وروستي

چگونه از روز عاشورا استقبال باید كرد؟

Quransunnat.com X چگونه از روز عاشورا استقبال باید كرد؟

نقيب الله حميد

عاشورا يعنى دهم ماه محرم، يكى از روزهاى مهم در درازناى تاريخ بشرى مى باشد، در اين روز بسا واقعات و رخدادهاى بزرگ به وقوع پيوسته است كه مايه تحول و نوسان در زندگى انسانها، و آبستن بزرگ ترين دگرگونى و انقلاب و آبشخور حماسه هاى ملتها و جوامع انسانى قرار گرفت.
به روايت تاريخ در اين روز واقعات زيرين به وقوع پيوسته است:
1 در اين روز، خداوند موسى عليه السلام را نصرت بخشيد، در دريا راه را برايش باز نمود تا از چنگ فرعون نجات يافت و فرعون با لشكرش غرق گرديد.
2 در اين روز كشتى نوح عليه السلام با سلامتى در جودى استقرار يافت.
3 در اين روز يونس عليه السلام از شكم نهنگ نجات يافت.
4 در اين روز خداوند توبه آدم عليه السلام را پذيرفت.
5 در اين روز يوسف عليه السلام از قعرچاه تاريك بيرون آورده شد.
6 در اين روز عيسى عليه السلام به دنيا آمد و در همين روز به آسمان برده شد.
7 در اين روز خداوند داود عليه السلام را مورد عفو  و بخشش خود قرار داد.
8 در اين روز ابراهيم عليه السلام چشم به جهان گشود.
9 در اين روز چَشمان يعقوب عليه السلام دو باره روشن گرديد و بينا شد.
در تأييد بند اول يعنى نجات موسى عليه السلام و بنى اسرائيل از چنگ فرعون، روايت مستند آمده است،  طورى كه روايت شده آنگاه رسول الله صلى الله عليه وسلم به مدينه تشريف بردند و ديدند كه يهوديان در روزعاشورا روزه مى گيرند، رسول الله فرمودند: اين چه مناسبتى است؟ گفتند: كه اين روز نيكويى است، خداوند در اين روز حضرت موسى عليه السلام و بنى اسرائيل را از دشمنان شان نجات داد، و موسى عليه السلام به خاطر آن پيروزى روزه مى گرفت. رسول الله فرمود: انا احق بموسى منكم. يعنى من از لحاظ گرامى داشت موسى از شما شايسته ترم و آن روز را روزه گرفت، روزه گرفتن در آن روز را دستور داد. و روزه گرفتن  رسول الله صلى الله عليه وسلم در مدينه به خاطر همراهى و پيروى از يهوديان در گرفتن روزه عاشورا نبوده بلكه گفته ايشان در اين باره كه نحن احق بموسى منكم،  و روز گرفتن در آن روز را دستور دادند و گرامى داشت آن روز را تركيز فرمودند تا به يهوديان ياد دهند كه دين خدا در همه زمانها يكى است و تمامى  رسولان الهى برادر يكديگرند و هريك در ساختمان حقيقت دين همچون يك خشت اساسى بوده اند. بنابراين، وقتى كه روز عاشورا، روز نابودى فرعون و پيروزى حضرت موسى عليه السلام است، اين روز، همچنين پيروزى حق و حقيقتى است كه محمد صلى الله عليه وسلم به خاطر آن مبعوث شده است، وقتى كه موسى عليه السلام به پاس شكر و سپاس خداوند آن روز را روزه مى گيرد، مسلمانان به مراتب بيش از يهود شايسته پيروى از حضرت موسى عليه السلام هستند.

افزون براين، موافقت رسول الله با يهود، در اصل اين روزه مربوط به اوائل دوران مدنى بود كه حضرت رسول الله صلى الله عليه وسلم دوست داشت در مواردى كه از آن نهى نشده بود به خاطر دلجويى و

تأليف قلوب، با اهل كتاب موافقت نمايد، ولى هنگامى كه جماعت اسلامى استقرار يافت و دشمنى اهل كتاب با اسلام و پيامبراسلام و امت مسلمه علنى گرديد، رسول الله صلى الله عليه وسلم با حفظ گرامى داشت آن روز، دستور مخالفت با يهود را صادر نمود و فرمود: صوموا يوم عاشوراء و خالفوا اليهود و صوموا قبله يوما و بعده يوماً. (روايت احمد)
يعنى روز عاشورا را روزه گيريد و با يهود مخالفت نماييد به اين صورت كه يك روز قبل و يك روز بعد از عاشورا را نيز روزه بگيريد.

