وروستي

اهداف و مأموریت فعالیت اسلامی زنان

اهداف و مأموریت فعالیت اسلامی زنان

ترجمه و اختصار: سعديه حفیظ

با استفاده از سایت ویکیپیدیا الاخوان المسلمین

پلان گذاری درست تهداب کامیابی هر فعالیت بشری می باشد.یاری جستن از الله و پرهیزگاری اساس کامیابی در دنیا و آخرت بشماری می رود.وپایداری وپشت کاریگانه راه درراستای برآورده شدن اهداف می باشد.اگرخواهان فعالیت نسائی کامیاب هستیم باید فعالیت های ما با پلان آغاز گردد.ابتداء پلان دراز مدت جهت وضع کردن بنیاد های اساسی فعالیت بعدا پلان مرحله وارنظربه شرایط موجود که از خلال فعالیت افق های جدید باز می شود، نواقص جبران می گردد،پلان ها تعدیل می یابد وبه خواست الله جل جلاله به کامیابی می رسیم.
اهداف مطلوب در فعالیت نسائی:
1- بلند بردن سطح التزام وپابندی زن مسلمان، پیشـرفت و ارتقای مطلوب دربرگیرنده همه جوانب شخصیت، جانب روحی، فکری، عملی وحرکی می باشد.
2- بلند بردن شایستگی واستعداد زن مسلمان جهت ایفای نقشش در راستای تربیت نسل ها:همچنان شایستگی مطلوب همه آنچه را در بر می گیرد که برای زن مسلمان در راستای تربیت اسلامی درست نسل جدید لازم است.
برابراست که مادر را منحیث یک شخص برای ایفاءوظیفه اش آماده کنیم ویا وسایل مادی و اجتماعی رابرای این کار مهیا گردانیم.
3 _سهمگیری زن مسلمان در مسؤولیت های دعوت به اسلام وتلاش برای آن:حرکت اسلامی در حالیکه چشم بسوی تغییرجامعه در جهت اسلام دوخته است، باید فرصت های مختلف را برای خواهرمسلمان جهت مشارکت مهیا نماید، چون دعوتگر، مربی، رهبر، تنظیم کننده توده زنان، اصلاح گراجتماعی،اشتراک کننده فعال درهمه عرصه های سازندگی واین همه نیاز مند برنامه های ویژه یی جهت آماده نمودن خواهرمسلمان می باشد، تا از عهده این وظایف بدر آید ، وازمکملات این وظیفه ،سهم گیری خواهر مسلمان در مقابله با پلان های ضد اسلامی و اسباب فساد واز هم پاشی جامعه اسلامی بخصوص پلان های مربوط به زنان نیز شمرده می شود.
4 – پروش ورشد استعداد های اسلامی در عرصه های خاص فعالیت زن: بصورت ویژه دربخش های تعلیم وارشاد اجتماعی ،صحت واز این قبیل بخش ها.
5 – تشکیل انجمن ها و سازمان های اسلامی نسائئ: ویا فعالیت از خلال انجمن های موجود جهت 1- رشد دادن قیادت های نسایئ برای فعالیت و تنظیم وکسب مهارت های لازم رهبری. 2- سوق دادن توانایی های زنان در جامعه اسلامی در راستای خدمت به اسلام.
مشکلات و موانع در برابر فعالیت اسلامی زنان:
همانطور که موانع زیاد در برابر فعالیت اسلامی بصورت عام وجود دارد به مراتب بیشتر از آن در برابر فعالیت اسلامی زنان قرار دارد، که بعض موانع ویژه فعالیت نسایی را با راه حل های پیشنهادی ذکر می نمایم : شاید مطالعه خواهران فعال در این عرصه، موانع بیشتررا که با آن روبرو می شوند و راه حل وعلاج آن را خوبتر بیان کند.وباتأسف باید گفت که کار فکری نشراتی در برابر این قضایا بسیار اندک است.ونیاز به تلاش بیشتردارد تا از یک سو خلای موجود را پُر نماید و از سوی دیگر وسیله آگاهی عمومی و کسب تجربه برای خواهران باشد.
1- مانع فکری:نظر کوتاه بینانه و منفی در قبال نقش زن مسلمان:

