وروستي

صحیحین در آیینۀ ذهن اندیشمندان اسلامی

نویسنده: پوهنوال فضل الرحمن فقیهی
استاد دانشگاه هرات- افغانستان

(نقد یک چشم سفیدی گستاخانه بر امام بخاری و صحیح البخاری)

مقدمه

عقیده و اندیشۀ اسلامی و همچنان فقه پربار اسلامی از نگاه روایی بیشتر بر پایۀ دو اساس استوار بنا شده‌اند که یکی کتاب الله و دیگری سنت نبوی است. این دو منبع اصیل به مثابۀ دو شمشیر بُرّان‌اند که زندیقان سکولار مشرب سخت از آنها در هراس‌اند. ازاینرو برای برآورده ساختن اهداف شوم خود، خناس‌وار می‌کوشند در اذهان عامه نسبت به این دو منبع اصیل شک و شبهه ایراد کنند و بدین طریق میان امت اسلامی و دو منبع کتاب و سنت، فاصله بیافرینند.

ملاحظه شده که اینان برای شبهه آفرینی در اذهان، نسبت به کلام الله، گاهی به تأویلات نادرست می‌پردازند و گاهی کلام الله را «رویاهای رسولانۀ پیامبر» می‌خوانند و بدین طریق در پی تخریب و تشویش اذهان اند. اما برای شبهه آفرینی در احادیث نبوی کار شان ساده‌تر است؛ زیرا هرچه را نفسهای شوم شان نخواست، موضوعی و نادرست و غیرقابل قبول معرفی می‌دارند و بدین طریق می‌خواهند، تمام عقاید و اندیشه‌های مؤمنان و فقه پربار اسلامی را به چالش بکشند و زیر سؤال ببرند.

اصل موضوع

در یکی از صفحات اجتماعی مطلبی تحت عنوان «صحیح‌البخاری به مثابه پدیده‌ای بشری» (1) نشر شده بود و در آن مطلب، بر بزرگترین و معتبرترین کتاب حدیث اهل سنت، اتهام اشتباه، جعل، ضعف و نادرستی نسبت داده شده است.

غرور نویسندۀ این سطور از خود پسندی و تکبری خبر می‌دهد که خویشتنِ تهی از همه چیزِ را با بزرگترین امام حدیث نبوی در جهان اسلام، یعنی امام بخاری رحمه الله برابر دانسته است. در آن نوشته در مورد امام بخاری ادعا شده که: «یک انسان جائزالخطا (مثل من و شما) بعد از تحقیق، تفحص و پژوهشی زیادی که انجام داده، مدعی شده است که فلان مجموعه احادیث صحیح اند و از زبان حال یا قالِ پیامبر صادر شده اند.».

همان طور در آن نوشته با غرور کاذب، و بدون هیچ تخصصی در فن معرفت رجال حدیث، شخصیت امام بخاری که همه اهل تخصص در علم حدیث نبوی به ثِقه بودن وی اعتماد دارند، به اشتباه‌کاری و غلط‌ورزی نسبت داده شده و در مورد آن امام گفته شده که ممکن است «جناب محمد بن اسماعیل بخاری در فرایند تحقیق‌ و تفحص خود دچار اشتباه شده باشد و یک روایت جعلی، ضعیف و نادرست را صحیح قلمداد کرده باشد».

همچنان در اخیر آن نبشته، با گستاخی تمام، این ادعای بی اساس و مضحک نویسنده، فرمول متقن گفته شده و تهمتهای وارد شده بر امام بخاری، بر همه ائمّۀ علم حدیث نبوی عمومیت یافته و ادعا شده که «این فرمول درباره تمام منابع حدیثی فِرقِ اسلامی قابل تطبیق است».

نقد این اتهام

در نوشتۀ یادشده از جانبی شخص امام بخاری، فرد عادی و بسیار معمولی دانسته شده که بسیار محتمل است مرتکب دروغ و کذب و اشتباه شده باشد، و از جانب دیگر کتاب صحیح البخاری، کتابی دانسته شده که ممکن است پر از روایات جعل و اشتباه و دروغ باشد، لذا این هردو ادعا به طور جداگانه علما مورد نقد قرار می‌گیرد و دیدگاه اهل تحقیق در این دو مورد ارائه می‌شود. به دلیل آنکه ثبوت شخصیت راویان حدیث و محدثان و نیز شناخت درجۀ صحت کتب حدیث بر اساس دیدگاه اهل حدیث و متخصصان این علم دارای اعتبار است و رأی هر کوچه و بازاری نتواند در این باره صائب باشد.

نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند

نه هرکه آیینه دارد سکندری داند

شخصیت امام بخاری در نزد اهل علم

محمد بن ابی حاتم از حاشد بن عبد الله روایت کرده که امام ابو معصعب زهری گفته است:

 «محمد بن اسماعیل در نزد ما فقیه‌تر است و به حدیث نبوی از احمد بن حنبل بیشتر صاحب بصیرت است». (سیر اعلام النبلاء ذهبی: ج10، ص93)

برای امام زهری گفته شد که در این سخن زیاده روی کردی، زهری در جواب گفت:

 «اگر امام مالک و محمد بن اسماعیل را می‌دیدی، می‌گفتی که هردو در فقه و حدیث برابر اند». (سیر اعلام النبلاء ذهبی: ج10، ص93)

حاشد بن اسماعیل از قتیبه نقل کرده که در مورد امام بخاری گفت:

«صفت محمد بن اسماعیل در صداقت، در نزد یارانش مانند صفت عمر رضی الله عنه در نزد صحابه است». (سیر اعلام النبلاء ذهبی: 10، ص99).

