وروستي

نگاهی گذرا بر آیه‌ی یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّه

نگاهی گذرا بر آیه‌ی یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ

نگاهی گذرا بر آیه‌ی یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ

از عبدالرحمن صدیق
ترجمه: عادل علیمرادی

اگر دمکراسی عبارت از حاکمیت مردم باشد بی‌شک در اسلام از مسأله‌ی اقامه‌ی نماز آغاز می‌شود بنا به فرموده‌ی صحیح پیامبر-صلی الله علیه وسلم- که در آن تأکید می‌کند که بدترین امام مسجد کسی است که مأمومان (نمازگزاران) از او ناراضی باشند. یعنی دمکراسی از انتخاب امام مسجد آغاز می‌شود و یا وقتی که چند نفر به مسافرت می‌روند یکی را در بین خودشان انتخاب می‌کنند. همه‌ی اینها در اسلام نشان‌دهنده‌ی اینست که کسی بر مردم حکومت می‌کند که منتخب مردم باشد

به همین خاطر است که قرآن می‌فرماید: (أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ….) ای كسانی كه ایمان آورده‌اید! از خدا و از پیغمبر اطاعت كنید و از كارداران و فرماندهان مسلمان خود فرمانبرداری نمایید… که در تفسیر این آیه باید به چند نکته توجه کرد:

یک: الله متعال ابتدا به اطاعت از خود و بعد اطاعت از رسولش اشاره می‌کند می‌فرماید: (أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ) و لفظ (أَطِیعُوا) را به‌طور یکسان برای الله و پیامبر آمده و دلالت بر آن دارد کسی که از پیامبر اطاعت کند از الله اطاعت کرده و هر کس بخواهد از الله اطاعت کند باید از پیامبرش اطاعت کند.islam-deen1
دوم: در ادامه می‌فرماید: (أُوْلِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ) و نمی‌گوید: (أَطِیعُوا أُوْلِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ) و (أُوْلِی الْأَمْرِ) را در هم ردیف و هم‌طراز الله و رسولش نیاورده و به‌همین خاطر لفظ (أطِیعُوا) را تکرار نکرده است و این دلیلی است بر اینکه (أُوْلِی الْأَمْرِ) کسانی هستند که جایگاه و مقام پایین‌تر از پیامبر دارند و مورد محاسبه و بازخواست قرار می‌گیرند

سوم: الله متعال (أُوْلِی الْأَمْرِ) را به‌صورت مفرد نیاورده که تنها یک نفر بر شما فرمانروایی کند، بلکه به‌صورت جمع‌آورده که جمع (ولی) می‌باشد؛ یعنی فرمانروایانی از شما و آن را به‌صورت جمعی و مؤسسه و سازمان و… بیان می‌کند.islam-deen1

چهارم: می‌فرماید (منکم) یعنی از شما و در میان شما انتخاب می‌گردد و کسی که ‌بیرون و خارج از شما (مسلمانان) است، انتخاب نمی‌شود

قضیه‌ی شورا در اسلام از دمکراسی جدا می‌باشد. بدین معنی که چه بسا ملت یا قومی باشند که بگویند ما دمکراسی را نمی‌خواهیم اما مسلمانان نمی‌توانند چنین رأی و نظری داشته باشند و بگویند که ما شورا را نمی‌خواهیم چون این موضوع در آیه‌ای از قرآن ذکر شده (‏وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَینَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ ینفِقُونَ)[شورا:38] و كسانی‌اند كه دعوت پروردگارشان را پاسخ می‌گویند، و نماز را چنان كه باید می‌خوانند، و كارشان به شیوه رایزنی و بر پایه‌ی مشورت با یكدیگر است، و از چیزهایی كه بدیشان داده‌ایم (در كارهای خیر) صرف می‌كنند
که وظیفه‌ی مسلمانان رایزنی بر پایه‌ی مشورت با یكدیگر است

این آیه در ابتدا موضوع اقامه‌ی نماز (وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ) و بعد از آن موضوع پرداخت زکات را مطرح می‌کند یعنی مسأله‌ی شورا بعد از نماز و قبل از زکات آمده، که در بین دو رکن از ارکان اصلی اسلام بیان شده و برای مسلمانان مسأله‌ای تعبدی محسوب می‌شود. قضیه‌ی شورا برای مسلمانان قضیه‌ای بسیار مهم و بااهمیت است که نمی‌توان به‌راحتی از آن گذشت

ممکن است قوم و یا ملتی باشند که بنا به شرایط زمان و مکان خود که دستخوش تحولات و اتفاقات گوناگونی شده دمکراسی را نپذیرند اما ما به‌عنوان مسلمان نمی‌توانیم از مسأله‌ی شورا که بین دو رکن نماز و زکات آمده دست بکشیم

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*