وروستي

آيا تقليد از ائمه چهارگانه اهل سنت واجب هست؟

برخي مي پندارند که وقتي حول و حوش اجتهاد و تقليد و جايز بودن تقليد‎ ‎از مجتهداني بجز ائمه ‏ي چهارگانه چيزي نوشته مي شود، اين کار نوعي طعنه و بدگويي از آنان و کم ارزش جلوه ‏دادن ايشان است. بايد گفت اين پندار از اساس نادرست مي باشد، براي آنکه امامان چهاگانه ‏مورد اجماع و اتفاق نظر امت اسلامي بوده و همگي آنان را دوست داشته و به آنان محبت ‏خاصي داريم و هرگز طعن و بدگويي از آنان را برنمي تابيم و هر كدام از انها راه و روش ‏خاصى در منهجشان داشته اند و خداوند ميداند كه كذميك به حق نزديكر هست، ولى هر كاه حق ‏براى ما در مورد مسئله اى ثابت شود بايد از ان بيروى كنيم هر جند مخالف مذهبمان باشد.‏

 

در اينجا به چند نكته مهم در مورد ائمه مذاهب و پيروى از آنها بيان ميكنيم:‏

‏1- تقليد از امامان چهارگانه براي کسي که توان اجتهاد يا اتباع (و نه تقليد) نداشته باشد جايز ‏است ولي مسلماً واجب نيست.‏‎ ‎

‏2-  التزام و پايبندي به يک مذهب‎ ‎بخصوص نه پيماني از جانب خداوند بر ما بوده و نه واجب ‏مي باشد.‏‎

 

‏3- تقليد و پيروي از هريک از ائمه ي مذکور جايز مي باشد و همگي بر راه درست و خير و ‏نيک مي باشند.‏‎

 

‏4- کسي که از يک امام تقليد مي کند حق ندارد از ديگر امامان بدگويي نمايد.‏‎

 

‏5- تعصب مذهبي هيچ بهره اي از دين ندارد.‏‎

 

‏6- کسي که توانايي اجتهاد داشته و يا اگر احياناً قدرت و درک کافي ادله را داشته باشد مي تواند ‏با توجه به دلايل خويش خلاف قول ائمه عمل نمايد؛ با توجه به اين منطق که خود ائمه مي ‏گويند: حجت با ادله است نه به خاطر سخن کسي از ما.‏‎

 

‏7- گزينش ضعيف ترين يا آسان ترين احکام از بين مذاهب چهارگانه مگر در هنگام ضرورت ‏يا وجود دليل ارجح تر جايز نيست.‏‎

 

‏8- تلفيق و آميزش ميان مذاهب به گونه اي که تکليفي را ساقط ساخته يا حقي را از بندگان ‏ضايع نمايد شرعاً روا نمي باشد.‏‎

 

‏9- ائمه ي اربعه رضي‎ ‎الله عنهم جزو معصومان از خطا و گناه نبودند، بلکه گاهي دچار خطا ‏شده و گاه اجتهادشان صحيح مي بود ولي در هر حال به خاطر اجتهاد خويش سزاوار پاداش ‏بودند.‏‎

 

