وروستي

رسول الله و توجه و اهتمام شان به حقوق بیماران و محتاجان

رسول الله و توجه و اهتمام شان به حقوق بیماران و محتاجان

ویسنده: د. راغب السرجاني

ترجمه: عبدالعزیز عطیش

اسلام به بیماران و حاجت¬مندان بگونه خاص توجه نموده است چنانچه آنها را از انجام بعضی از دستورات شرعی معاف ساخته است طوریکه می فرماید: {لَيْسَ عَلَى الأَعْمَى حَرَجٌ وَلا عَلَى الأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ} النور: 61
(‏بر (اشخاص صاحب عذر چون ) كور و لنگ و بيمار گناهي نيست)
همچنان علاقه¬مندی و امید به زندگی را در نفوس شان برانگیخته و حقوق آنان را نظر به حالات روحی و جسمی شان در نظر گرفته است

رسول الله و توجه شان به بیماران
نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و سلم با وجود گرفتاری¬ها و مصروفیت¬های زیاد شان، به محض اینکه از بیماری کسی اطلاع می¬یافتند، شتابان به عیادتش تشریف می¬بردند؛ و این کارشان نه به خاطر مجبوری یا عرف و شرایط جامعه و…. بلکه فقط بخاطر احساس مسئولیت در برابر بیماران بود. چطور اینگونه نباشد؟! درحالیکه خود شان عیادت و بازدید از بیمار را یکی از حقوق مسلمان بر برادران مسلمانش بر شمرده اند آنجا که فرموده اند: »حَقُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ خَمْسٌ… وَعِيَادَةُ الْمَرِيضِ…« (مسلمان بالای مسلمان دیگر پنج حق دارد که از آنجمله یکی عیادت و بازدید هنگام مریضی استMuhammad)
رسول الله صلی الله علیه و سلم در برابر سختی¬ها و مشکلات مریض، گذشت و آسان گیری می¬نمودند؛ همدردی و محبتشان را بدون تکلف و به بسیار سادگی، برایش ابراز می¬نمودند و به این ترتیب این کار پیامبر صلی الله علیه و سلم، مریض و خانواده¬اش را مسرور و خوشحال می¬گردانید؛ درین زمینه عبدالله پسر عمر رضی الله عنه می¬فرماید: اشتكى سعد بن عبادة شكوى له، فأتاه النَّبيُّ صلی الله علیه وسلم يعوده مع عبد الرحمن بن عوفٍ، وسعد بن أبي وقَّاصٍ، وعبد الله بن مسعودٍ، فلمَّا دخل عليه فوجده في غاشية أهله، فقال: قَدْ قَضَى؟«. قالوا: لا يا رسول الله، فبكى النبي صلی الله علیه وسلم، فلمَّا رأى القوم بكاء النبي صلی الله علیه وسلم بَكَوْا، فقال: »أَلاَ تَسْمَعُونَ؟! إِنَّ اللهَ لاَ يُعَذِّبُ بِدَمْعِ الْعَيْنِ وَلاَ بِحُزْنِ الْقَلْبِ؛ وَلَكِنْ يُعَذِّبُ بِهَذَا – وأشار إلى لسانه – أَوْ يَرْحَمُ
(سعد پسر عباده از بیماریش به رسول الله صلی الله علیه و سلم گلایه نمود. پیامبرعلیه السلام همراه عبدالرحمن پسرعوف، سعد پسر ابی وقاص و عبدالله پسر مسعود به عیادت و بازدیدش تشریف بردند، هنگامیکه نزدش رسیدند خانواده سعد رضی الله عنه را بسیار مضطرب و پریشان یافتند درین وقت فرمودند: آیا فوت کرده است؟ گفتند: نه خیر، بعد از لحظاتی رسول الله صلی الله علیه و سلم به گریه افتادند و از گریه آن حضرت، دیگران نیز گریه نمودند در این جا رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: آیا نمی¬شنوید؟! سپس ادامه دادند: الله متعال انسان را به خاطر اشک چشم و اندوه قلبش، عذاب نمی¬کند بلکه بخاطر این  به زبان شان اشاره نمودند – عذاب مینماید یا رحم می کند
رسول الله صلی الله علیه و سلم برای بیمار دعا می نمودند و او را به اجر و ثواب در برابر بیماریش بشارت می¬دادند به این ترتیب تکالیف و سختيهاي مریضی¬اش را آسان ساخته و او را راضی می¬گردانیدند؛ ام علا می¬گوید: من که مریض بودم رسول الله صلی الله علیه وسلم به دیدنم تشریف آوردند سپس برایم فرمودند: »برایت خوشخبری باد! الله متعال گناهان و لغزش-های مسلمان را، بوسیله¬ی بیماریش، دور می¬سازد؛ همانگونه که آتش ناپاکی¬های طلا و نقره را از بین مي¬برد
رسول الله صلی الله علیه و سلم نسبت به بیماران بسیار آسانگیر بودند و پیوسته تلاش می نمودند تا آنها را از تکلیف برهانند؛ در این زمینه، جابر پسر عبدالله می¬گوید: »به سفری رفتیم مردی سرش به سبب سنگی که اصابت نمود؛ زخم گردید، برای این شخص غسل لازم شد، در این باره از همراهانش سوال نمود که آیا می¬تواند تیمم کند؟ آنها برایش گفتند: نه خیر، تو که می¬توانی ازآب استفاده نمایی. سپس به اثر استفاده از آب، فوت نمود. وقتی از سفر برگشتیم، این خبر به پیامبر علیه السلام رسید، ایشان فرمودند: » اورا کشتند، خدا ایشان را بکشد، چرا وقتی نمی¬فهمیدند، نپرسیدند؛ برای اینکه شفای کسی که نمی¬داند، پرسیدن است، برایش کافی بود که تیمم کند، وقتی آب موجود شد و به غسل ضرورت داشت زخمش را با پارچه ای ببندد و بر آن مسح کند و باقی بدنش را (که سالم است) بشوید
بر علاوه رسول الله صلی الله علیه و سلم پیوسته به خدمت بیماران قرار داشتند و تا رفع مشکلات شان، آنان را همراهی می-کردند. روزی زنی که ازلحاظ عقلی مشکل داشت و رفتارش عادی نبود، خدمت پیامبرصلی الله علیه و سلم حاضر شد و گفت: »یا رسول الله! برای شما کار دارم، رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: به خدمت تان هستم هرجایی که میخواهی، سپس پیامبر صلی الله علیه و سلم در کنار راهی به حرف¬های آن زن گوش داده و مشکلاتش را بر طرف ساختند.«
چنانچه رسول الله صلی الله علیه و سلم در تداوی بیماران و درمانده¬گان بسیار جدی بودند و حق اولویت را به آنان می¬دادند؛ برای اینکه یکی از اهداف اسلام، صحت¬مندی ظاهری و باطنی جسم انسان است، به همین دلیل برای بادیه نشینان فرمودند: »بندگان الله! خویشتن را تداوی نماید، الله متعال برای هربیماریی، جز پیری، دوایی قرارداده است
حتی رسول الله صلی الله علیه وسلم برای زن مسلمان اجازه دادند تا (درصورت ضرورت) مرد مسلمان را تداوی نماید، چنانچه رسول الله صلی الله علیه و سلم به رفیده رضی الله عنها که زنی از قبیله اسلم بود، دستور دادند تا سعد بن معاذ را که در غزوه خندق به اثر اصابت نیزه زخمی شده بود، تداوی نماید. و این زن مسلمان فقط بخاطر نجات مسلمان¬ها و ثواب و خوشنودی الله متعال، زخمی¬ها را خدمت نموده و تداوی می¬کرد

