وروستي

انقلابی که من دیدم

Inline afbeelding 1

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند

به مناسبت پیروزی انقلاب مردمی ترکیه بر کودتاگران نظامی

بخش پنجم:

بلی! سنت الهی چنین است که در برابر قدرت های تا به دندان مسلح؛ وسایل ناچیز و ناتوان را چنان عظمت می بخشد که طاغوتیان را با همه «زرق و برق» نظامی شان، مهار می گرداند.

اصلاً باور ناکردنی و دور از تصور بود! مساجد «دیانت» که زیر اثر وزارت اوقاف (همانند شئون اسلامی کشور ما) قرار داشت، و کمتر اتفاق می افتید که حتی آیاتی از جهاد را در اوقات نماز های پنچگانه قرائت نمایند، یکباره با چنین چرخشی، رویکردش را در برابر کودتاگران اتخاذ نمایند. چنان رویکردی که، در یک هماهنگی منظم و دور از راهکرد های گروهی و فردی، در پرتوی قرآن و سنت نبوی صلی الله علیه وسلم تجلی یافت و مردم را با تکبیر ها، درود بر پیامبر صلی الله علیه وسلم، دعا ها، تضرع و جهاد در برابر بی عدالتی دعوت و مسیر می داد، و خطابه ها همه روی جهاد و خودگذری تمرکز یافته بود.

نکته ای که غرب حتی تصورش را در خواب هم نمی دید! به همین علت نقش مساجد در رسانه ها کمرنگ بازتاب یافت، و رسانه های کفری در محدوده ای اخبار «کوتاه و زودگذر» به آن بسنده نمودند و در ضمن اذهان عامه را از آن منحرف ساختند. این انحراف اذهان، بخصوص برای مسلمانان هیچگاهی قابل توجیه بوده نمی تواند، و ایشان به نحوی از انحا درین گناه شامل خواهند بودند.

وزارت شئون اسلامی ترکیه که مساجد «دیانت» را با آنهمه پرسونل زیر چترش داشت، حاصل یک قرن زحمت و سرمایه گذاری سیستم لائیک در ترکیه بود تا بتوانند دین را از سیاست جدا نگه بدارند. اما این انقلاب در برابر زورگویان کودتاچی، خط بطلانی بر مفکوره «جدایی دین از سیاست» را کشید و سیستم لائیک ترکیه را، که برای دیگر دین ستیزان داخلی (مسلمان نماهای جهان) نیز الگو شده بود، بهت زده و به ماتم کشاند. دامنه ی این ماتم همچنان فضای طاغوتیان عصر را نیز زیر پوشش درآورد تا جای یکه صدا های شان را خفه، و حرکت های شان را زمین گیر ساخت.

بلی! و این یکی از ویژگی های انقلاب ترکیه بود که از درون مساجد شکل یافت، که نباید آنرا یک حرکت خودجوش و مقطعی تلقی داشت. این یکی از دستآورد های بزرگ حزب «عدالت و توسعه» بود که سالیان متمادی بر روی آن کار و زحمت کشیده بودند. نقش همین مناره های مساجد را، اردوغان سالیان دور، درست درک نموده بود:

او می دانست که راه سعادت بشر ازهمین مساجد رقم خواهد خورد!

او می دانست که بهترین مدنیت در طول حیات بشر، از همین مساجد توسط الگوی بشریت صلی الله علیه وسلم در یثرب شکل یافت!

بلی! همین مناره ها و نقش آن در ساختار بشریت، چیزی بود که وی را در پشت سلول های زندان اسیر گردانید. زبان وی را، دشمنان اسلام بهتر از مسلمانان می دانستند و می دانند، که علت واهمه غرب نیز از همین فهم نشأت یافته است. وی مگر چه جرمی داشت که از میدان استانبول در دوازدهم دیسامبر 1997 ؛ در حالی که موفق ترین شاروال استانبول بود، به زندان «پینار حصار» انتقال یافت؟

زمانی که وی بحیث صدراعظم ترکیه انتخاب گردید، در همان میدان دوباره حضور یافت و مردم را مخاطب قرار داده از ایشان پرسید که:

ای مردم بیاد دارید که من ازهمین میدان به زندان «پینار حصار» انتقال یافتم!؟

آن زمانی که من شاروال استانبول بودم!

جرمم چه بود و چه کاری را مرتکب شده بودم؟

آدم کشته بودم؟

چیزی را دزدیده بودم؟

مگر چه کاری کرده بودم؟

همینکه شعر «ضیا گقلب» را خواندم!

چه بود آن؟

آیا شما با آن شعر آشنا هستید که چه پیامی را می رساند؟

«مناره ها نیزه های ما، گنبد های مساجد کلاه های ایمینی ما، مساجد سرباز خانه های ما و مؤمنان سربازان ما هستند…»

به خاطر این شعر به زندان «پینار حصار» رفتم!

پس بجا خواهد بود تا ما نیز این سروده را یکبار مرور نمایم و علت دشمنی معاندین اسلام با فرزندان صدیق ترکیه را درک نمایم:

«در دستم تفنگ و در قلبم ایمان

خواسته ام دو چیز است؛ دین و وطن

ارتش خانواده ام است و بزرگم سلطان

به سلطانم کمک کن ای پروردگارا

عمر او را دراز کن ای پروردگارا

مناره ها نیزه های ما

گنبد های مساجد کلاه های ایمینی ما

مساجد «سرباز خانه های» ما و مؤمنان سربازان ما هستند

این ارتش الهی منتظر دین من است

جهاد راه ما است و شهادت هدف ما

دین ما خدمت راستین می خواهد

مادر ما میهن است و پدر ما ملت

در وطنم مرا مأمور کن ای پرودگارا

ملت را مسرور بگردان پروردگارا

توحید صندوق من است و هلال پرچمم

یک پرچمم سبز است و دیگرش به رنگ خون

برای اسلام از دشمنان انتقام سخت بگیر

اسلام را آباد بگردان ای پروردگارا

دشمن را نابود بگردان ای پروردگارا»

خواندن این شعر بود که فرزند صدیق اسلام را در پشت میله های زندان قرار داد!