رسول الله خود هم عزم كرده بودند كه  در سال آينده به خاطر مخالفت با يهود روز نهم محرم را نيز روزه مى گيريم كه ايشان به روايت ابن عباس قبل از رسيدن روز تاسوعاى سال آينده از اين جهان رخت بربستند.

شهادت حضرت حسين رضى الله عنه در اين روز:
تصادفاً در همين روز حضرت حسين رضى الله عنه جام شهادت مى نوشد، كه چنين واقعه غم انگيز، تمام واقعات و رخدادهاى شادمان برانگيزى كه در اين روز به وقوع پيوسته بود را زيرپوشش قرار مى دهد كه امروزه بيشترينه  مردم تنها اين روز را به عنوان روز شهادت حضرت حسين رضى الله عنه ميدانند و  در اين روز به سوگوارى مى نشينند.
عده يى با شيوه هاى خيلى ناپسند و شنيع به تدوير محافل عزادارى مى پردازند كه با اساسات روشن اسلام سرناسازگارى  و تضاد دارد  وحتا با منطق انسانى هم تصادم مى كند.

بايدها و نبايدها در اين روز:
در اين روز چه بايد كرد؟ و اين روز را چگونه به پذيرايى گرفت؟ به سوگوارى پرداخت؟ قمه زنى كرد؟ به نوحه سرايى روى برد؟ لباس سياه پوشيد؟ خانه، سرك و قريه و شهر را رخت هاى سياه جهت ابراز غم و اندوه پوشاند؟ آيا اگر چنين كنيم سودى براى حضرت حسين و منفعتى براى ما خواهد داشت؟ آيا اسلام مرزى و حدى و محدوده زمانى براى عزادارى و سوگوارى براى پيروانش تعيين كرده است؟
دوستانى كه به چنين كنش ها و اعمال مى پردازند، اندكى روى اين پرسش ها مكثى كرده اند و جوابى قناعت بخش براى خود در اين زمينه ها تدارك ديده اند؟ اگر چنين چيز در قاموس دين ما وجود ندارد، پس چرا خويشتن رازحمت ميدهيم و مى آزاريم و به اعمالى مى پردازيم كه اسلام از آن برائت دارد و جهان به آن ريشخند مى زند؟ چه بهتر كه در اين روز به كارها و كنش هاى پرداخته شود كه بدان از سوى اسلام دستور داده شده ايم و به آن تشويق و ترغيب شده ايم دوستانى كه به چنين عمل دست مى يازند به گمان خويش ابراز محبت با حضرت حسين رضى الله مى نمايند، در حالى كه اين قضيه هيچ حقيقت ندارد و خويشتن را زدن و با سياه پوش كردن قريه و شهر كه در واقع چنين عمل، سوگوارى نه بل ميله و جشن است، روح حسينى از آن بيزار است و از آن عمل گريزان است.
آنچه كه اين دوستان به خود روا مى دارند از سينه زنى گرفته تا به چهره زدن و با زنجيرها شانه و پشت شانه خود را كوبيدن و با شمشير سرهاى خود را شق كردن و ريختن خون در اين روز به خاطر اظهار همدردى و ابراز محبت با حسين رضى الله عنه بدعت دست تراشيده اين دوستان است كه هيچ مبناى دينى و اساس شرعى ندارد و رسول الله صلى الله عليه وسلم امت خود را ، از چنين كنشها و كاركردها در حين مصيبت منع فرموده است، ايشان مى فرمايند:  ليس منا من لطم الخدود و شق الجيوب و دعا بدعوى الجاهلية. يعنى كسى به روى خود بزند و گريبان پاره كند و به اساسات جاهليت دعوت نمايد از ما نيست.زندگى رسول الله صلى الله عليه وسلم و ياران شان بهترين الگو و نمونه زندگى در وقت دچار شدن به مصيبت براى پيروان شان است، خداوند مى فرمايد: لقد كان لكم فى رسول الله اسوة  حسنة لمن كان يرجو الله و اليوم الآخرة.
