وروستي

نامۀ به همسر آینده ام

نوشته: نثاراحمد اسلام مل

گرچه مطمئن نیستم چه بنویسم، از کجا آغاز کنم، کدام الفاظ میتوانند سخنان این قلب پر هیاهوی را برایت بیان کند ولی این را به یقین میدانم که برای که مینویسم، مخاطبم چه اهمیتی برایم دارد.

گرچه هرگز نتوانستم بندۀ خوب خالقم باشم ولی آرزوی بندۀ محسن شدن همیشه مانند شعلۀ فروزان در قلبم روشن خواهد ماند تا اینکه با تو یکجا شده و این سفر دشوار و لذت بخش را با هم بپیمائیم.

دیدی! سخن نخستم از کجا آغاز شد؟ بلی، میخواهم بندۀ نیک الله تعالی شوم و میدانم بندۀ نیک و خوب شدن سفریست تا دم مرگ؛ این سفر را با تو قدم به قدم می پیمایم و برای این سفر هردوی مان به خودگذری ها و فداکاری های نیاز داریم.
حرص مردود است؛ ولی من خیلی حریصم، بی صبرم تا صفات صداقت، عدالت، راستگوئی، سخاوت، شهامت، اخلاق-نیکو، مردانگی در وجودم نهادینه شوند.

باید بگویم که میخواهم برای بندۀ بهتر بودن؛ زبان عربی را هردوی ما بدانیم (من فعلاً آنرا می آموزم، اگر تا به حال عربی را نیاموخته یی پس همین حالا بعد از مطالعۀ این نامه شروع به آموختن آن کن) و بعد از دانستن زبان عربی مراحل از آموزش تفسیر و احادیث گرانبها را تکمیل نمائیم.

تأکید بر آموزش زبان عربی، تفسیر و احادیث نیز غیر معمولی است چون نه والدین من به چنین کاری دست یازیده اند و نه هم والدین تو؛ ولی بگذار عادلانه قضاوت کنیم، آیا انصاف است اگر خالقی به آن همه بزرگی که من و تو برایش قایلیم به من و تو نامۀ پربرکتی چون قرآن را فرستاده باشد، من و تو نیز آنرا همه روزه در نماز های پنجگانه تلاوت کنیم و همه عمر مان را بر تلاوت این کتاب گذرانیده ولی اندکی هم از مفاهیم داخل آن کتاب ندانیم!؟

اینکه الله تعالی را همواره بر خود شاهد، حاظر و ناظر دانسته و اوامر و نواحی اش در اولویات مان باشد.

میخواهم بدانی اینکه هیچ حقی بالایت ندارم بجز اینکه آنرا اسلام برایم نسبت به تو تعیین کرده باشد و هیچ حقی بالایم نداری مگر اینکه آنرا اسلام برایت نسبت به من تعیین کرده باشد.MUSLIM-WOMAN

بدان اینکه از خشونت، نفرت، حسد، کینه، کدورت و سایر صفات خبیثه نفرت دارم و نمی خواهم جز از زندگی ام باشند.

اینکه طبق فرمودۀ رسول الله (صلی الله عليه وسلم) زن، نماز و عطر خوش را نهایت دوست دارم، من هم ترا دوست دارم؛ بیشتر از هر چیز دیگر چون تو در سفر به سوی پرودگار همسفرم هستی.

بدانیم اینکه بحیث بندۀ های خداوند وظیفۀ یگانه ما عبادت اوست؛ عبادت حق تعالی به نظر بنده تنها به نماز، روزه، زکات، حج و چند عبادات دیگر خلاصه نمی شود، بلکه طبق برداشت من از آموزه های اسلام هر عملی خیر که به نیت خیر و خوشنودی الله متعال انجام پذیرد، عبادت است. یعنی نوشتن کلمات نیک، گفتن سخن نیک، فراهم سازی زمینه بهتر آموزش، تعلیم و تربیه نسل مسلمان، عرق ریزی در راه آبادی و تعالی کشور اسلامی همه و همه در صورت نیت نیک عبادت اند. از همین رو آروز دارم من و تو در انجام امور خیر چنان بسوزیم که تا آخرین لحظات زندگی مان، کشور همه روشن باشد و بعد از خاموشی ما، هر گوشه و کنار کشور و جهان اسلام از روشنی ما روشن گردد.
بدانیم اینکه نه من بالای تو حق گذاشتن قیود را دارم و نه تو، نه من به تو قانون میسازم و نه تو برای من بلکه چارچوب اسلام برای هردوی ما قانون ساز است.

عزیزم! طبق فرموده های اسلامی، تو هیچ مکلفیت های مالی بر دوش نداشته و همه تکالیف مالی بر عهده من است؛ به این معنی که من هیچگاه ترا برای رسیدگی به مصارف خود، اولاد و یا خانه مجبور به انجام کار (وظیفه) نساخته و به همان اندازه که به خویش تن رسیدگی مالی میکنم، همان اندازه در مقابل تو نیز مسوولیت مالی دارم. ولی هرگاه خودت خواسته باشی وظیفه ای انجام دهی، من در صورت نبود اشکال دینی در انجام چنین وظیفه ای هیچ ممانعتی نمی کنم بلکه خود را مسوول میدانم که برایت زمینه سالم کاری را – در صورت علاقمندی ات- برایت فراهم سازم.

بگذار زندگی مان “زندگی من و تو” باشد، به این معنی که امروزه زندگی های مشترک زوج ها همواره توسط طرف های “سوم” به سوی بی ثباتی کشانیده میشود. طرف سوم ممکن والدین من باشد، ممکن خواهر من باشد، ممکن برادر من باشد، ممکن خالۀ من باشد، ممکن عمۀ من باشد، ممکن یکی از دوستان نزدیک من باشد و یا ممکن والدین، خواهر، برادر، خاله، عمه و یا دوست تو باشد. باید بخاطر داشت که احترام والدین و نیکی با آنها کاملاً بحث جداست و یک امر غیر قابل انکار نیز هست.

سخن فوق به این معنی که زندگی زناشوهری معمولاً ویژگی های منحصر به فرد خویش را دارد که بالاثر آن زندگی هر زوج به نحوه و طریقه خاص به پیش برده میشود؛ ولی هرگاه فکر سوم به دخالت در این نظام منحصر به فرد می پردازد، این باعث میشود تا بجای بهبود وضعیت، به بحرانی شدن وضعیت زمینه سازی نمایند.

دو پاراگراف فوق به معنی نفی مشوره در امور خانواده نیست؛ بلکه مشوره و دخالت دو مفهوم جداگانه ای هستند، مشوره را معمولاً زن و شوهر بشکل مشترک از یک یا چند تن در یک امری میخواهد و به اساس آن به اصلاح امور در نظام خانواده می پردازند. مشوره نه تنها قابل رد نیست بلکه یک امر مهم اسلامی نیز شمرده میشود و باید هر مسلمانی در انجام امور به آن متمسک گردد.

اگر قرار باشد تمام مراحل و اطراف زندگی مشترک شرح گردد، نیاز است کتبی ضخیمی در این راستا تدوین شوند که این امر از حوصله بحث حاضر خارج است. در نکته فشرده گفته میتوان که اصول و ارزش های اسلامی که در راستای تنظیم امور خانواده گفته شده اند، عمل به آن میتواند زندگی آیندۀ من و تو را تأمین کند؛ من از همین امروز مسایل مربوط به تنظیم خانواده از دید اسلام را مطالعه میکنم تو نیز آنرا آغاز کن.

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*