وروستي

عبادات، مقدمه ی تزكيه و اصلاح

غزالیعبادات، مقدمه ای برای تزكيه و اصلاح

آيا هوشياري، زيركي و دانشوري، آدمي را از داشتن روحيه اي پاك و سرزنده و اخلاقي شريف و گوارا بي نياز مي كند؟ هرگز! ما نسبت به آدم زيرك اما شرور و بد، كينه داريم و از تعامل با او بيمناكيم. چون بر اين باوريم كه معرفت زياد جز بر ميزان توانايي، آزاررساني و شرارت آدم كوچك نمي افزايد. مسلماً اشتباه، اشتباه خواهد بود.

اگر دين را مترادف با معرفت تئوريك يا مطالعه ي مداوم بدانيم،‌ اگر دين به معناي مهار هوسها و كنترل طبيعت نباشد،‌ خير و فايده اي در آن نخواهد بود. قرآن تأكيد نموده است كه هدف از تكاليف گوناگون، تزكيه نفس آدمي است. تزكيه ي مورد نظر همان تربيت صحيح است، يعني تصفيه ي گوهر آدمي از آلودگيها و قرار دادن تمام غرايز در زير مراقبت عقل با ايمان تا مبادا طغيان كند و ديگر كنترل نشوند.

كسي كه به تمدن جديد نگاه مي كند مي بيند در حوزه ي كشفيات هستي بسيار ترقي نموده است. از چاپخانه ها در راستاي نشر هزاران هزار كتاب و نشريه بهره برداري كرده است. از برق نيز در راه انداختن و تأسيس ايستگاههاي راديويي گوناگون و همچنين در تسخير ماهواره ها براي كسب اطلاعات بيشتر و آموزش بيشتر سود جسته است. راستي آيا اين پديده پيشرفت واقعي آدمي به شمار مي رود؟

همراه با اين پيشرفت، خودخواهي جمعي و فردي، خونخوار و درنده شده است؛ ستم و شهوت پرستي رو به فزوني نهاده است؛ در خشكي و دريا فساد به وجود آمده است و دايره ي الحاد و دينداري جاهلانه فراخ شده است. اين پديده ها سبب شده تا ما با دقّت بيشتري اين آيه را بخوانيم:

«أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَـٰهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّـهُ عَلَىٰ عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّـهِ ۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ»

(هیچ دیده‌ای کسی را که هوا و هوس خود را به خدائی خود گرفته است، و با وجود آگاهی (از حق و باطل، آرزوپرستی کرده است و) خدا او را گمراه ساخته است، و بر گوش و دل او مهر گذاشته است و بر چشمش پرده‌ای انداخته است؟! پس چه کسی جز خدا (و خدا هم از وی رویگردان است) می‌تواند او را راهنمائی کند؟ آیا پند نمی‌گیرید و بیدار نمی‌شوید؟)

آدمي ناگزير بايد در درون خويش دست به كاري بزند تا اصلاح شود؛‌كاري طاقت فرسا،‌ خسته كننده و جدي كه تمايلات بي رويه و غيرقابل كنترل را بشكند و انسان را در برابر سفارشهاي خداوند رحمان خاضع و فروتن گرداند:

فَأَمَّا مَن طَغَىٰ * وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَىٰ * وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَىٰ * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَىٰ *

(امّا آن کسی که طغیان و سرکشی کرده باشد. و زندگی دنیا را (برگزیده باشد و بر آخرت) ترجیح داده باشد. قطعاً دوزخ جایگاه (او) است. و امّا آن کس که از جاه و مقام پروردگار خود ترسیده باشد، و نفس را از هوا و هوس بازداشته باشد. قطعاً بهشت جایگاه (او) است.)

اشكال و تشريفات ظاهري عبادات اين تغيير و تحول قطعي و بنيادين را پديد نمي آورد. هنگامي كه نماز،‌ حسادت و كينه را از درونت نزدايد،‌ آن نماز ارزشي نخواهد داشت؛ سجده ي واقعي به معناي خم كردن جسم در برابر خدا نيست،‌ بلكه به معناي تسليم شدن و كرنش كردن قلب در برابر رهنمودها و دستورات او است.

نخ گره خورده جز از طريق گشودن تك تك گره هايش باز نخواهد شد. پوشاندن و آراستن در اين باب سودي عايدمان نمي كند. نفسي كه گره خورده نيز جز پس از رفتن دردهايش و بازگشت بهبودي به آن به فطرت خود باز نخواهد گشت و با خوي و عادت خويش راست نخواهد شد.

زماني كه عبادات عبارت باشند از كمك گرفتن از خداوند براي رسيدن به اين هدف و هنگامي هم كه خدا آن عبادات را بپذيرد،‌ آدم كرنش گر را مدد كند و نفس او را اصلاح و كجي اش را راست گرداند. در اين صورت آن عبادات درست و وقبول خواهد بود وگرنه اوضاع تغيير نكرده است.

من هم خودم را و هم پيرامونم را زير نظر مي گيرم. مي بينم بين ما و بين اصلاح حقيقي فاصله ي زيادي وجود دارد. علت هم اين است كه ما درد را خوب تشخيص مي دهيم. ولي درمان را به خوبي بلد نيستيم و در برابر خواسته هاي درمان از خود شكيبايي نشان نمي دهيم. برخي نمي دانند كه بيمارند. بدين جهت در برابر كساني كه مي خواهند درمانشان كنند مقاومت مي كنند؛ وانگهي مي پندارند خودشان در همه زمينه پزشك ماهرند. از اين رو بايد چندين بار به فهم آيات مراجعه كنيم.

«وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا * قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا * وَ قَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا »

(و سوگند به نفس آدمی، و به آن که او را ساخته و پرداخته کرده است. سپس بدو گناه و تقوا را الهام کرده است . کسی رستگار و کامیاب می‌گردد که نفس خویشتن را پاکیزه دارد و بپیراید . و کسی ناامید و ناکام می‌گردد که نفس خویشتن (و فضائل و مزایای انسانیّت خود را در میان کفر و شرک و معصیت) پنهان بدارد و بپوشاند، و (به معاصی) بیالاید.)

برگرفته از کتاب: ميراث فكري مسلمانان

نویسنده: محمد غزالي

ترجمه: داوود ناروئي

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*