يعنى همانا (زندگى و كارنامه هاى) رسول الله براى شما نمونه خجسته و الگوى زيباست، براى آنهاى كه اميد به پروردگار و به روز آخرت دارند.در وقت حيات رسول الله صلى الله عليه وسلم ياران بزرگ شان در گذشتند، شهيد شدند، و حتا مثله گرديدند، و لباس درد و غم ايشان را درنورديد، همانند، شهادت حضرت همزه بن عبدالمطلب، زيد بن حارثه، جعفربن ابى طالب، عبدالله بن رواحه و … اما رسول الله و ياران شان به اين گونه سوگوارى و ابراز غم و اندوه نپرداختند و نوحه سرايى و خود كوبى نكردند. و آنگاه كه رسول الله صلى الله عليه وسلم از اين جهان چشم فروبست، كه بى شك بزرگ ترين گليم غم و اندوه را در ميان  مسلمانان گستراند و همه را لباس ماتم پوشاند، اما بدين گونه كه دوستان به سوگوارى و قمه زنى و نوحه خوانى مى پردازند، اظهار اندوه و ماتم نكردند، عمل كردن اين ياران وفامند رسول الله صلى الله عليه وسلم، مايه هدايت و سعادت امت مسلمه است، رسول الله صلى الله عليه وسلم مى فرمايند:  اصحابى كالنجوم بأيهم اقتديتم اهتديتم.
يعنى ياران من همانند ستارگانند كه به هركدامين آنها اقتدا نماييد رهياب مى شويد.
حافظ ابن كثير رحمه الله مى فرمايد: براى هر مسلمان شايان است كه به خاطر شهادت مظلومانه حضرت حسين  رضى الله عنه اندوهگين شود، چون ايشان از سروران نامدار مسلمانان و از دانشمندان صحابه و فرزند دختر رسول الله صلى الله عليه وسلم بودند، و ايشان عبادت گذار، دلاور و سخاوتمند بودند، ولى هيچگاه مناسب نيست كه به شيوه و به گونه يى ابراز اندوه شود كه عده يى از اهل تشيع مى نمايند كه بيشترينه غم پردازى ها و اندوه پراگنى هاى شان تصنعى و نمايش مى باشد.
چرا چنين اندوه پراگنى و اظهار غم و ماتم به خاطر شهادت پدر شان حضرت على رضى الله عنه كه از وى بهتر است، نمى كنند همانندى كه ماتم نشينى به خاطر شهادت حضرت حسين رضى الله عنه مى نمايند؟ و چرا به خاطر وفات رسول الله كه بهترين همه نسل بشر است به ماتم نمى پردازند و مراسم اندوه پراگنى برگزار نمى نمايند؟
حضرت اميرالمؤمنين على رضى الله عنه از رسول الله صلى الله عليه وسلم روايت مى كند كه ايشان مى فرمايد: ما من مسلم يصاب بمصيبة فيتذكرها  و ان تقادم عهدها فيلحدث لها استرجاعاً الا اعطاه الله من الاجر مثل يوم اصيب بها. ( روايت احمد و ابن ماجه )
يعنى آنگاه براى مسلمانى مصيبتى برسد و آن را بياد آورد، گرچند از آن مصيبت زمانه بيشترى گذشته باشد، ولى او جمله استرجاع (انا لله و انا اليه راجعون) را بخواند خداوند او را چنان اجر نصيب مى فرمايد كه در روز دچارشدن به آن مصيبت( به وسيله خواندن همين جمله) برايش بخشيده بود.
وعده يى هستند كه در اين روز طعام نمى خورند و آب نمى نوشند، به گمان  شان تا همسانى با حالت مظلومانه حضرت حسين رضى الله عنه شود كه ايشان در كربلا در چنين وضعيت به شهادت رسيدند، و بررغم اين، برخى در اين روز  به خاطر عناد با گروه اول به اظهار شادمانى و سرور مى پردازند كه هر دوحالت ناروا و نامشروع بوده و هيچ بنياد شرعى ندارد. شيخ الاسلام اين تيميه رحمه الله مى فرمايد: شيطان به سبب شهادت حضرت حسين رضى الله عنه مردم را به دو بدعت دچار نموده است، نخست بدعت اندوه پراگنى، نوحه سرايى، سردادن گريه و ناله، سرايش مرثيه ها، كوبيدن سرو روى و به زنجيرزدن خود كه عده ى از مردم به اين بدعت مبتلاشده اند. و بدعت دوم، همانا اظهار شادمانى و فرحت به خاطر عناد با مردم اول، و برخى مردم متأسفانه به اين عمل زشت دچار هستند.
