وروستي

قرآن و اقتصاد

نظر قرآن در مورد ثروت:

ما آنگاه که می‌خواهیم نظری به ایده‌های اقتصادی قرآن بیفکنیم اول باید ببینیم نظر قرآن درباره ثروت و مال چیست؟ ممکن است کسی بپندارد که قرآن اساساً ثروت را مطرود و به عنوان یک امر پلید و دورانداختنی می‌شناسد اما چیزی که پلید و مطرود باشد دیگر مقرراتی نمی‌تواند داشته باشد. که آن چیز را بدست نیاورید، دست به آن نزنید، استفاده نکنید.

جواب این است که قرآن مال و ثروت را تحقیر نکرده، قرآن با هدف قرار دادن ثروت، با این که انسان فدای ثروت شود مخالف است. به عبارت دیگر اینکه انسان پول را به خاطر خود پول و برای ذخیره کردن بخواهد مخالف است: « الَّذینَ یَکنزْونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّه وَ لا یُنفْقِوُنَها فی سَبیل الله فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ ألیمٍ » (توبه /۳۴)

آیاتی وجود دارند که نقش پول را در فاسد کردن شخصیت انسانی بیان می‌کنند و به همین دلیل نیز ثروت پرستی را مطرود کرده است.

ـ « كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَىٰ ﴿٦﴾ أَن رَّآهُ اسْتَغْنَىٰ ﴿٧﴾» علق ۶ و۷

ـ « وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ * هَمَّازٍ مَّشَّاءٍ بِنَمِيمٍ * مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ * عُتُلٍّ بَعْدَ ذَٰلِكَ زَنِيمٍ * أَن كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ » قلم/۱۵ـ۱۰

ـ  «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ» (آل عمران/۱۴)

اما قرآن خود ثروت را در کمال صراحت به عنوان « خیر » نامیده است. «كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ ۖ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ » (بقره ۱۸۰)

و دفاع از مال را در حکم جهاد و کشته شدن در این راه را شهادت تلقی کرده است  و برای مال بر انسان حقوقی تأمل شده است.

ـ آشنا شدن با فهم کلام الهی از اهمیت والایی برخوردار است و این امر،‌ جز با درک درست کیفیت مطلوب زندگی انسانی از دیدگاه قرآن و سنت میسر نخواهد بود . معمولاً در اقتصاد نیز از چهار موضوع عمده یعنی تولید،‌ توزیع، مصرف و رشد بحث می‌شود:

الف ـ تولید و مباحث مربوط به آن:

در این مبحث به ذکر دو نمونه اکتفا می‌کنیم:

۱ ـ قرآن و گستردگی منابع تولید:

آیاتی چند از قرآن کریم گویای آن است که خداوند در زمین ، آنچه را انسان نیاز داشته، برای وی فراهم کرده است . در آیه‌ای می‌فرماید : « وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ : و هر چه از او خواسته‌اید به شما ارزانی داشته است» ابراهیم/۳۴

و در جای دیگر می‌فرماید: « وَلَقَدْ مکَنَّا فیِ الاْرَضِ وَجَعَلْنا لَکُمْ فیها معایشَ قلیلاً ما تَشکَرون: در زمین جایگاهتان دادیم و معیشتتان را در آن قرار دادیم و چه اندک سپاس می‌گذارید » (اعراف/۱۰)

بنابراین از دیدگاه قرآن کریم، در زمین آنچه مورد نیاز انسان برای ادامه زندگی لازم است، مهیاست اما این امر به معنای آن نیست که کلیه نیازمندیهای انسانی به صورت بالفعل و بدون کار و تلاش در اختیار اوست بلکه بدین معناست که انسان باید با به کارگیری روحیه عمران و آبادانی و سایر خلاقیت، ابتکار و تلاش، رزق و روزی خویش را از منابع طبیعت به دست آورد و آنها را برای استفاده تغییرات ضروری دهد . و علت عمده ایجاد رفاه را تغییر دادن امکانات موجود دانسته است ،‌بنابراین اگر در مواردی مشاهده می‌شود که قرآن کریم صرف ایمان و تقوا را مایه نزول برکات الهی و رونق اقتصادی دانسته است مثل آنجا که می‌فرماید :

« وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ » اعراف/۹۶

مراد آیه شریفه این نیست که فقط ایمان و تقوا،‌ یعنی پرهیز از گناه، اسراف و … موجب نزول برکات می‌شود. بلکه جنبه اثباتی آن دو نیز که سعی و تلاش برای بهره‌وری مطلوب از منابع طبیعت باشد منظور خواهد بود. بنابراین تلاش در راه بکارگیری وسایل برای رسیدن به مواهب طبیعت در امور مادی وسیله خواهد بود همان‌طور که در امور معنوی وسیله قرار دادن اولیاء و انبیا برای تقرب الی الله مورد نظر خواهد بود. پس روشن است که قرآن کریم دیدگاههایی مانند نظریه مالتوس را که به محدودیت منابع طبیعت و عدم کفاف آن برای انسانها معتقد است رد می‌کند.

۲ ـ زن هم می‌تواند فعالیت اقتصادی داشته باشد:

« وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً » نساء /آیه ۴

«  لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُوا ۖ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ » نساء/۳۲

«  لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ ۚ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا » نساء/۷

در هر صورت زن هم می‌تواند کسب مشروع و فعالیت اقتصادی ـ ولو در خانه شوهرـ داشته باشد زیرا همه بر فعالیت اقتصادی محتاجند تا بتوانند به زندگی خویش ادامه دهند.

