وروستي

ضعف رهبری نشانه ها، عوامل و راه حل

نوشته: عبدالحمید البلالی

ترجمه:‌ عبدالخالق احسان

تعریف:
ضعف مدیریت مجموعه‌ای افراد بشری برای رسیدن به اهداف مشخص، یا عبارت است از ضعف تأثیر بر سلوک مجموعه‌ای از افراد بشری برای تحقق هدف معین.
نشانه ها:
1. بی نظمی در مجموعه.
2. ضعف فرمانبرداری.
3. تردد و ترس از توجیه دیگران.
4. عدم تحقق اهداف.
5. مرکزیت محوری در مجموعه.
6. تأخیر در تحقق اهداف.
7. عدم التزام به پلان جماعت.
8. بی توجهی به صفات منفی افراد.
9. کنش ضعیف نسبت به فعالیت های جماعت.
10. عدم شنیدن دیدگاه های دیگران.
11. ثابت باقی ماندن تعداد اعضاء بدون کدام افزایش ( کمیتی و کیفیتی)
عوامل:
1. تأثیر پدر و مادر در تکوین شخصیت او.leadership
2. تأثیر محیط در تکوین شخصیت او.
3. تأثیر مکتب در تکوین شخصیت او.
4. عدم محبت وظیفه‌ای که برای سپرده شده است.
5. نداشتن قناعت به اهداف تعیین شده.
6. نداشتن مهارت وظیفه‌ای که برایش سپرده شده است، مثلاً: شخصی را به ریاست تیم ورزشی تعیین می‌کنند که به هیچ نوع از انواع ورزش شناخت و مهارتی ندارد.
7. اختلاف همراه رهبری جماعت.
8. مشغولیت به وظایف دیگر، خواه دعوتی باشد یا دنیوی.
9. وجود مشکلات خانوادگی.
10. ضعف پیگیری و نظارت.
11. سرکوبی و فرونشاندن توانایی هایش توسط مسؤولین جماعت.
12. نبود تشویق برای فعالان برجستة جماعت.
13. نبود رهبران سابقه و با تجربه موقع سپردن رهبری برایش.
14. تراکم خطا و اشتباهات بدون تذکر و یاد دهانی.
15. سپردن عاجل مسؤولیت ها با کم بودن تجربه به سبب برازنده بودن شخص در برخی مسایل.
راه حل:
1. تفویض مسؤولیت و رهایی از مرکزیت محوری.
2. شنیدن تمام نظریات و دیدگاه ها، شنونده‌ای خوبی باش همانگونه که باید گوینده خوبی باشی.
3. شناخت ویژگی‌های تمام افراد جماعت.
4. تقسیم نیروها، متناسب به توانایی های اشخاص.
5. اتخاذ تصمیم های جمعی و گروهی.
6. استفاده از تمام گزینه ها برای به دست آوردن دل افراد و جلب اعتماد شان.
7. جدیت تصمیم گیری در مورد قضایای مربوطه.
8. دیدار ها و نشست های فردی با تمام افراد، باز کردن دروازه بیان صریح مسایل و ایجاد فضای مطمئن بخاطر بیان هر آن چه در دل دارند.
9. استفاده از تجربه های قیادت ها در زمینه های مشابه.
10. معذور دانستن افراد، نباید افراد را به تنگنا قرار دهیم و در صورت تنبلی نباید بیش از حد، مورد بازخواست شان قرار دهیم.
11. فروتنی در مقابل همگان، مشراکت در غم و شادی شان
12. تلاش برای برآوردن نیازمندی ها و حل مشکلات شان.
13. تلاش برای ایجاد فضای برادری بین افراد.
14. پیگیری دقیق و سنجیده شده از وظایف.
15. عدم مداخله در اجرای وظایف افراد مگر به خاطر رهنمایی و همکاری؛ چون مداخله به کار افراد تأثیر منفی روحی داشته و اعتماد به نفس شخص را ضعیف می‌کند.
16. الگو بودن در همه چیز، بخصوص حضور در فعالیت ها، پرداخت حق العضویت، انجام مسؤولیت ها؛ چون الگو بودن تأثیر بزرگ و مثبتی به نفس انسانی دارد.
17. داشتن پلان برای هر فعالیت و سپردن مسؤولیت های مشخص برای هر فرد.
18. ترکیز به اصل تشویق؛ چون تشویق باعث ایجاد انگیزه برای افراد شده و فعالیت افراد به صورت کمی و کیفی افزایش میابد.
19. اعطای تحسین نامه و تقدیر نامه به افرادی که فعالیت های مهمی انجام می‌دهند.
20. ارزشیابی تمام فعالیت ها تا از امور منفی جلوگیری صورت گرفته و به امور مثبت بیشتر تأکید صورت گیرد.
21. تربیت قیادت های دیگر تا در صورت بروز حالات اضطراری بتوانند، جایگزین قیادت های موجود شوند.
22. ارتقای مستوای افراد بخاطر افزایش دستاوردها.
23. بخاطر استفاده بهینه از وقت، برای هر دیداری و نشستی باید اجندا تعیین گردد.
در نظر داشتن بدیل در هر مکلفیت و برنامه، به صورت مثال: اگر بخواهیم کسی را برای کاری مسؤولیت بدهیم، باید کسی دیگری را به حیث بدیل و برای احتیاط در نظر بگیریم که اگر شخص اولی دچار مشکلی شد، شخص دومی بتواند، نبود او را جبران نماید. اگر کسی را برای تقدیم درسی در نظر می گیریم، باید کس دیگری را به حیث بدیل و جاگزین در نظر داشته باشیم که اگر به حالت اضطراری بر خوردیم، دچار مشکل نشویم.

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*