در ساختار اجتماعی اسباب خلل و موانع در راستای پیشرفت وترقی بیشمار و گوناگون می باشد.اما تحلیل منطقی این امر را آشکار می سازد که خلل فکری اساس هر کوتاهی اجتماعی است.از همین رو هر مانعی که در برابر نهضت واقعی زن مسلمان ،و قبل ازهمه در مقابل فعالیت فعال کار اسلامی زن، بر می گردد به دید منفی وتنگ نظرانه درمورد نقش زن مسلمان در راستای تغییر وجایگاه لازمی او در ساختار جامعه.
طبیعی است که بااین نظر کوتاه بینانه می یابیم که کتابخانه های اسلامی مملوء از کتاب ها و نشراتی است که در باره زن سخن می گوید ،اما با تأسف که بیشتر آن قضیه زن را منحیث یک قضیه جزئی ویا مجموعه ازمشکلات جزئی می پندارند که بر اطراف جسم زن وطبیعت زنانگی اش می چرخد مانند:لباس شرعی،حجاب،بی حجابی،آرایش،حیض،نفاس و احکام دیگری که به این مسایل مربوط است.

اما قضیهءزن منحیث یک انسان که بنده الله بوده ومکلف به عبودیت خدای یگانه است .وبا مرد یکجا نقش جانشینی را در جهت ساختار زمین ایفاء می کند…نقش زن منحیث عضو جامعه در ساختار وپیشرفت و ترقی آن…این همه موضوعات تقریبا بگونه نادر دراین کتابخانه ها یافت می گردد.
و از نتیجه همین خلل فکری ودید کوتاه بینانه به نقش زن ،توجه عملی در ساختار سازمان ها وفعالیت اسلامی نسائی بسیار اندک است.این تقصیر عملی در ابعاد گوناگون آشکار گردیده که مهمترین آن عبارت اند از:

الف- اکتفا به پابندی خواهرمسلمان(همسرباشد و یا خواهر و یا دختر) به حد ادنی در ادای فرایض و نوافل در عرصه عبادات، پابندی به حجاب اسلامی طبق لباس رایج، بدون تلاش وفعالیت در ساختار شخصیت اسلامی آنها. تا آز آنها قیادت های نسائی توانا در عرصه دعوت ،ساختار جامعه ورهبری آن تبارز نماید.