ب – توزیع :

۱ ـ سه اصل مسلم در تجارت :

در آیه زیر ـ که یکی از آیات مورد بحث و تحقیق در فقه معاملاتی است ـ روابط انسانی را بر اساس مبادلات تجاری بیان می‌کند. خداوند می‌فرماید:

«  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ  » نساء ۲۹

« ای کسانی که ایمان آورده‌اید اموال یکدیگر را به ناحق نخورید مگر آنکه تجارتی باشد که هر دو طرف به آن رضایت داده باشید»

این آیه کریمه،‌ تجارت را بر اساس رضایت طرفین تشریح فرموده است. از این آیه چند اصل استفاده می‌شود .

اـ اصل عدم تصرف و دخالت در اموال یکدیگر ،‌که مالکیت بر آن متفرع است .

۲ـ اصل جواز تصرف در اموال یکدیگر بر اساس رضایت دو طرف مبادلات و تجارت، از این اصل ناشی می‌شود.

۳ – اصل مالکیت که مسلم دانسته شده و در واقع این اصل زیربنای دو اصل مذکور است .

در جای دیگر می‌توان از این آیه استفاده نمود که باید تجارت و معاملات با رضایت فروشنده و خریدار باشد. خرید و فروش اجباری و اکراهی و یکطرفه مردود است .

۲ ـ اقتصاد در خانواده:

در آیه‌ای از قرآن در مورد اینکه نباید در امور زندگی و در مسائل مصرفی افراط و تفریط نمود آمده :

« وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَٰلِكَ قَوَامًا : آنان که چون هزینه می‌کنند اسراف نمی‌کنند و خست نمی‌ورزند، بلکه میان این دو راه اعتدال را می‌گیرند » فرقان /۶۷ .

انسانی که وظیفه تأهل را می‌پذیرد و خرج و نفقه خانواده‌ای را به عهده می‌گیرد باید برای این دخل و خرج حساب و کتاب داشته باشد به عبارت دیگر تا آنجا که برای او مقدور است در جهت رفاه نسبی خانواده بکوشد. از نظر قرآن، حد مطلوب حالت اعتدال و میانه‌روی است لذا قرآن می‌فرماید « نه » دست خویش را از روی خست به گردن ببند و نه به سخاوت یکباره بگشای که در هر دو حالت، ملامت زده و حسرت خورده بنشینی. اسراء۲۹٫

ج ـ مصرف :

۱ـ یتیم ورشکسته اقتصادی است، روا نیست مال او مصرف گردد:

خوردن مال یتیم و مصرف نمودن دارایی او به هر شکلی حرام است. مگر در مواردی که حالت سوددهی داشته باشد و به اصطلاح اموال او افزایش یابد . « و آتوالیتامی اَمْوالَهُمْ وَ لاتُتَبدَلَّوا الْخَبیثَ » نساء/۲

« وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّـهَ وَلْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا :مال یتیمان را به یتیمان بدهید، و حرام را با باطل مبادله مکنید و اموال آنها را همراه با اموال خویش مخورید که این گناه بزرگی است » (نساء / ۹)

«  فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ  »(ضحی/۹)

۲ ـ مصرف‌های ضد ارزشی :

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِّنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۗ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ »(توبه /۳۴ )

انسان در مقابل آنچه مصرف می‌کند باید تولیدات یا خدمات تحویل دهد و به نحوی به جامعه‌اش خدمت کندو الا از مصادیق « اَکْل الاموال بالباطل » خواهد بود. اگر به عوض آگاهی دادن و سوق دادن مردم به سوی واقع، آن و گمراه و دور از حقیقت کند آن فردی که در این مورد می‌گیرد حرام و مصداق « اکل المال بالباطل » است همانند رشوه،‌ ربا و … .

د ـ رشد :

اقتصاد مورد علاقه انسانها:

در قرآن آمده است : « زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَٰلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا: در چشم مردم آرایش یافته است،‌عشق به امیال نفسانی و دوست داشتن زنان و فرزندان و همیانهای زر و سیم و اسبان و چهارپایان و زراعت . همه اینها منابع زندگی این جهان هستند در حالی که بازگشت گاه خوب نزد خداست» (آل عمران ۱۴)

۱ـ در آیه فوق بهره اقتصادی و سیاسی بردن از زن نیز مورد نظر می‌باشد.

۲ـ در آیاتی از قرآن ابتدا به منافع کشاورزی و رونق آنی اشاره شده و سپس ذکر شده که بهتر از آن نیز وجود دارد یعنی این منابع اقتصادی در نظر مردم،‌ مورد علاقه است و خداوند بهتر از آنها را به مردم نشان می‌دهد.

اخلاق مؤمنان با اخلاق قوم یهود در امور اقتصادی فرق دارد.

« يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ »بقره/۴۷

خداوند قوم بنی اسرائیل را بر سایر اقوام موجود آن روز برتری داد آنها دارای بهترین سرزمین از نظر آب و هوای مناسب با چشمه سار بودند و منطقه پراستعدادی برای کشاورزی و دامداری داشتند ولی ناسپاسی کردند و از بهره‌برداری خوب از آن مواهب خودداری نمودند و اطاعت از انبیای زمان را کنار گذاشتند اما مؤمن در رفتار اقتصادی خودش اطاعت از انبیاء را بر هر چیزی دیگر مقدم می‌دارد.

او شکر زبانی و عملی خود را به جا می‌آورد تا در پیشگاه خدای خود سرافکنده نباشد.

عدالت اجتماعی در قرآن :

اهداف اقتصادی در هر مکتب اقتصادی باید مشخص و روشن باشد . در مکتب اسلام نیز اهداف اقتصادی شامل، عدالت اقتصادی و اجتماعی، قدرت اقتصادی حکومت اسلامی،‌رشد اقتصادی و استقلال می‌باشد که ان شاء الله در مقاله ای دیگر به آن پرداخته خواهد شد.

(با اندکی تصرف)

نویسنده : وجیهه گلمکانی

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*