اگر به ديد ژرف به اين كنشها و كاركردها نگريسته شود پديدار مى گردد كه دستان استعمار در تشويق و ترغيب به راه انداختن مراسم سوگوارى به اين گونه غيراسلامى دخيل بوده و بدين وسيله خواستار تشويه و وارونه جلوه دادن سيماى اسلام براى جهانيان است تا شود با چنين راهبرد، موانع ايجاد نمايند فرا روى گرويدن مردم به اسلام و راه يابى اسلام به جهان غرب. برخى رسانه ها چنان اين قضيه را برملا كرده اند كه در گذشته سفارت بريتانيا در ايران و عراق به كمك و معاونت مالى حسينيه ها مى شتافتند كه دست به تدوير مراسم سوگوارى حسينى و سينه  كوبى و زنجير زنى مى پرداختند.
ياسين الهاشمى نخست وزير سابق عراق در زمان حاكميت استعمار انگليس به لندن رفته بودند كه ديدارشان با همتاى لندنى اش، جانب انگليس براى آقاى هاشمى گفته بود كه مادر صدد فراهم سازى زمينه هاى سعادتمندى عراقيان و مدرنيزه سازى نظام هستيم، اين حرف هاى انگليس خشم نخست وزير عراق را برانگيخت و چنان پنداشت كه ما مردم غير متمدن هستيم، آنگاه كه جانب انگليس به خشم و ناخشنودى هاشمى پى برد، فوراً او را به مشاهده فيلمى مستند فرا خواند كه صحنه هاى زنجيرزنى و سينه كوبى مردم در خيايانهاى نجف و كربلا در آن ثبت بود، انگليس براى نخست وزير عراق گفت، مردمى كه از اندك مدنيت و قافت بهره مند باشند هيچگاه به چنين اعمال نكوهيده و زشت دست نمى يازد.
در افغانستان وضعيت از اين بدتر است و دوستان ما در اينجا در كنار تدوير مراسم عزا دارى و محافل قمه زنى، شهرها را سياه پوش و برجاده ها و چار راه ها پل بر مى افراشند و آن را با رخت  سياه مى پوشانند، كه اين در واقع بدعتى است نكوهيده و عملى است ناسازگار با خرد بشرى و با اساسات مسلم دينى ما.
جستجوى كه من در زمينه پل برافراشتن در جاده ها و چار راه ها و سينه كوبى و زنجيرزنى از دانشمندان اهل تشيع داشتم و جوياى معلومات در اين مورد شدم،  ايشان به اين باور بودند كه سينه كوبى و زنجيرزنى و همچنان عزادارى از رهگذر پوشاندن رخت سياه برجاده ها هيچ اصلى دينى در مذهب  شيعه ندارند. اما از خلال حرف ها چنان فهميده مى شد كه حركات رخت پوشى و پل سازى در شهر كابل در واقع از يكسو، قدرت نمايى بوده و از جانب ديگر چنين حركات در شهر كابل جنبه تبليغاتى دارد، كه بيشتر سياست مردان اين دوستان در راه اندازى آن نقش دارند.  واقعاً چنين است كه حركات اخيرى كه در زمينه ميله سازى روزعاشورا صورت مى گيرد عمدتاَ به منظور نمايش قدرت  بوده و در زمره حركات فكرگسترى اين دوستان در اين كشور به حساب مى رود و جاى شگفتى است كه از يك سو، دانشمندان شان چنين كارهاى نكوهيده را  به تيغ رد مى كشند و آن را بدعت مى شمارند، ولى از سوى ديگر، خود در تدوير آن نقش بارز دارند و در رأس تدوير چنين محافل قرار مى داشته باشند.