ب – زن مسلمان (همسر باشد ویا دختر ویا خواهر) با وجود پابندی به اسلام به عوض اینکه وسیله پیشرفت وتکیه گاه برادر دعوتگرباشد بار دوش وسنگ مانع در راهش می باشد، اینهمه به علت عدم درک کافی زنان از وظیفه برادروهم چنان عدم مهیا نمودن آنهابه این کار می باشد.
ج- باید گفت حتی در بسا اوقات اولاد برادر دعوتگر اعم از دختر و پسر دچار خطر گردیده است ،چون تربیت اسلامی لازم را از سوی مادرانشان ندیده اند.آنهاییکه اگرچه پابند به حجاب اسلامی بوده اند مگرهیچ گاهی منحیث مربی اسلامی تربیت ندیده و.برای این کارآماده نگردیدند.
د- عرصه های باز برای خواهران که خواهان فعالیت اسلامی اند کم و محدوداست مانند درس های فقه،حفظ قرآن تقدیم بعضی از درس های توجیهی.آن عده خواهرانیکه توانایی های بیشتر و ابتکاری را دارا اند این عرصه های معین را مطابق توانمندی های خود نیافته از عرصه دعوت دور گردیده اند.از همین رو تعداد روی آورنده گان به این درس ها اندک ومحدود باقی مانده اند و الگوهای جوان در بسیاری عرصه ها تبارز نکرده اند.
ه- واضح است که بااین کوتاه فکری خواهران ملتزم خود را از داخل شدن به عرصه های اجتماعی ،انجمن های نسائی وگردهمایی های زنان دورنگه می دارند وخود را در گردهمایی های تنگ خودشان که بدون تاثیر اجتماعی فعال که از آنها مطلوب است، می پیچانند.
2- ضعف و کمبود قیادت های نسائی:
تعداد خواهران دعوتگر در میان خواهران از اساس کم است وبیشتر این خواهران دعوتگر اهلیت کافی جهت رهبری فعالیت های نسائی را بصورت عموم کسب نکرده اند.چنانچه حالات ویژه بیشتر آنها مانع سهمگیری گسترده شان در عرصه فعالیت دعوتی می شود.عده این مشکل را اولین مشکل در ایجاد کار نسایی فعال می پندارند.شکی نیست که بودن هسته قیادی با کفایت برای فعالیت نسائی فرصت رشد این گونه فعالیت ها را در عرصه های گوناگون باز مینماید.این امر در قدم نخست خواهان ترکیز برایجاد مجموعه از هسته ها و همچنان خواهان همکاری برادران دعوتگر در تشویق همسران ،دختران وخواهران شان جهت سهمگیری و پیشرفت در ساختار کار وهمکاری شان در مکلفیت های دعوتی می باشد.
چنانچه ضعف وکمبود قیادت های زنان مسلمان خواهان استفاده از همه شخصیت ها و انجمن های اسلامی موجود در اطراف ما است تا این نقیصه موجود تا اندازه جبران گردد،بعضی از برادان جهت جبران این مشکل مشوره های داده اند از جمله:
1-سهمگیری همه زنان در فعالیت های دعوتی مطابق توانمندی هایشان به ویژه دانش جویان همراه با آماده گی شان به پند و نصیحت.
2- روی آوردن به سوی فعالیت های عام دعوتی مانند درس ها،سخنرانی ها در مساجد وانجمن ها در پهلوی حلقات خاص و معین.
3- استفاده از فعالیت های مردان چون فعالیت های مردان مانند سخنرانی ها ،سمینار ها ،اکثر آنچه در آنهاگفته می شود برای مردان وزنان مناسب است.چون شریعت برای مردان و زنان آمده وهر دو جنس را یکجا مورد خطاب قرار داده است و آنچه بر مرد ثابت گردیده برای زنان هم ثابت گردیده است جزبا دلیل.Sisters-Kunduz-Eid-Party2

در بحث فوق موضوع در بارة اهداف مطلوب در فعالیت نسایی ومشکلات و موانع در برابر این فعالیت سخن زده شد و دو مانع، یکی مانع فکری و دوم ضعف وکمبود قیادت های نسایی، مورد بحث قرار گرفت. اكنون به برسی مشكل سوم می پردازیم.

مانع سوم: مشکل عدم سازش میان مسئولیت های دعوتی ومسئولیت های خانه است. بدون شک این مانع از جمله مشکلات واقعی بشمار می‌رود. چون زن در مقابل وظیفه، دعوت، کارهای خانه، شوهر، اطفال وغیره….. قرار می‌گیرد. چقدر از دخترانی اند که در قلب هایشان شعله و انگیزة دعوت به سوی خدا و در افکار شان خواب ها و آرزو های زیادی را می‌پرورانند.اما هنگامیکه ازدواج نمودند، و با زندگی عملی روبرو گردیدند، همه آرزو ها و احساسات شان ذوب گردیده به باد فنا می‌رود.
برخی از راه حل های پیشنهادی برای رفع این مشکل:
*_ تقوی وپرهیز گاری:
خداوند می‌فرماید :
وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا[الطلاق : 2]
هرکه تقوی پیشه کند خداوند برایش راه بیرون رفت را فرارویش قرار می‌دهد. هدف در این نکته این است، که خواهر اوقات خود را در مصلحت دعوت به خرج دهد و آن را در مسایل بی فایده ضایع نگرداند وتا حد امکان کوشش نماید وقتش درامورضروری سپری گردد.
*- تنظیم وقت بر اساس اولویت ها:
باید دانست که تنظیم نادرست وقت از اسباب ضیاع آن بحساب می‌رود. اگر زن در تنظیم وقت و توزیع آن بگونة متوازن کامیاب گردید، دست آورد‌های بیشماری خواهد داشت.
*- خواهر مسلمان خود را به مناسبات خاص دعوتی محدود نگرداند. بلکه از همه عرصه های فعالیت خود چه در ادای حق شوهر باشد یا تربیت فرزندان، در میدان شغل و وظیفه باشد ( در صورتیکه کارمند باشد) و یا در تعامل با همسایگان وخویشاوندان به مصلحت دعوت استفاده نماید.

