وروستي

چرا از چیزهای مجهول میترسید؟

دکتور خالد سعد نجار
برگردان: سید هاشم سادات

روزی یک راننده ملی بس به طرف کار خویش راهی شد. در یکی از استگاهای موتر، شخصی قوی الهیکل به موتر بالا شد وگفت: “جونی بزرگ کرایه نمیدهد”. برای اینکه راننده از نگاه جسمی ضعیف بود، کوشش نکرد جواب جونی را بدهد.

این مشکل هر روز تکرار میگردید، نه “جونی بزگ” کرایه میداد و نه هم راننده جرأت گرفتن کرایه را میکرد.

راننده ناچار تصمیم گرفت که به یک کلپ ورزشی رفته از استاد خواست که برایش فن مبارزه وجنگ را بیاموزاند، تا با این هیولا مقابله نموده حق خویش را از نزد اش بگیرد. بعد از گذشت چند ماه، وقتیکه راننده از استگاه میگذشت، “جونی” به موتر بالا شد و مانند همیشه گفت “جونی بزرگ کرایه نمی پردازد”. راننده در حالیکه به جنگ آماده گی میگرفت به طرف جونی نگاه کرده گفت: (جونی بزرگ چرا کرایه را نمی پردازد!؟). جونی ایستاده شد و گفت: (چرا که جونی اشتراک سالانه دارد.)fear

این گونه، همیش ترس از مجهول در شکل وهم به داخل ما راه پیدا میکند، و به آن سر خم کرده در اخیر میابیم که ما بطور کل عکس حقیقت بودیم.

ابو حامد الغزالی در مورد تعریف و فرق بین ترس طبیعی، و مرضی (عصبی) میگوید: “ترس درد و سوز قلب از بیم وقوع یک امر نا هنجار در آینده را گوید”

او ترس را به دو نوع تقسیم نموده است:
(ترس عادی): ترس از الله متعال، که دو بخش دارد: یکی ترس از عذاب اش، دوم ترس از ذات خودش. بخش اول: ترس تمام مخلوقات است، و بخش دوم: ترس علماء است.
(ترس نامحدود): این ترس که از حد زیاد است بد و نامیمون میباشد. انسان را به یآس و نا امیدی میکشاند، مانع کار اش میگردد، و سبب مرض، ضعف، دهشت و از بین رفتن عقل میگردد، و در بعضی موارد منجر به مرگ میشود، که این نوع ترس نکوهش شده است، چرا که آن یک سد و مانع است، و سبب نا امیدی، گوشه نشینی، جزع و فزع و در نهایت تسلیم شدن به آن میگردد.

پس ترس یک امر فطری است که در هر انسان میباشد و از آن در هیچ وقت دور شده نمیتواند، بلکه ترس یک قوت طبعی است که برای بقای جنس بشری لازم میباشد. از طرف دیگر این ترس یک چیزی میراثی است که نمیتوان از آن نجات یافت، اما باید بطور درست اش کنترول شد. از همین جهت، فامیل، جامعه، و تجارب فردی در کاهش و ازدیاد این امر تاثیر دارد، و میتوان گفت که ترس یک امر (نسبی) است که انسانها در آن از یکدیگر با در نظر داشت عوامل محیطی، جسمی، و روانی متفاوت هستند.

ترس از یک چیز مجهول و نا معلوم ترسی است که توجیه شده نمیتواند، این ترس سبب از بین بردن اعتماد به نفس میگردد، ما را در سایه نگه میکند، و ما را در جای خویش یخ زده برای سالهای طولانی استاد میکند،.برای ما تشویش می انداز که هرگز نمیتوانیم اهداف خویش را بدست بیاوریم، به ما میگوید که باید چپ و گونگه بمانیم، ما را از گفتن سخن دل خویش بطور آزادانه باز میدارد.

ما برای لذت بردن از زندگی به دو چیز نیاز داریم:
اول (تنظیم نمودن زندگی خود و ماحول خود): وقت خانه تنظیم شد- یعنی تنظیم مالی، زندگی خورد و بزرگ، رابطه فامیلی، رابطه با اولاد- افراد آن فامیل زندگی خوشی داشته میباشد.

وقتی یک کارمند رابطه خوبی با رئیس خویش داشت، ذهن اش آرام میباشد،.همین طور وقتی همه امور انسان منظم باشد، از زندگی لذت میبرد.

دوم (شجاعت): اکثرا ترس و بزدلی سبب دلتنگی و اندوه میگردد، انسان از مرگ میترسد، از فقر میترسد، از این میترسد که کدام بلای بالایش نیاید، از آینده میترسد، از ناکامی در کار میترسد؛ این ترس زندگی را بالایش تاریک میکند که از آن لذت نبرد.

ترس از یک امر نامعلوم و مجهول ریشه ای مشکلات است. وقتی اسباب غم دور باشد، باید خوشحال زندگی کرد، و –خدا ناخواسته- اگر با غم و اندوه مواجه شد، با شجاعت و صبر با او مقابله نماید. و اگر کسی از مصیبتهای زندگی هراس دارد، از اسباب و عوامل آن دوری کند، و کار خود را به الله متعال بسپارد، از شانه های خود بار ترس و هراس را دور کند، و به قضاء وقدر باور داشته باشد. الله متعال میفرماید: {وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلاَ رَآدَّ لِفَضْلِهِ يُصَيبُ بِهِ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ} [يونس:107]
ترجمه: اگر خداوند زیانی به تو برساند، پس جز او هیچ کس نتواند آن را بر طرف کند، و اگر اراده ی خیری برایت کند، پس هیچ کس فضل او را باز نتواند داشت، به هرکس از بندگانش که بخواهد می رساند و او آمرزنده ی مهربان است.

هرگاه مومن به الله متعال توکل کند، در قلب اش چیزی از اندوه و غم باقی نمی ماند. روح و روان مطمئن داشته و ثابت قدم میباشد، برای دنیا طوری کار و تلاش میکند مثلیکه برای همیش در آن زندگی میکند، و برای آخرتش طوری میکوشد، مثلیکه فردا وفات میکند.
این زندگی یک مرحله گذشتنی است، و به این نمی ارزد که انسان خود را غرق غم و اندوه کند. شکی نیست که اندوه، تسلیم شدن به غم، و ترس از آینده تاریک، و زیاده روی در اندازه درد ها.چیزی است که زندگی را ضعیف میسازد، دست آوردها را کاهش میبخشد، سبب ازدیاد پریشانی ورنجها میگردد، پس با فشارهای روانی و رنج مبارزه باید کرد.

تو نمیتوانی پرنده های غم را از سر خود دور کنی، اما میتوانی که از لانه جور کردن بالای سر ات ممانعت کنی.

همیش در چیزی فکر کن که خوشحال ات میکند، و از چیزیکه رنج ات میدهد دوری کن.
از اینکه سر لشکر حیوانات اهلی باشی، بهتر است یک فرد عادی در گروه شیران باشی.
قطره های باران در صبحدم تو را نباید در فکر کردن طولانی اندازد: که آیا به وظیفه بروی یا نه.

ترس از مجهول به یکبارگی پیدا نمیشود، بلکه این مشکل از طریق تاثیر منفی خود برای مدت طولانی، بالای ما غلبه میکند، طوریکه ما نمیدانیم.
ایمان اندوه را از بین میبرد، و آن سرد کنند چشمهای موحدین است.

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*