وروستي

نقش انگیزه های دیني در خیزش های مردمی

معاون سرمحقق عبدالرحمن حکیمزاد

بسم الله الرحمن الرحیم
افغانستان به علت موقعیت ژیوپولوتیک خویش همواره مورد توجه جهان گشایان و استعمارگران بوده است. روی این علت است که افغانستان در طول تاریخ جنگ های مستمر و تباهکنی را تجربه نموده و باعث ویرانی داشته های مادی و معنوی این مرز و بوم گردیده است.

یکی از برهه های مهم در تاریخ این خطه، جنگ های افغان – انگلیس است که فراز و نشیب زیادی را در بر دارد که عدۀ از خود نام نیک گذاشتند و تعداد دیگری با عملکرد های چند پهلویی خویش، شخصیت ملی خود را از دست دادند و در تاریخ بنام فریبکار، خاین، پول دوست و خود محور مشهور گشتند که مصلحت مردم خویش را قربانی منفعت های شخصی خود نمودند و بیشتر اوقات خود را در خدمت یورشگران انگلیس سپری نمودند.

آنچه درین مقطع تاریخی بیش از همه تبلور یافت و باعث قوت و استحکام وحدت ملی گردید بگونۀ که افغانها را به رغم اختلاف قوم، زبان، نژاد و سمت دور یک محور جمع کرد که متحدانه علیه دشمن مشترک رزمیدند، اسلام بود. ملت مسلمان و متعهد افغانستان با الهام ازین دین رهایی بخش که رِبْعِيُّ بْنُ عَامِرٍ پیام آنرا در دربار رستم امپراطور فارس اینگونه تعبیر نمود: “اللَّهُ ابْتَعَثْنَا لِنُخْرِجَ مَنْ شَاءَ مِنْ عِبَادَةِ الْعِبَادِ إِلَى عِبَادَةِ اللَّهِ، وَمِنْ ضِيقِ الدُّنْيَا إِلَى سِعَتِهَا، وَمِنْ جَوْرِ الْأَدْيَانِ إِلَى عَدْلِ الْإِسْلَامِ”. (1)

(الله متعال ما را فرستاده است تا بنده هایی که خواهان نجات از عبادت بنده ها هستند به عبادت الله، از تنگی دنیا به فراخی آن و از ستم ادیان به عدالت اسلام رهنمون شویم).

چیزیکه بیش از همه ملت مجاهد افغانستان اعم از زن و مرد را وا داشت تا در برابر اشغالگران انگلیس دوشا دوش هم برزمند و از خود شهکاریهای بی نظیری نشان دهند، همانا انگیزه های دینی آنها بود که درین مقاله که به بهانۀ سیمینار علمی – تحقیقی یاد بود از 175 مین سالروز شهادت راد مرد معرکه های افغان انگلیس غازی میر مسجدی خان کوهسانی به ابتکار ریاست محترم اطلاعات و فرهنگ ولایت مجاهد پرور پروان دایر گردیده است، پرداخته می شود.

بدون شک انگیزۀ دینی عمده ترین عامل ایستادگی مردم افغانستان در مقابل سپاه بی سر و پای انکلیس که با مدرن ترین اسلحۀ وقت مسلح بودند، می باشد. طوریکه افغانها به تبعیت از فرمان الهی: “انْفِرُواْ خِفَافًا وَثِقَالًا وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ”. (2)
(سبكبار و گرانبار بسيج‏شويد و با مال و جانتان در راه خدا جهاد كنيد اگر بدانيد اين براى شما بهتر است).