4 – مشکل تصادم ویا عدم همکاری شوهر:
عده ای از خوهران هنگام تمایل به انجام فعالیت دعوتی با شوهران خود برخورد می‌نمایند. این تصادم یا به علت ملتزم نبودن شوهر، و یا عدم قناعت شوهر بر اشتراک در فعالیت های دعوتی به سبب هراس از عواقب و نتایج آن، ویا علی اقل عدم همکاری با خانم در انجام مسئولیت های دعوتی اش به میان می آید.
اساساً باید قبل از ازدواج به این مشکل توجه گردد. اما بعد از ازدواج تلاش صورت گیرد تا با صبر و حکمت این مشکل حل گردد. باید به براداران دعوتگر بگونة خاص اشاره کرد که خانمان ودختران خود را در این عرصه همکاری کنند و سنگ مانع راه شان قرار نگیرند.
5- اسباب و موانع دیگر:
گاهی اسباب خاص در نزد هر یک خواهر و یا گاهی هم نزد مجموعة از خواهران می باشد. بطور عموم از خلال فعالیت عملی به راه حل های مناسب در وقتش دست می یابیم.

کوتاهی در عرصه فعالیت دعوتی:
علامه قرضاوی می‌گوید:”باید اعتراف نمایم که فعالیت نسائی به سطحی که باید می‌رسید، نرسیده است، اگر چه دعوت در میان زنان گسترش یافته، به ویژه در میان دانش آموزان لیسه ها و دانشگاه ها، اما تا هنوز با وجود گذشت 60 سال از حرکت زنان قیادی توانا، که به تنهایی بتوانند با جریانات سیکولری، مارکسیستی، نیرومندانه رویارویی کنند، آشکار نگردیده است. استاد عبید حسنه می‌گوید:”از جمله ضربه های خطرناکی که به سازمان ها وحرکت های اسلامی رسیده، این است که شخصیت زن مسلمان با ابعادی که در مرحله سیرت وخلافت راشده، که مرحله الگویی بود، برایش ترسیم گردیده بود آنگونه به کمالش نرسیده و جایگاه خود را در موسسات فعالیت اسلامی بدست نیاورده است. و در ضمن حاشیه تنگ و به دور از جریانات عام حرکت اسلامی وقت می‌گذراند. جریانات اسلامی در دفاع از حقوق زنان نسبت به مشغولیت شان در بیرون آوردن زن مسلمان با همان ابعاد مطلوب در میدان واقعیت بیشتر مشغول گردیده اند و نتوانستند که اسلام را انتخاب زن مسلمان بگردانند و برای این کار موسسات، انجمن ها، ارتباط ها، کنفرانس ها وحوزه های گستردة دیگر که از خلال آن شخصیت زن مستقل، دارای حقوق و مسئولیت ها تبارز نماید، دایر نمایند. همه جنجال ها در حجاب، چند همسری، طلاق، میراث، شهادت وگواهی باقی ماند. این همان نقشه لازمی است که توانایی ها را به مصرف می رساند و فعالیت ها را جهت میدهد وبر افکار حکمروایی می‌نماید. بگونه‌ای که تا هنوز در این عرصه ها رفت و آمد داریم و موفق نشدیم که این عرصه را ترک نموده در جایگاه تاثیرگذار در راستای ساختارشخصیت سالم زن مسلمان قرار گیریم. از همین رو زن تا هنوز هم از جمله سنگر های باز و عضو بیکار در جسم جامعه اسلامی می‌باشد که از خلال آن دعوتگران فساد و بی بندو باری به نام آزادی زن بیرون می‌آیند. در حالیکه از اولویت این بود که پرچم جریانات آزادی زن را اسلام گراها حمل می‌کردند. و قید و بند های که عرف و عنعنات جاهلی به ارث گذاشته است، را می‌شکستند.
اهمیت کار نسائی:
إِنَّمَا النِّسَاءُ شَقَائِقُ الرِّجَالِ(سنن أبي داود)
ترجمه: بی تردید زنان هم سنگ مردان اند.
هیچ یک از فعالان عرصة دعوت اسلامی بر اهمیت توجه به زن مسلمان و بودن فعالیت ویژه‌ای که بر زنان اهتمام ورزد باهم اختلاف ندارند. اما اختلاف در باره اندازه‌ای که فعالیت اسلامی نسائی به آن برسد؛ و اندازه‌ای نقش زن در حرکت و جامعه بطور عام، وجود دارد. در ذیل کوشش می‌نمایم تا اهمیت نقش زن را از خلال پنج نقطه اساس بیان نمایم.