رسول الله واهتمام شان به محتاجان و بیچاره گان
آری! رسول بزرگوار اسلام صلی الله علیه و سلم با عمرو پسر جموح رضی الله عنه که خیلی محتاج و نادار بود، رفتار بسیار عالی و عزت-مندانه¬ی داشتند. عمرو پسر جموح در حالیکه خیلی فقیر و محتاج بود با آن هم وضعیت¬اش او را از رسیدن به بلند ترین قله¬های عزت و سربلندی باز نداشت بخاطر اینکه عمرو پسر جموح رضی الله عنه در جهاد و راه الله متعال از بخشش زیاد و همت بسیار عالی و بلندی برخوردار بود. عمرو پسر جموح شدیداً لنگ بود و چهار فرزند داشت که در غزوه¬های متعدد – مانند شیر درنده – در کنار رسول الله صلی الله علیه و سلم می¬جنگیدند، زمانیکه غزوه احد فرا رسید، فرزندان عمرو پسر جموح (بخاطری لنگی و معیوبیت¬اش) از وی خواستند تا در جهاد شرکت ننماید او آزرده خاطر خدمت رسول الله صلی الله علیه و سلم حاضر شد و از فرزندانش در این مورد، شکایت کرد و ادامه داد: قسم به خدا که آرزو دارم با همین معیوبیت و لنگی خود در بهشت قدم بزنم.
رسول الله صلی الله علیه و سلم به عمرو بن جموح فرمودند: الله متعال تو را معذور دانسته است و رفتن به جهاد برایت لازم نیست. سپس به فرزندانش گفتند: ضرور نیست او را از رفتن به جهاد مانع شوید، شاید الله متعال شهادت را نصیبش بگرداند. همین بود که عمرو پسر جموح رضی الله عنه همراه رسول الله صلی الله علیه و سلم در غزوه احد شرکت نموده و به درجه رفیع شهادت نایل گشت
رسول الله صلی الله علیه و سلم در مورد عمروبن جموح فرمودند: »قسم به ذاتی که نفس من در دست او است! از شما کسانی هستند که اگر بر خدا قسم بخورند، الله متعال قسم آنها را راست می سازد، عمرو پسر جموح یکی از آن جمله است، او را در بهشت دیدم که با پای لنگ خود قدم می زد
رسول الله صلي الله عليه و سلم در رفتار و برخوردشان با بیماران و حاجت مندان الگو و نمونه بودند؛ عثمان بن عفان رضی الله عنه در این زمینه می¬فرماید: »به خدا قسم زمانیکه رسول الله صلی الله علیه و سلم در سفر بودند و یا کدام سفری نداشتند و در خانه بودند، همراه شان بودیم، ایشان از بیماران عیادت نموده در جنازه¬ها شرکت کرده و شانه به شانه با ما در مقابل دشمن می¬جنگیدند و به کم و زیاد با ما هم نوایی داشتند

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*