از سراسر کشور در مقابل دشمن مشترک خویش به جهاد مبادرت ورزیدند. این جنبش مردمی زمانی با جوش و خروش جوقه جوقه به میدان نبرد در حرکت بود که حاکمان افغان که گوشت و پوست شان از دارای ملت بود در هر مرحلۀ ملت را گذاشته و بخاطر منافع خویش دامن دشمن را گرفته اند.
درین مقاله می خواهم نقش انگیزه های دینی در بسیج مردمی را با مطالعه از تاریخ مبارزات مردم افغانستان در برابر قشون انکلیس را از زوایای

مختلف به بحث بگیرم:
1- اهمیت انگیزه در بلند بردن روحیۀ مبارزان: مهم ترین چیزیکه در میدان جنگ باعث مقاومت بیشتر رزمندگان می گردد، نحوۀ به حرکت آوردن احساسات آنها و تزریق انگیزه به آنها می باشد؛ زیرا به هر اندازه که انگیزه قوی و مهم باشد روحیۀ رزمندگان نیز بیشتر می باشد، انگیزه به دو گونه می باشد:

تبلیغ و روشن ساختن اذهان و افکار توده ها بخاطر مقابله با اندیشه های دشمن و یا ایستادگی در برابر تجاوز وی، از وسایل بسیار مهم جنگ محسوب می شود طوریکه صلاح نصر می گوید: تبلیغات کار برد هدفدار هریک شکلهای ارتباط جمعی و ملی است که با هدف تأثیر بر افکار و احساسات گروه های معیین و با نیّتی کلی و نظامی، اقتصادی و یا سیاسی، صورت می گیرد.

الف:- انگیزۀ محض دنیوی: درین انگیزه، افسران و فرماندهان جبهه بخاطر بدست آوردن سرزمین ها، بدست آوردن مال و سلاح دشمن، می کوشند روحیۀ سربازان را بالا برند چنانچه مشرکین قریش بخاطر دستگیری رسول الله صلی الله علیه وسلم و ابوبکر صدیق رضی الله عنه به سراقه بن مالک وعده سپردند در صورتیکه آنجناب و یارش را دستگیر نماید و به آنها بسپارد، برایش صد رأس شتر می دهند.

(3) و یا اینکه آلمانیها بخاطر تقویت روحیۀ سپاهیان خویش به آنها تلقین می کردند: (آلمانیها نژاد برتر هستند و همۀ ملتهای دیگر بایستی تحقیر و بخشی از آنها نیز نابود شوند) (4) بخاطر آقایی بر اروپا در قدم نخست و بر جهان در قدم دوم، به مبارزۀ خود ادامه دادند.

ب: انگیزۀ دینی توأم با انگیزۀ دنیوی: این انگیره آنست که رهبری سپاه به افراد تحت فرمانش در کنار مژده های معنوی چون فضیلت جهاد، دفاع از سرزمین مسلمانان، مقام شهادت، از غنایم نیز بگونۀ مطلوبش یاد آور می شود، طوریکه الله جل جلاله به مجاهدان نخستین جنگ اسلام و کفر در غزوۀ بدر چنین وعده داده است: ” قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ”. (5)

(بگو آيا براى ما جز يكى از اين دو نيكى را انتظار مى‏بريد).

مراد از دو نیکی: یکی پیروزی بر دشمن است که با وصف سلامتی بدن و ثواب اخروی، غنیمت دنیوی را نیز در بردارد و دومی شهادت می باشد. (6)
انگیزه های فوق در جبهات جنگ انکلیس ها و افغانها ملموس بود؛ زیرا هدف انگلیس از راه اندازی جنگ، کشور گشایی و بدست آوردن سرمایه های نهفته در درون خاک افغانستان بود و از افغانها دفاع از سرزمین اسلام، ایفای وجیبۀ شرعی جهاد و نیل شهادت که غنایم بطور طبیعی بدست شان می افتید.