1- دعوت اسلامی مسئولیت عام بوده و بر دوش زنان و مردان است:
زن از این نگاه که انسان است مساوی با مرد می باشد. و مانند مردان در انجام تکالیف شرعی مخاطب قرار گرفته است. بناءً زن مسئولیت کاملی را دارا است که نه در دنیا و نه در آخرت پی آمد های اعمالش را جز خودش کسی دیگری حمل می کند. وخداوند در آخرت سنجش کرامت و کامیابی را تقوی و عمل نیک گردانیده است ونه مردانگی ویا زنانگی.
هنگامیکه تربیت اسلامی رو به سستی گراید و تعالیم اسلامی روبه ضعف نهاد، تقالید و عنعنات جایگاه آموزه های آسمانی را گرفت و بر جامعه حاکم گردید. جایگاه زن مسلمان در جامعه اسلامی به عقب برگشت نموده تا سرحد تند روی و غلو رسید. زن مسلمان از تعلیم، فرهنگ، عبادت در مسجد، دوستی و دشمنی، مسئولیت امر به معروف و نهی از منکر، گواهی دادن وغیره….محروم گردید. گاهی او را به نام متفرغ شدن جهت ادای مسئولیت مادری وگاهی به نام عزت و شرف، گاهی به بهانة فاسد بودن زمانه وگسترش فتنه ها، در خانه مقید کردند. زن وظیفه مادری خود را در حالی اجرا می نمود که از تقاضا های که زندگی، جامعه و زمانه در راستای تربیت فرزندان، از وی میکرد ، در جهل قرار داشت. بناءً مشکل زن چیزی نیست که جدا از مشکل مرد مورد بحث قرار گیرد. چون مشکل هر دوی آنها در حقیقت یک مشکل و آنهم مشکل فرد در جامعه می‌باشد. حرکت ما که برای اسلام فعالیت دارد و مردم را به پابندی و التزام به آن فرا می‌خواند باید دعوت و توجه خود را برای مرد و زن در یک سطح قرار دهد.