همچنان حاشد بن اسماعیل از احمد بن حنبل روایت کرده که می‌گفت:

«مانند محمد بن اسماعیل از خراسان به نزد ما کسی نیامده است».( سیر اعلام النبلاء ذهبی: 10، ص99).

امام ذهبی از ابی حاتم رازی روایت کرده که گفت:

 (محمد بن اسماعیل داناترین کسی است که به عراق داخل شده است». (سیر اعلام النبلاء ذهبی: 10، ص99).

ابو عبد الله حاکم گفته است:

«محمد بن اسماعیل بخاری امام اهل حدیث است».( سیر اعلام النبلاء ذهبی: 10، ص99).

امام ابوبکر محمد بن اسحاق بن خزیمه گفته است:

«من در زیر چتر آسمان کسی را از محمد بن اسماعیل داناتر و حافظ‌تر به حدیث نبوی ندیدم». (فیض القدیر للمناوی: ج1، ص17)

امام ترمذی در مورد امام بخاری گفته است:

«من در علم معنای علل و تاریخ و در معرفت اسناد، شخصی را داناتر از محمد بن اسماعیل بخاری ندیده‌ام». (سیر اعلام النبلاء ذهبی: ج10، ص100).

امام زین الدین المناوی در اثرش فیض القدیر در مورد امام بخاری گفته است:

«او زینت امت و افتخار امامان، صاحب صحیح‌ترین کتاب بعد از قرآن کریم است». (فیض القدیر للمناوی: ج1، ص17).

امام ذهبی در سیر اعلام النبلاء از فربری شاگرد امام بخاری نقل کرده که گفته است:

«محمد بن اسماعیل برایم گفت: هیچ حدیثی را در کتاب صحیح خود جای ندادم، مگر اینکه پیش از آن غسل کردم و دو رکعت نماز ادا کردم».( سیر اعلام النبلاء ذهبی: 10، ص84).

جایگاه صحیح البخاری در نزد اهل علم و تخصص

امام نووی در مورد صحیح البخاری و صحیح مسلم گفته است:

«علماء اتفاق دارند بر اینکه صحیح ترین کتاب بعد از قرآن کریم، صحیح البخاری و صحیح مسلم اند؛ امت اسلامی این دو کتاب را پذیرفته اند و کتاب صحیح البخاری صحیح‌ترین است و از نگاه فواید و معارف آشکار و غامض خود برتر می‌باشد». (شرح مسلم للنووی: ج1، ص14- التقریب و التیسیر للنووی: ص26- الحطه فی ذکر صحاح السته: ص168).

علامه ابن حجر عسقلانی رحمه الله می گوید:

«جمهور علما بر این تصریح کرده اند که صحیح البخاری در صحت خود مقدم تر است و هیچکس برخلاف این تصریح نکرده است». (نزهه النظر ابن حجر عسقلانی: ص208).

امام سیوطی رحمه الله در مورد صحیحین گفته است:

«صحیح البخاری و صحیح مسلم بعد از قرآن کریم صحیح ترین کتاب‌اند، و بخاری صحیحتر این دو کتاب و از نگاه فایده برتر می‌باشد». (تدریب الراوی سیوطی: ص96).

علامه ملا علی قاری در مورد صحیح البخاری گفته است:

«صحیح البخاری و برسایر کتابهای حدیث پیش از خود مثل موطأ و بعد از خود مثل باقی کتب صحیح و سنن و مسانید مقدم دانسته شده است». (شرح نخبه للقاری: ص282)

ابن الملقن در مورد صحیحین گفته است:

«کتابهای بخاری و مسلم بعد از قرآن صحیح‌ترین کتابها اند». (المقنع لابن الملقن: ص57).

علامه زین الدین عبد الرؤوف المناوی گفته است:

«صحیح البُخَارِي و صحیح مُسلم بهترین کتاب بعد از قرآن کریم اند» (التیسیر بشرح الجامع الصغير للمناوی: ج1، ص5).

ابوالبقاء الفتوحی معروف به ابن النجار گفته است:

«این دو کتاب صحیح البخاری و صحیح مسلم، صحیح ترین کتاب بعد از قرآن کریم‌اند؛ زیرا امت اسلامی به قبول آنها اتفاق کرده‌اند؛ حتی که شیخ تقی الدین و ابن الصلاح و استاد ابواسحاق گفته‌اند: آنچه از احادیث در این دو کتاب‌اند صحت آنها قطعی است». (شرح الکوکب لابن النجار: ج4، ص651).