2- اشتراک زنان در جهاد و نقش آن در بلند بردن روحیۀ رزمندگان: از آنجایی که زنان نیم پیکر جامعۀ بشری را تشکیل می دهد، حضور آنها در فعالیت های اجتماعی و سرنوشت جامعه باعث استحکام بیشتر نظام گردیده و توازن قوا را حفظ می نماید. در اسلام نیز آنگونه که مردان در اجرای وجایب شرعی مکلفیت دارند، زنان نیز از عین تکلیف برخوردازند، چنانچه الله متعال فرموده اند: “وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ”. (7)

(و مردان و زنان با ايمان دوستان يكديگرند كه به كارهاى پسنديده وا مى‏دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‏دارند و نماز را بر پا مى‏كنند و زكات مى‏دهند و از خدا و پيامبرش فرمان مى‏برند آنانند كه خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد كه خدا توانا و حكيم است).

آیۀ فوق صراحت دارد به اینکه: زنان و مردان مؤمن به اساس اصل شرعی باهم دوست بوده و در اوامر و نواهی الهی سهم مساوی دارند تا مکلفیت دینی خود را اداء نموده و در پیشوای الله متعال سرافراز باشند. بناءً هر مسلمانیکه از ادای این مکلفیت شانه خالی کند، مقصر می باشد چه مرد باشد ویا زن.

رهبران مجاهدین در مبارزه با انگلیس ها تنها به مبارزۀ مسلحانه اکتفا نکردند؛ بلکه از وسایل مؤثر دیگری نیز استفاده کردند که در عرصۀ اقتصادی، هر نوع داد و ستد با آنها را ممنوع قرار دادند؛ چنانچه لیدی سیل در کتاب شبخون افغان می نویسد: “روحانیون در دهات گردش کرده و اهالی را از کمک و فروش هرگونه غله جات و اجناس به انگلیس ها منع می نمودند

به همین ترتیب از دید اسلام زن و مرد مسلمان با ادای وجیبۀ شرعی خویش پاداش یکسان دارند، طوریکه الله متعال به آن تصریح نموده است: “وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ”. (8)

(خداوند به مردان و زنان با ايمان باغهايى وعده داده است كه از زير [درختان] آن نهرها جارى است در آن جاودانه خواهند بود و [نيز] سراهايى پاكيزه در بهشتهاى جاودان [به آنان وعده داده است] و خشنودى خدا بزرگتر است اين است همان كاميابى بزرگ).

زنان مسلمان افغان با الگوگیری از زنان صدر اسلام در جهاد مردم افغانستان علیه یورشگران انگلیس سهم به سزایی داشتند، در جایی به مجاهدان نان می پختند، در جای دیگری هنگام عبور سپاه دشمن از بازارها، سنگ و کلوخ و آب جوش بر فرق نظامیان انگلیس می ریختند و دیوارهای سنجی را بالای آنان می می غلتاندند و در مقام دیگر با گرفتن سلاح به مقابلۀ دشمنان دین و وطن بر می خا ستند طوریکه تاریخ می نویسد: پس از آنکه مجاهدان در چهارم نوامبر سال 1841میلادی قلعه محمود خان را که سیلوی انگلیس در آنجا قرار داشت، گرفتند و دشمن پا به فرار نهاد یکی از فرماندهان انگلیس بنام “کپتان میکنزی” هنگام فرار با زنی روبرو شد که طفل خود را در آغوش داشت و همینکه دشمن را بدید فرزندش را به کناری گذاشت و راه فرار میکنزی را ببست، میکنزی شمشیر افسری خودش را به سر زن حواله کرد اما قبل از آنکه شمشیر به هدف رسد خود کپتان مورد اصابت گلوله قرار گرفت، مجروح شد و به زمین افتاد. (9)

3- نقش علمای دین در بسیج مردم علیه اشغالگران: علماء در جامعه به مثابه شمع اند که خود می سوزند و به دیگران روشنی می بخشند. علمای کشور در تمام ادوار تاریخ کشور نقش مهم و سازنده ای در توجیه، تشویق و بسیج مردم در برابر ظالمان و استعمارگران داشته اند که رول آنها در قیام علیه استعمار انگلیس و شکست آن چون آفتاب روشن است که درینجا به برخی از فعالیت های جهادی آنها اشاره می شود:

الف:- آغاز مبارزه با دور کردن نام شاه شجاع از خطبه های مساجد: وقتی علمای دین دیدند که حاکم تام الاختیار افغانستان مکناتن است و شاه شجاع عروسک آنهاست که کدام صلاحیتی ندارد، مبارزۀ علنی خود را در برج مارچ 1840 میلادی با دور کردن نام شاه شجاع از خطبه های جمعه و عیدین آغاز کردند.