2- زن نیمة جامعه بوده نیمة دیگر آنرا پرورش می‌دهد:
زن در کار زار زندگی وساختار جامعه نقشی را دارا است که کمتر از نقش مرد نیست. چون او سازندة مردان است و نقش اش در رهنمایی نسل ها خیلی با اهمیت می‌باشد.
تا هنگامیکه انقلاب در سطح تربیت خانوادگی صورت نگیرد هر تلاش در راستای آوردن تغیر اجتماعی به ناکامی می‌انجامد. و از آنجا که خطوط اساسی شخصیت فرد در خانه شکل می‌گیرد؛جای که روز های اول زندگی را همراه با مادر می‌گذراند، بناءً هر تغییر واقعی در متن جامعه باید از خانواده بگذرد، بویژه از عنصر اساسی در آن که همانا زن است.
یکتن از خواهران دعوتگر در اثنای سخنرانی در بارة نقش زن در تربیت، در جوامع عربی فریاد صادقانه‌ای می‌زند و می‌گوید:”ما به مسئولیت تاریخی خود پی نمی‌بریم و از خداوند در باره فرزندان خود نمی‌ترسیم! ای خواهر مسلمان سرمایه های آینده در برابرت ات قرار دارد. پس آیا به مهم بودن نقش روزمره‌ای که ایفا می‌نمایی احساس داری؟…ویا سهل انگاری می نمایی؟
آیا ما مردان به اهمیت نقش زنان خود که در خانه های ما ایفا می‌کنند احساس داریم؟ تا هر آنچه را که در راستای انجام وظیفة خود نیاز دارند همانگونه که الله می‌پسندد و راضی می‌گردد آماده نماییم؟
باید گفت تأکید بر اینکه از وظایف اساسی زن، وظیفه مادری است، به این معنی نیست که او را از تعلیم منع نماییم و یا در مقابل برآورده شدن آرزو هایش محدودیت ها وضع کنیم. بلکه این سبب دیگری است که ما را به این وادار می‌نماید تا زن را بهتر مجهز نماییم تا وظیفة اساسی خود را به شکل بهتر انجام دهد. تا هنگامی که عملیة تربیتی قادر به بازگردانیدن حیثیت زن برایش نگردد؛ و او را به نقش و جایگاهی که اسلام برایش در زندگی اجتماعی ارزانی نموده آگاه ننماید، خلل و ناتوانی در عملیة تربیتی دوام خواهد کرد. وعقب ماندگی به جای دینداری نهادینه گردیده و زن از اساسی‌ترین ویژگی های خود که همان وظیفه پرورش به ادعای ما که برای آن خلق گردیده، فارغ می شود.

3- زن یا نیروی بزرگ سازندگی و یا کلنگ خطرناک ویرانگری:
زن بر علاوة التزام فردی، و یا تاثیر گذاری بر خانواده و فرزندان، به گونة خیلی بزرگ بر جامعه هم تاثیر گذار می‌باشد. زنان نیروی هولناک در راستای اصلاح و سازندگی شده می‌توانند، در صورتی که اصلاح گردیده و مسئولیت های خود را در قبال دین و جامعة خود اداء نمایند. چون خداوند آنها را با ویژگی های چون عطوفت و مهربانی و صبر و بردباری آراسته گردانیده که مردان از آن کم بهره دارند. گاهی هم زنان کلنگ خطرناک در راستای ویرانی باور ها و عقاید ملت ها و زیر بنای جامعه می‌گردند، در صورتیکه فاسد گردند و شیطان آنها را بر انگیزد. چون در جامعه توانایی فریب و فساد هم جنسان خود از زنان وحتی از مردان را دارا اند. استاد راشد الغنوشی می‌گوید: «لازم است تا تأکید نماییم که زنان توانمندی هولناک سوق دادن را دارند یا جامعه ( شوهر، برادر، پدر، فرزندان) را بسوی ترقی و پیشرفت سوق می‌دهد. و یا بسوی هرزگی ها و مخدرات» زنان در ساختار کاخ اول اسلام نقش شگفت انگیز را دارا بودند. زن در تمام عرصه ها سهیم بود. و این سهم‌گیری خود را جزء مسئولیت های خود می‌دانست. در میدان ایمان خدیجه( رض) اولین فرد بود که به اسلام داخل گردید. در میدان جهاد سمیه (رض) اولین فردی بود که به شهادت رسید. زن به حبشه هجرت نموده و مشکلات آن را تحمل نمود، در بیعت عقبه زن بیعت نمود، در هجرت پیامبر زن سهیم بود و اسماء (رض) زنی که نقشی تاریخی بازی کرد. و بعد از هجرت پیامبر با وجود حمل خود هجرت نمود و در دروازه های مدینه (قبا) وضع حمل نمود. ام سلمه (رض) بعد از آنکه خانواده اش او را زندانی کردند و عرصه را برای هجرت اش تنگ کردند و میان او شوهر و فرزندش جدایی افگندند باز هم هجرت نمود. نسیبه (رض) در غزوه احد از پیامبر دفاع می‌نمود در حالیکه بیشترین تعداد مردان شکست خورده بودند، ام سلیم(رض) در غزوه حنین ثابت و پا بر جا در نزدیکی رسول الله صلی الله علیه وسلم قرار داشت در حالیکه مردان پا به فرار گذاشته بودند. امت اسلامی در صده های اول از سلاح نافع زن بهره برداشت اما دیری نگذشت که اوضاع آهسته آهسته دگرگون گشت.

