پیامبرانه اش هرگز اجازه نمی داد

دو: أم أیمن به لحاظ اینکه آن حضرت صلی الله علیه وسلم را در آوان کودکی به سان مادری مهربان در آغوش گرفته بود و نیک پرورش کرده بود و در نبود مادر اصلی نوازش های مادرانه کرده بود و رنج های طاقت فرسا را در روزگار آغاز دعوت به جان خریده بود تا از سایه سرشار از مهر و عنایت پیامبرانه اش لحظه یی به دور نبوده باشد و یک عمر شب و روز بلا وقفه بر سرِ یک خوان نشسته بودند، چگونه ممکن می نماید که او را دستور دهد که “برخیز و آنچه در ظرف است را بیرون بریز”؟‌

سه: خندیدن رسول اکرم صلی الله علیه وسلم در چنین واقعه یی نشان ضعف در متن حدیث پنداشته می شود؛ به خاطری که آن حضرت صلی الله علیه وسلم در هیچ موردی خنده قهقه نمی کرد تا دندان های اخیر دهن مبارک وانمود گردد؛ چه باشد جایی که توهین و استهزای شخصی متصور باشد

چهار: اگر فرض کنیم چنین واقعه یی پیش آمده باشد، طوری که صحابه کرام به آب وضو، عرق، موی و لباس و خون و آب دهن آن حضرت صلی الله علیه و سلم تبرک می‌کردند؛ با وجود پاکی این اصناف نسبت به پیشاب، هیچگاه موردی دیده نمی شود که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم شخصی را به تبرک کردن به آن چیزها تشویق کرده باشد، اما بر خلاف آن همه، در اینجا دیده می شود که گویی آن حضرت صلی الله علیه وسلم به نوشیدن پیشاب و تبرک کردن به آن تشویق و ترغیب نموده است؛ این امر در شأن آن حضرت صلی الله علیه وسلم قطعاً غیر ممکن پنداشته می شود
پنج: اگر پیش آمد چنین موردی درست بود، بعد از آن هریکی از صحابه تلاش می کرد تا به پیشاب آنحضرت صلی الله علیه وسلم تبرک کند؛ در حالی که هیچ مورد دیگری در زندگی پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه وسلم دیده نشده است

بررسی روایت دوم از ناحیه سند
امام هیثمی در «مجمع الزواید» بعد از روایت حدیث مذکور می‌گوید: رجال سند این حدیث همه رجال صحیح (به شرط امام بخاری و مسلم و از هر نوع شک و تردید مبرا) اند به استثنای عبدالله بن احمد بن حنبل و حُکَیمَه که آنها نیز از جمله ثقات (کسانی که در علم روایت حدیث قابل اعتماد) اند؛ همانطور جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی در کتاب «الخصائص الکبری» بر صحت روایت امام طبرانی در «المعجم الکبیر» و روایت امام بیهقی در «سنن الکبری» مهر صحت و تایید می نهد؛ همچنان ابن ملقن در کتاب «البدر المنیر» نخست از برخی علماء نقل می‌کند که هویت حکیمه بنت امیمه مجهول است اما بعدتر از امام دارقطنی نقل می‌کند که بر صحت روایت حکیمه باور دارد و توضیح می دهد که امام ابن حبان در کتاب «الثقات» نام وی را در قطار راویان مؤثق ذکر نموده و حکم جهالت یا عدم شناخت هویت نسبت به وی را درست نمی داند

علامه ابن حجر عسقلانی در تقریب التهذیب (2/636) و امام شمس الدین ذهبی در «میزان الاعتدال فی نقد الرجال» (2/355) حکیمه بنت امیمه را ناشناخته توصیف نموده و گفته اند: (غیر معروف) یعنی شناخته نشده است

علامه ناصر الدین البانی روایت امام ابی داود را صحیح می‌خواند اما در روایت ابوداود فقط همین قدر است که “كَانَ لِلنَّبِىِّ صلى الله عليه وسلم قَدَحٌ مِنْ عَيْدَانٍ تَحْتَ سَرِيرِهِ يَبُولُ فِيهِ بِاللَّيْلِ” «رسول الله صلی الله علیه وسلم ظرف چوبی ای زیر تختش داشت که در آن شبانه پیشاب می کرد»
امام ابن حجر عسقلانی در کتاب «التلخیص الحبیر» بعد از نقل روایت اول و حکم به ضعف آن به روایت دوم اشاره می کند که امام ابو داود در «سنن» و ابن حبان در «صحیح»، امام حاکم و ابوذر هروی در مستدرکات شان آن را به اختصار روایت نموده اند و توضیح می دهد که روایت اول در رابطه به أم أیمن و روایت دوم در پیوند به أم یوسف است که نام هردو «بَرَکَه» می باشد؛ اما از حکم به صحت و ضعف آن چشم پوشیده است