‏10- قول ائمه درصورت صحت حديث مذهب من است و قول و نظر صحيح مي باشد، ولي ‏نياز به فهم درست و درک معني دارد و درصورت صحيح بودن حديث براساس قواعد و ‏ضوابطي که امام براي صحت روايت تعيين نموده است و حديثي هم طراز آن يا قوي تر از آن ‏حديث دربرابر آن قرار نگيرد، آنگاه مذهب آن امام محسوب مي شود اما چنانچه حديث براساس ‏شروط امام صحيح دانسته شود آنگاه امام مذکور و پيروان وي ملزم به آن نمي باشند. از اين ‏روي ادعاهاي برخي افراد که بعضي از احاديث را صحيح دانسته و انگاه مي خواهند ديگران ‏را نيز ملزم به التزام به آن بدارند و کساني که به آن احاديث عمل نمي کنند را گناهکار مي ‏دانند از درجه ي اعتبار ساقط مي شود. چنانچه بسياري از احاديث نزد امام مالك رحمه الله ‏صحيح دانسته شده و آن ها را در “الموطأ” نيز روايت کرده ولي بدان ها عمل ننموده است ‏براي آنکه به علت هايي که قوي تر از آن مي باشند آن را نقض نموده است. در اين جا مي ‏توان به کتاب “رفع الملام عن الأئمة الأعلام” نوشته ي شيخ الاسلام ابن تيميه رحمه الله مراجعه ‏نمود که در آن بيان کرده که ده علت براي عمل نکردن يک فقيه به يک حديث معين وجود ‏دارد.‏‎

 

‏11- طبيعتاً هر حديثي که در صحت و ضعف آن اختلاف وجود داشته باشد جز براي آن کسي ‏که آن را صحيح بشمارد لازم الاتباع نمي باشد.‏

 

‏ 12- ‏‎ ‎امروزه جاي شکر دارد که رويکردي قوي به سمت و سوي اجتهاد جماعي در ميان ‏مجامع فقهي پديد آمده است و با اين رويکرد از مرحله ي تعصبات مذهبي و ديگر آفاتي که در ‏تاريخ اسلام روي داده اند مي گذريم.‏‎

 

‏13- از جمله آثار مجامع فقهي موسوعه (دائرةالمعارف) هاي فقه اسلامي است که نمايانگر ‏تمامي مذاهب فقهي داراي پيرو و بدون پيرو بوده و گامي پيشرو و برتر براي گردآوردن و ‏اتحاد مسلمانان و يکصدا نمودنشان مي باشد. ‏

 

‏14- همه ي مذاهبي که پيرواني دارند يا ندارند، نمايانگر فقه اسلامي زنده اي هستند که قادر به ‏برکندن تمام مشکلات زندگي مي باشند و يک فقه اسلامي به تنهايي اين توان را ندارد.‏‎

 

‏15- با توجه به اينکه ادله گردآوري شده و احاديث نيز چمع آورده شده اند، بر همه ي طلاب‎ ‎علم ضروري است که از مرتبه ي تقليد به مرتبه برخاسته و به درجه ي اتباع براساس بصيرت ‏و فهم درست دست يابند.‏‎

خداوند متعال مى فرمايد:‏‎

‏{‏‎ ‎قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ‎ ‎اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ} ‏‏(يوسف:108) يعني: « بگو اين است راه من كه من و هر كس پيروى‏ام كرد با بينايى به سوى ‏خدا دعوت مى‏كنيم و منزه است‏خدا و من از مشركان نيستم.»‏‎ ‎

 

‏16- چنانچه براي ما اثبات گردد که يکي از ائمه درباره ي حكم مسأله اي دچار اشتباه شده باشد ‏پس از آن ديگر براي ما تقليد از وي جايز نخواهد بود ولي دليل هم نمي شود که طعن و بدگويي ‏از وي نيز روا نمي باشد چون همگي ما گاه دچار خطا و اشتباه گشته و گاه راه درست مي ‏جوييم و هيچ کدام معصوم نمي باشيم و چه بسا اگر ما نيز در اين مسير گام برداشته و به اجتهاد ‏مي پرداختيم و در آن پيش مي رفتيم دچار اشتباهات فاحشي مي گشتيم. همانطور که خوانندگان ‏عزيز مي دانند بسياري از علماي معروف و به نام عصر و زمان ما اجتهادات و فتاوايي صادر ‏کرده اند که دليل و برهان محکمي از جانب خداوند برآن ها نيست.‏‎

 

از خداوند تبارک و تعالي هدايت و بهروزي را براي تمام مسلمانان و تمام مذاهب اهل سنت و ‏جماعت خواستاريم.‏

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*