به هرتقدير، در روز عاشورا نه به سوگوارى پرداخت و اظهار غم و اندوه كرد و نه به شادمانى و سرور پرداخت، بل سنت است كه در اين روز با روز نهم ماه محرم روزه گرفته شود و آنگاه كه صحنه هاى  شهيد شدن مظلومانه حضرت حسين رضى الله عنه بياد مى آيد استرجاع خوانده شود و باورمند باشيم كه هيچگاه به سوگ نشينى ما و اظهار اندوه و اندوه پراگنى و زدن خود كه در حقيقت ظلم و جفاى برخود مى باشد و هيچ دردى را علاج نمى كند و هيچ سودى براى حضرت حسين نمى رسد، و افزون براين، آگاه باشيم خداوند از چنين شيوه هاى سوگوارى ناراض مى باشد. بهتر است كه انسان در وقت مصيبت از سه روز افزون، به گليم سوگوارى ننشيند، حديثى در مورد محدوده زمانى عزادارى چنين آمده: استعَنْ زَيْنَبَ بِنْتِ أَبي سَلَمَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا قَالَت: دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ حَبِيبةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا زَوْجِ النَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم حِينَ تُوُفِّي أَبُوها أَبُو سُفْيَانَ بْنُ حَرْبٍ رَضِي اللَّه عَنْه، فدَعَتْ بِطِيبٍ فِيهِ صُفْرَةُ خَلُوقٍ أَوْ غَيْرِه، فدَهَنَتْ مِنْهُ جَارِيَة، ثُمَّ مَسَّتْ بِعَارِضَيْها. ثُمَّ قَالَت: وَاللَّهِ مَالي بِالطِّيبِ مِنْ حَاجَة، غَيْرَ أَنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يقُولُ عَلى المِنْبرِ: ” لا يحِلُّ لامْرأَةٍ تُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أَنْ تُحِدَّ عَلَى مَيِّتٍ فَوْقَ ثَلاثِ لَيَال، إِلاَّ عَلى زَوْجٍ أَرْبَعَة أَشْهُرٍ وَعَشْراً ” قَالَتْ زَيْنَب: ثُمَّ دَخَلْتُ عَلى زَيْنَبَ بنْتِ جَحْش رَضِيَ اللَّه عَنْهَا حِينَ تُوُفِّيَ أَخُوهَا، فَدَعَتْ بِطِيبٍ فَمَسَّتْ مِنْه، ثُمَّ قَالَت: أَمَا وَاللَّهِ مَالي بِالطِّيبِ مِنْ حاجَة، غَيْرَ أَنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يَقُولُ عَلى المِنْبَر: ” لا يَحِلُّ لامْرَأَةٍ تُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَاليَوْم الآخِرِ أَنْ تُحِدَّ عَلى مَيِّتٍ فَوْقَ ثَلاَثٍ إِلاَّ عَلى زوجٍ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْراً”. متفقٌ عليه
ترجمه: از زينب بنت ابى سلمه رضى الله عنها روايت شده كه گفت:من بر ام حبيبه رضى الله عنها همسر پيامبر صلى الله عليه وسلم هنگامى كه پدرش ابو سفيان بن حرب وفات يافت، وارد شدم وى خوشبوئى را طلبيد كه در آن زردى بود، خلوق (مادهء خوشبو) يا جز آن بود و دخترى را از آن چرب نموده و به رخسارهاى خود دست كشيد. و سپس گفت: والله من به خوشبوئى نيازى ندارم، مگر از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم در حاليكه بر منبر بود مى فرمود: روا نيست براى زنى كه به خدا و روز آخرت ايمان دارد، اينكه بر مردهء بيش از سه روز، عزادارى كند، مگر بر شوهر  چهار ماه و ده روز. زينب گفت: سپس بر زينب بنت جحش وارد شدم هنگامى كه برادرش وفات يافت. او خوشبوئى خواسته و از آن ماليد و سپس گفت: والله من به خوشبوئى نيازى ندارم، جز اينكه از رسول الله صلى الله عليه وسلم در حاليكه بر منبر بود شنيدم كه مى فرمود: براى زنى كه به خدا و روز آخرت ايمان دارد، روا نيست كه بر مردهء بيش از سه روز عزادارى كند جز بر شوهركه چهار ماه و ده روز عزادارى مى نمايد.

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*