بررسی روایت دوم از ناحیه متن
در متن حدیث چنانچه در ذیل ملاحظه می کنیم اضطراب دیده می شود
1- ابو داود: كَانَ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدَحٌ مِنْ عِيدَانٍ تَحْتَ سَرِيرِهِ يَبُولُ فِيهِ بِاللَّيْلِ
2- نسائی: كان للنبي صلى الله عليه و سلم قدح من عيدان يبول فيه ويضعه تحت السرير
3- ابن حبان: أن النبي صلى الله عليه و سلم كان يبول في قدح من عيدان ثم يوضع تحت سريره
4- حاکم و بیهقی: كان للنبي صلى الله عليه و سلم قدح من عيدان تحت سريره يبول فيه بالليل
5- طبرانی و ابن كثير و أبوبکر الشیبانی: أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم ، كَانَ لَهُ قَدَحٌ مِنْ عِيدَانٍ يَبُولُ فِيهِ، ثُمَّ يُوضَعُ تَحْتَ سَرِيرِهِ، فَجَاءَتِ امْرَأَةٌ، يُقَالُ لَهَا : بَرَكَةُ، جَاءَتْ مَعَ أُمِّ حَبِيبَةَ مِنَ الْحَبَشَةِ، فَشَرِبَتْهُ، فَطَلَبَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم، فَقَالُوا: شَرِبَتْهُ بَرَكَةُ، فَسَأَلَهَا، فَقَالَتْ: شَرِبْتُهُ، فَقَالَ: لَقَدِ احْتَضَرْتِي مِنَ النَّارِ بِحِضَارٍ. و في رواية: لقد احتظرت من النار بحظار
6- أبوبکر السیوطی و ابن ملقن: أَن النَّبِي – صَلَّى الله عَلَيْهِ وَسلم – كَانَ يَبُول فِي قدح من عَيْدان، ثمَّ يوضع تَحت سَرِيره، فجَاء فَإِذا الْقدح لَيْسَ فِيهِ شَيْء، فَقَالَ لامْرَأَة يُقَال لَهَا: بركَة (كَانَت تخْدم لأم حَبِيبَة)، جَاءَت مَعهَا من أَرض الْحَبَشَة-: أَيْن الْبَوْل الَّذِي كَانَ فِي الْقدح؟ قَالَت: شربته. قَالَ: صِحَة يَا أم يُوسُف- وَكَانَت تُكَنَّى أم يُوسُف – فَمَا مَرضَت قطّ، حتَّى كَانَ مَرضهَا الَّذِي مَاتَت فِيهِ»
7- ابن عساکر: أن النبي صلى الله عليه وسلم كان يبول في قدح من عيدان ثم يوضع تحت سريره فجاء فأراده فإذا القدح ليس فيه شئ فقال لامرأة يقال لها بركة كانت تخدمه لأم حبيبة جاءت معها من أرض الحبشة أين البول الذي كان في القدح قالت شربته يا رسول الله
در روایات فوق به وضاحت ملاحظه می گردد که روایات ابو داود، نسائی، ابن حبان، حاکم و بیهقی یکسان بوده و اضطرابی در آن دیده نمی‌شود اما در روایات طبرانی، ابن کثیر، ابوبکر شیبانی، ابوبکر سیوطی، ابن ملقن و ابن عساکر اضطراب قابل ملاحظه یی به چشم می خورد؛ چنانچه در روایت امام طبرانی و ابن کثیر و ابوبکر الشیبانی دیده می شود: بعد از آنکه رسول الله صلی الله علیه وسلم به نوشیدن پیشاب توسط أم أیمن خبر داده می‌شود، (یک بار به لفظ خطاب و یک بار به لفظ غایب) می فرماید: (احْتَضَرْتِي مِنَ النَّارِ بِحِضَارٍ أو لقد احتظرت من النار بحظار) مانع یا حایل بزرگی بین وی و آتش دوزخ به وجود آمد. اما در روایت ابوبکر سیوطی و ابن ملقن می بینیم که می فرماید: (صِحَة يَا أم يُوسُف) ای ام یوسف! خداوند ترا تندرست داشته باشد؛ و بعد از آن تا روزی که به مرض مرگ مبتلا نشد، هرگز بیمار نگردید؛ در روایت ابن عساکر به هیچ یک از آتش دوزخ و تندرست بودن اشاره نشده است

پس می توان گفت: کسانی که مانند امام دارقطنی، ابن حبان، البانی، هیثمی، ذهبی، حاکم نیشاپوری به صحت حدیث حکم کرده اند، روایات ابو داود، نسائی، ابن حبان، حاکم و بیهقی را در نظر داشته اند؛ اما کسانی که به ضعف حدیث و عدم معرفت حکیمه بن أمیمه حکم کرده اند مانند: ابن حجر در تقریب و امام ذهبی در میزان الاعتدال، به وضاحت دانسته می شود که آنها روایات امام طبرانی، ابن کثیر، ابوبکر شیبانی، ابوبکر سیوطی، ابن ملقن و ابن عساکر را در نظر داشته اند؛ چنانچه علامه ناصر الدین البانی در سلسله احادیث ضعیف و موضوع، جزء «صحة يا أم يوسف» را از حدیث جدا نموده و ضعیف می خواند و بر متباقی متن حدیث به صحت حکم می کند