دشمنان اسلام نقش خطرناک ومهم را که زن در ویرانی جامعه اسلامی بازی می کند به خوبی در ک نمودند و از همین رو نهایت تلاش خود را در فاسد کردن زن مسلمان بخرچ می دهند. زنان را با قلم های هرزه، مجله ها، بی بند و باری های گوناگون، موسیقی مزخرف، نویسندگان، هنرمندان و دیگر انواع تاثیر گذار مسلح نمودند، تا زن مسلمان را از پابندی به تعالیم پروردگارش دور نمایند. تا بعد از فاسد شدن زن، فاسد نمودن جامعه برایشان آسان گردد.

در كشورهای ما نسل هایی از زنان پرورش گردیده و یا در حال پرورش با افکار غربی اند که از اسلام جز شبهات چیزی نمی‌دانند. عدهء زیادی از آنها با تشویق و همکاری ویژه به غرب جهت آموزش در دانشگاه های آنجا فرستاده می‌شوند تا بعد از بازگشت رهبران آزادی زنان به مفهوم غربی گردند و منصب های رهبریت را در بسیاری از موسسات جامعه از آن خود کنند و چند برابر در ویران‌گری باورها و اخلاق، نسبت به گذشته تلاش نمایند. پس آیا زن مسلمان واقعی از مسئولیت های خود شانه خالی نموده جایگاه خود را برای این نوع زنان غربگرا که ویران می‌کنند و فاسد می‌سازند میگذارند؟ و یا در راستای اصلاح و ساختار جامعه با وجود مشکلات و موانع پیش قدمی می نماید؟

درحال حاضر امکان ندارد به مرد م گفته شود که در دانشگاه ها، شفاخانه ها، موسسات نسایی و غیره امکان تجمع زنان را ببندید. این خواست ناممکن و هم چنان غیر مطلوب است. چون این ها موسساتی اند که با زندگی مردم ارتباط دارند و مردم با آنها در ارتباط است. راه جز این نیست که زنان مسلمان آگاه در هر کشور اسلامی در این ادارات وظیفه انجام دهند. و در راستای اصلاح آن تلاش نمایند. و در مقابل جریانات چپ‌گرا قرار گیرند. در این جا مسئولیت خواهران مسلمان و دختران توانای ما آشکار می‌گردد که باید پیشوا های نسایی سرشناس در تمام عرصه ها وجود داشته باشد. باید در مکاتب قیادت ها باشد، در نظام تعلیمی قیادت ها باشد، در سطح دولت قیادت ها باشد و حتی در سطح ولایات قیادت ها باشد. چون در جامعه تنها ما نیستیم که در راستای ساختار آن تلاش داریم، بلکه سازندگان زیادی با عقل های متفاوت ومذاهب گوناگون و نظریات مختلف وجود دارند، اگر زنان متدین تاحد معین توقف نمایند، دیگران توقف نمی‌کنند. به این معنی که اگر ما زنان دین دار را به ترک مکاتب، ویا ترک دیگر عرصه های کاری تاثیر گذار در جامعه نصیحت نمایم، در حقیقت ما همه عرصه ها را برای آنهایکه اهداف شوم و منحرف دارند باز نمودیم تا رشد نمایند و در جامعه غوغا بر پا کنند. و در مقابل عنصری که توانایی کنترول وضع و ممانعت رشد و گسترش فساد را دارا بود سد راه قرار گرفتیم. و فکر نمی‌کنم خدمت بزرگتر از این به سکولر ها و افراد مغرض نموده باشیم.