اینجاست که مردم متدین و بیگانه ستیز افغانستان به تبعیت از رهبران دینی خویش علم مبارزه با سپاه انگلیس را از کابل آغاز کردند که سراسر کشور را فرا گرفت (10) و خواب را بر عساکر انگلیس حرام نمودند. پس از همین روز بود که این بیت در کوه و برزن بر سر زبانهای مردم جاری شد:
سکه زد بر سیم و طلا شه شجاع ارمنی نور چشم لارد و برنس خاک پای کمپنی
در حالیکه در مسکوکات شاه شجاع بیت مذکور اینگونه منقوش بود:
سکه زد بر سیم و زر روشنتر از خورشید و ماه نور چشم دوران شه شجاع الملک شاه.(11)

ب: تحریم داد و ستد با انگلیس ها: رهبران مجاهدین در مبارزه با انگلیس ها تنها به مبارزۀ مسلحانه اکتفا نکردند؛ بلکه از وسایل مؤثر دیگری نیز استفاده کردند که در عرصۀ اقتصادی، هر نوع داد و ستد با آنها را ممنوع قرار دادند؛ چنانچه لیدی سیل در کتاب شبخون افغان می نویسد: “روحانیون در دهات گردش کرده و اهالی را از کمک و فروش هرگونه غله جات و اجناس به انگلیس ها منع می نمودند”. (12)

این تحریم به حدی بر روحیۀ انگلیس ها اثر کرد که سنگ و چوب افغانستان را دشمن فکر می کردند و تا می توانستند با گرفتاریها، زندانی کردنها و کشتار جمعی، (13) روحیۀ مبارزان را ضعیف سازند ولی این فشار نه تنها که به مبارزۀ مردم اثر منفی نداشت؛ بلکه به مقاومت و ایستادگی شان افزود، زیرا آنها مقاومت و شهادت را از ته دل پذیرفته بودند و به آن ادامه می دادند.

ج:- جنگ تبلیغاتی توام با جنگ مسلحانه: تبلیغ و روشن ساختن اذهان و افکار توده ها بخاطر مقابله با اندیشه های دشمن و یا ایستادگی در برابر تجاوز وی، از وسایل بسیار مهم جنگ محسوب می شود طوریکه صلاح نصر می گوید: تبلیغات کار برد هدفدار هریک شکلهای ارتباط جمعی و ملی است که با هدف تأثیر بر افکار و احساسات گروه های معیین و با نیّتی کلی و نظامی، اقتصادی و یا سیاسی، صورت می گیرد. (14)