نتیجه سخن

از آنچه نقل شد به طور قطع نتیجه گرفته می‌شود که شخصیت امام بخاری در نزد تمام اهل نظر از محدثان مورد تأیید و ثقه است و کتاب صحیح البخاری و نیز صحیح مسلم، در نزد تمام دانشمندان اهل سنت مورد قبول و تأیید است و همه بر قبول این کتاب بزرگ اتفاق دارند. لذا ادعای ضعف و جرح امام بخاری و ادعای جعل و کذب و وضع احادیث صحیح البخاری، عملی است که در میزان روایت و درایت، پشیزی ارزش ندارد و هیچ اندیشمند منصفی آن را نمی‌پذیرد.

اکنون خوانندۀ گرامی با خود بیندیشد، که سکولار مشربان با چه استدلالی امام بخاری را در عدل و وثاقت مثل خود و یک فرد عادی می‌شمارند و جعل و کذب و وضع را به احادیث صحیح البخاری نسبت می‌دهند؟ این سخن و ادعایی است که جز سخافت عقل و خباثت درونی مدعیان دروغگوی را به نمایش نخواهد گذاشت. اینان می‌خواهند با چنین طرفندی رد اقوال خود را که با کتاب و سنت نبوی صورت می‌گیرد کُند سازند و بدین طریق ذهن عامه را نسبت به این دو اصل بزرگ و این دو رکن رکین به شک و شبهه وادارند؛ غافل از این که در این میدان سخن و ادعای هردگراندیشی از اعتبار ساقط است و اهل تخصص در معرفت رجال باید ابراز نظر نمایند.

صَحِيْحُ البُخَارِيِّ لَوْ أَنْصَفُوهُ// لَمَا خُطَّ إلَّا بمَاءِ الذَّهَبْ

هُوَ الفَرْقُ بَيْنَ الهُدَى وَالعمَى// هُوَ السَّدُّ بَيْنَ الفَتَى وَالعَطَبْ (سیر اعلام النبلاء للذهبی: ج10، ص120)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1) به صفحۀ فیس بوک «Abdulkabir Salehi

‏نوامبر 20‏، ساعت ‏16:12‏ •» مراجعه شود.

مآخذ و منابع

1. ابن الملقن، سراج الدين أبو حفص عمر بن علي بن أحمد الشافعي المصري. (1413هـ). المقنع في علوم الحديث. المحقق: عبد الله بن يوسف الجديع، چاپ اول، عربستان سعودی: دار فواز للنشر.

2. ابن النجار، تقي الدين أبو البقاء محمد بن أحمد بن عبد العزيز بن علي الفتوحي. (1418ﻫ – 1997م). شرح الكوكب المنير. المحقق: محمد الزحيلي ونزيه حماد، چاپ دوم، الناشر: مكتبة العبيكان

3. ابن حجر عسقلانی، أبو الفضل أحمد بن علي بن محمد بن أحمد. (1422هـ). نزهة النظر في توضيح نخبة الفكر في مصطلح أهل الأثر. المحقق: عبد الله بن ضيف الله الرحيلي، چاپ اول، ریاض: مطبعة سفير.

4. البخاري القِنَّوجي، أبو الطيب محمد صديق خان بن حسن بن علي ابن لطف الله الحسيني. (1405هـ/ 1985م). الحطة في ذكر الصحاح الستة، چاپ اول، بیروت: دار الكتب التعليمية.

5. الذهبي، شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز. (1427ﻫ-2006م) .سير أعلام النبلاء. 18جلد، قاهره: دار الحديث.

6. سیوطی، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر.  تدريب الراوي في شرح تقريب النواوي. حققه: أبو قتيبة نظر محمد الفاريابي، الناشر: دار طيبة.

7. قاری هروی، نور الدين علي بن (سلطان) محمد، أبو الحسن. شرح نخبة الفكر في مصطلحات أهل الأثر. المحقق: قدم له: الشيخ عبد الفتح أبو غدة، حققه وعلق عليه: محمد نزار تميم وهيثم نزار تميم، لبنان / بيروت: دار الأرقم.

8. مناوی، زين الدين محمد المدعو بعبد الرؤوف بن تاج العارفين بن علي بن زين العابدين الحدادي. (1356ﻫ.ق). فيض القدير شرح الجامع الصغير. با تعلیق ماجد الحموي، چاپ اول، مصر: الناشر: المكتبة التجارية الكبرى.

9. مناوی، زين الدين محمد المدعو بعبد الرؤوف بن تاج العارفين بن علي بن زين العابدين الحدادي. (1408هـ – 1988م). التيسير بشرح الجامع الصغير. چاپ سوم، ریاض: مكتبة الإمام الشافعي.

10. نووي، أبو زكريا محيي الدين يحيى بن شرف. (1392ﻫ.ق). المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج.  چاپ سوم، بيروت: دار إحياء التراث العربي.

11. نووي، أبو زكريا محيي الدين يحيى بن شرف. (1405 هـ – 1985 م).التقريب والتيسير لمعرفة سنن البشير النذير في أصول الحديث. تقديم وتحقيق وتعليق: محمد عثمان الخشت، چاپ اول، بیروت: دار الكتاب العربي.

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*