نتیجه
در باب نوشیدن پیشاب حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم دو روایت آمده است؛ یکی در باره أم أیمن برکه بنت ثعلبه حبشی، مادر اسامه بن زید و دوم: در باره أم یوسف برکه بنت یسار حبشی همسر قیس بن عبدالله و خدمتکار مادر مؤمنان أم حبیبه رضی الله عنها

نقاط مشترک میان دو روایت اینست که نام هردوی شان بَرَکَه بود (اما نام خانوادگی یکی أم أیمن و دیگری أم یوسف بود) و هردو حبشی بودند و در خانه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به حیث خدمتکار می زیستند؛ اما مادر اسامه بن زید نسبت به أم یوسف به آن حضرت صلی الله علیه وسلم نزدیکتر بود؛ به همین لحاظ برخی راویان، أم یوسف را أم أیمن پنداشته و به خطا رفته اند

حدیث اول با در نظرداشت مصادر اصلی آن هم از ناحیه متن به لحاظ نقاط پنج گانه یی که در بالا به آن اشاره شد و هم از ناحیه سند، نظر به ابومالک نخعی که یکی از راویان متروک به نزد محدثین می باشد، ضعیف و غیر قابل اخذ و استدلال است
حدیث دوم از ناحیة سند با وجود موجودیت جرح (نقد) سطحی نسبت به برخی رجال سند آن، درست و قابل اخذ و استدلال پنداشته شده است اما از ناحیه متن در آن اضطراب وسیعی دیده می شود؛ چنانچه قسمتی از متن آن درست و قسمتی از سوی برخی راویان، علاوه گردیده است
پس از مجموع آنچه گفته آمدیم بدین نتیجه می رسیم که پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم ظرف چوبینی داشت که شب ها آن را به زیر تخت خواب خود می نهاد و گهگاهی در آن پیشاب می فرمود و این امر جزئی از فرهنگ و در آن زمان معمول بوده است
—————————————————-
مصادر مشهور روایت اول
1- المعجم الکبیر. مؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني، ج25/ص89 شماره حدیث: (21347)
2- المستدرک علی الصحیحین. مؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري، ج4/ص171 شماره حدیث: (6912)
3- حلیة الأولیاء و طبقات الأصفیاء. مؤلف: أبو نعيم أحمد بن عبد الله الأصبهاني، ج2/ص67 شماره (178) ترجمه أم أیمن
4- مجمع الزوائد و منبع الفواید. مؤلف: نور الدين علي بن أبي بكر الهيثمي، ج8/ص278
5- الإمام شرح الإلمام. مؤلف: شیخ تقی الدین معروف به ابن دقیق العید، ج3/ص386
6- التلخیص الحبیر في تخريج أحاديث الرافعي الكبير. مؤلف: أبو الفضل أحمد بن علي بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلانی، ج1/44
7- نيل الأوطار من أحاديث سيد الأخيار شرح منتقى الأخبار، مؤلف: محمد بن علي بن محمد الشوكاني، ج1/106
8- البدر المنير في تخريج الأحاديث والأثار الواقعة في الشرح الكبير، مؤلف: ابن الملقن سراج الدين أبو حفص عمر بن علي بن أحمد الشافعي المصري، ج1/ص481 حدیث (9)
مصادر مشهور روایت دوم
1- سنن الکبری. مؤلف: أبو بكر أحمد بن الحسين بن علي البيهقي، ج7/ص67 شماره (13184)
2- مجمع الزوائد و منبع الفواید. مؤلف: نور الدين علي بن أبي بكر الهيثمي، ج8/ص484 (14014). و فی روایته: قال: (لقد احتظرت من النار بحظار). رواه الطبراني ورجاله رجال الصحيح غير عبد الله بن أحمد بن حنبل وحكيمة وكلاهما ثقة
3- الخصائص الکبری. مؤلف: أبو الفضل جلال الدين عبد الرحمن أبي بكر السيوطي، ج2/253. خلاصه حکم المحدث: إسناده صحيح
4- الآحاد و المثانی. مؤلف: أحمد بن عمرو بن الضحاك أبو بكر الشيباني، ج5/ص497 شماره (3342)
5- البدر المنير في تخريج الأحاديث والأثار الواقعة في الشرح الكبير، مؤلف: ابن الملقن سراج الدين أبو حفص عمر بن علي بن أحمد الشافعي المصري، ج1/ص 484 حدیث (9)
6- الإصابه فی تمییز الصحابه. مؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي، ج7/ص531 (10916)
7- تاریخ دمشق. مؤلف: ابن عساکر، ج4/ص303
8- البدایه و النهایه. مؤلف امام ابی الفداء اسماعیل بن کثیر الدمشقی، ج5/ص326
1- المعجم الکبیر. مؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني، ج24/ص205 شماره حدیث: (20548)

عزیز احمد حنیف

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*