با این رویکرد می بینیم که رهبران ملی مجاهدین از هر نوع وسیلۀ مشروع غرض مقابله با انگلیس ها استفاده نمودند که جنگ تبلیغاتی یکی از آن وسایل بود، چنانچه علمای دین در خطبه ها و موعظه های شان مردم را به جهاد علیه انگلیس ها تشویق می کردند که این تبلیغات نقش خود را در میدان نبرد به نمایش گذاشت.
4- برتری معنویت بر مادیت: عامل دیگری که باعث اضطراب، تزلزل و شکست انگلیس ها گردید، روحیۀ عالی مردم افغانستان بود، در حالیکه مواد خوراکۀ مجاهدین عبارت از توت، تلخان و نان جوین بود، و سلاح نظامی شان بیل، کلند، تبرچه و تیشه، در برابر اردوی منظم وقت که مجهز با وسایل نظامی عصری چون توپخانۀ قوی، دیپوهای مواد مورد ضرورت و لوژستیک بود، قرار داشتند، با آنهم دلیرانه به مبارزه و مجاهدت خود می افزودند و هرکز ترس و بیم را به خود راه نمی دادند. نویسندۀ شبخون افغان می نویسد: می دانم که جمع آوری عسکر در ممالک اروپا وقت زیاد به کار دارد، اما در افغانستان برعکس در مدت کم تهیه و به محاذ حرب فرستاده می شود چه درین مملکت هر فرد اهالی عسکر بوده و به تصور اینکه به مقابل فرنگی شهید و درجات بلند را استقبال می دارد با کمال تعصب در قطار جنگجویان قرار می گیرند و خصوصاً که روحانیون هر فرد را برای مقابله بر علیه کفار تشویق و در جمع غازیان می افزودند. (15) والحق ما شهدت به الاعداء یعنی فضل و برتری آنست دشمن به آن گواهی دهد.

معنویت غازیان زمانی بیشتر می شد که می دیدند علماء با شعار خدا برای ما کافیست از قذیفه های خود پرچم های جهاد بلند می نمودند (16) و به مصاف دشمنِ دین و وطن می رفتند.

بناءً نبردی که به اساس فکر و عقیده باشد در برابر نبردی که اساس آن منفعت مادی و کشور گشایی باشد، برنده می باشد. از همینجاست که هیبت مردم افغانستان چنان بر انگلیس ها سایه اگنده بود که سپاه انگلیس در هند داخل شدن در افغانستان را به منزلۀ داخل شدن در قبرستان تلقی می کرد. (17)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مآخذ:
1- أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي، البداية والنهاية، دار الفكر، 1986م، ج: 7، ص: 39.
2- التوبه/ 41.
3- أبو هاشم صالح بن عوّاد بن صالح المغامسي، شرح المدائح النبوية،دروس صوتية قام بتفريغها موقع الشبكة الإسلامية، ج: 15، ص: 3.
4- آل جان پرسیوال تیلور، جنگ جهانی دوم، مترجم: بهرام فرداد امینی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ: دوم، 1388هـ- ش، ص: 18.
5- التوبه/ 52.
6- محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب الآملي، أبو جعفر الطبري، تفسير الطبري(جامع البيان عن تأويل آي القرآن)، تحقيق: الدكتور عبد الله بن عبد المحسن التركي به همکاری مركز البحوث والدراسات الإسلامية بدار هجر الدكتور عبد السند حسن يمامة، دار هجر للطباعة والنشر والتوزيع والإعلان، چاپ: اول، 2001 م، ج: 11، ص: 496.
7- التوبه/ 71.
8- التوبه/ 72.
9- میر غلام محمد غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، مطبعۀ دولتی کابل، چاپ: اول، میزان 1346هـ- ش، ج: 1، ص: 543- 544- 550- 551.
10- میرمحمد شریف پاکرای، مبارزات علمای دینی کشور علیه استعمار انگلیس، مطبعۀ ریاست نشرات وزارت تحصیلات عالی و مسلکی، چاپ: اول، 1368هـ- ش، ص: 44.
11- افغانستان در مسیر تاریخ، ج: 1، ص: 539.
12- لیدی سیل، شبخون افغان، مترجم: عبدالرشید بیغم، کابل، مطبعۀ دولتی، اسد 1326هـ- ش، ص: 109.
13- مبارزات علمای دینی کشور علیه استعمار انگلیس، ص: 44.
14- صلاح نصر، جنگ روانی، مترجم: محمود حقیقت کاشانی، اتشارات سروش و مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه ای، چاپ: چهارم، تهران، 1387هـ- ش، ص: 427.
15- شبخون افغان، ص: 213.
16- افغانستان در مسیر تاریخ، ج: 1، ص: 545.
17- همان اثر، ج: 1، ص: 565.

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*