4- زنان دارای نقش های ویژه‌ای اند که درآن بهتر از مردان تبارز می‌کنند.
برعلاوة عرصه های که قبلی که نیازمند اشتراک و یا سهیم شدن زنان می‌باشد. عرصه های زیاد دیگری خاص زنان می باشد که باید مسئولیت های آن را بپذیرند و یا برای گرفتن مسئولیت های آن تربیت و تمرین گردند. چه این عرصه ها در سطح حرکت باشد و یا در سطح جامعه.‌ اشتراک زنان مسلمان در موسسات که تجمع زنان در آن می باشد مانند موسسات بهداشتی، تعلیمی، اجتماعی، انجمن های زنانه، به هدف تبلیغ و دعوت اسلامی، و تبارز الگوی اسلامی نسایی اهمیت بسزا دارد، حتی نسبت به نیازمندی اقتصادی در حرکت اسلامی. باید خواهران و برادران این ضرورت را درک نمایند و در این راستا قربانی های مطلوب را تقدیم نمایند. خوبی های حضور خواهران در این عرصه ها بیشتر از خطرها و احتیاط ها می‌باشد. خالی گذاشتن این حوزه ها از زنان الگو که پرچم دین و امر به نیکی و نهی از بدی را بلند کنند از اشتباهات بزرگ محسوب می گردد.چون تربیت با گفتار و کردار گاهی بهتر از هزار سخنرانی و خطبه می باشد.
لازم نیست زنان در همین حوزه های کاری خاص خود محصور بمانند. این حوزه هایی است که آنها به خوبی و بهتر از مردان در آن فعالیت نموده می‌توانند.

5- موجودیت سازمان های ویژه زنان در جامعه:
در جوامع جدید انجمن ها وسازمان های ویژة زنان فعالیت دارند، که بصورت عموم نقش ویرانگری را بازی می‌کنند. تا هنگامیکه برای اینها زنان نمونة مسلمان تقدیم نگردد که امور آنها را بدست گرفته تلاش هایشان را بسوی سازندگی و اصلاح سوق دهد، و یا هم سازمان های اسلامی نسایی تأسیس نگردد که توانایی رویارویی با آنها و خنثی نمودن مکر وفریب شان را داراباشند، نقش منفی این سازمان ها باقی خواهد ماند. خطر اینگونه سازمان ها از همه بیشتر در گرد آوری زنان وتقدیم زنان تاثیر گذار به جامعه میباشد، که عموما این زنان در نگرش و عملکرد های خود در جهت مخالف با اسلام قرار می‌گیرند. از سوی دیگراین سازمان ها محل و مرکز گردهما و فعالیت های نسایی منحرف گوناگون می‌باشند. لازم است که در مقابل اینها، قدوه‌های اسلام گرا از قشر زنان ساخته شود که توانایی نفوذ در این انجمن ها ،رقابت با رهبران و رهنمایی آنها بسوی تعالیم اسلامی را داشته باشند. در صورت نا ممکن بودن استفاده از این انجمن ها ،باید سازمان های اسلامی نسایی هم سان تاسیس گردد.بر فعالیت اسلامی لازم است تا فرصت ها را برای خواهران مسلمان جهت تبارزدادن استعداد های شان آماده گرداند.وآنها را در این راستا همکاری وتشویق نماید. تاجامعه بر اهمیت موجودیت زنان قدوة مسلمان پی ببرد. فعالیت اسلامی نسایی هنگامی به کامیابی می‌رسد که وجود خود را در حوزه های گوناگون چون دعوت، فکر، علم ، ادب ،تعلیم و تربیت،رسانه ها….. ثابت گرداند.

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*