بلی! بزرگی جوهر انسانی در الهی بودنش است؛

قلب های خالی از ایمان، بار اضافی در سینه هاست!

این پیام اردوغان بعد از به قدرت رسیدنش بود تا از طریق قلب ها، اسلام را دوباره داخل خانه ها گرداند که نتیجه اش، در شب کودتاه تجلی یافت:

یقیناً که مناره ها نیزه ها گشتند، گنبد های مساجد کلاه های ایمینی مردم شدند، مساجد به «سرباز خانه ها» مبدل گشتند و مؤمنان سربازان فدایی بر علیه کودتاچیان گشتند!

آواز «هارن» موتر ها، فضای شهرها را درهم پیچاند، و اهالی و باشندگان غیر از انقره و استنابول، «سیل بین» سنگینی پله ترازو نماندند. همه بسوی مراکز شهرها در حرکت بودند تا همبستگی شانرا با حکومت مردمی شان در عمل نشان دهند. دیگر فرقی برایشان نداشت که مال های (موتر های جدید) شان در زیر چین های تانکها خورد و نابود می گشت. آنها خود، جان های شیرین شانرا در مسیر حرکت تانکها سد قرار داده بودند که با رنگین شدن جاده ها با خون شهیدان، قهر ملت بالا گرفت و حضور مردم را بیشتر ساخت. دیگر نه از قیود شبگردی خبری بود، و نه از هیبت و ترس فیرهای تانکها و هلیکوپترها. در ظرف چند ساعت محدود، انقلاب مردمی در برابر کودتاگران؛ این اجیران خودفروخته اجانب، شکل یافت و رسانه های خصوصی که تاهنوز در قید کودتاچی ها نیآمده بود، به آن بازتاب گسترده ی داد و انقلاب را کشور شمول ساخت.

دهاقین اطراف میدان های هوایی نظامی؛ بخصوص مناطق مرکزی ترکیه (قیصریه)، مسیر نشست- و پرواز طیاره های نظامی را با صدا هزار تن مواد آذوقه مواشی و مواد سوخت «بار» زده و آنرا به آتش کشیدند. مردم چنان به وجد آمده بودند که بعضی ها، حتی تراکتور های شان را نیز حریق زدند. دمه و غبار ناشی ازین حریق، چنان فضای منطقه را تاریک ساخته بود که روال عادی پرواز های نظامی را برهم زد و تمامی اقشار مردم ترکیه، نقش شان را در سرکوبی کودتای نظامی با رنگ زرین نوشتند.

هیبت حضور مردمی در برابر کودتاچی ها، زود در بین اردو رخنه کرد، و هنوز چند ساعتی محدود از آغاز کودتا نمی گذشت که افسران عالی رتبه نظامی برائت شان را از کودتا اعلان داشتند.

بلی! ناکامی بمباران مقر اقامت اردوغان، و جان به سالمت بردن وی ازین واقعه؛

حضور صدراعظم (بن علی ایلدرم) در صحنه از طریق رسانه های خصوصی؛

حضور رئیس جمهور- و صدراعظم اسبق ترکیه (عبدالله گل و داؤد اوغلو) در صحنه از طریق رسانه های دیگری خصوصی؛

وحدت سیاسی احزاب مخالف با حزب برسراقتدار (عدالت و توسعه) و کنار گذاشتن اختلافات سلیقوی و ترجیع منافع ملی؛

و حالا اعلان عدم همکاری افسران عالی رتبه نظامی با کودتاچیان، سرآغاز نخستین درز در صفوف کودتای نظامی پانزده جولای گردید.

شبی کابوس و پُر دردی از برای « امت اسلامی» بود. چشم های بی خواب، و قلب های در تبش از برای سرانجام امور در انتظار مانده بودند. امت مسلمه، بخصوص آنانی که ذره ای از ایمان در دل داشتند، با چشم های پُر از اشک و دست های کشیده شده بسوی آسمان در دعا بودند. این یکی از ویژه گی های انقلاب مردم ترکیه بود که «امت اسلامی» را خارج از مرز هایش به خود جذب داشت، و پیوندی را شکل داد که با التماس و زاری به بارگاه «خالق هستی» گره خورده بود. اینجاست که اهمیت دعا و نماز شب؛ در عدم پیوند های قومی، زبانی و نژادی، بر محور توحید ظاهر می گردد. و همینجاست که لشکریان الهی، به حمایت و امداد مؤمنان می رسد و آنچنانی که قرآن می فرماید؛ در دل دشمنان (کودتاچیان) رعب و وحشت را ایجاد می دارد، و برعکس در دل رهبران مصلح، نیروی استقامت و شهامت را بذل می دارد تا صفوف مؤمنان را همچو بنایی فولادین (بُنْيَانٌ مَّرْصُوصٌ) شکل دهد.

آذان فجر با نشانه های «پیروزی مردم»، فضای شهر بیست میلیونی استانبول را شگوفان ساخت، و پیام آور آرامش نسبی بر قلبهای مؤمنان گردید:

 أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ ﴿هود:٨١

آیا صبح قریب نیست؟

بدون شک صبح پیروزی نزدیک است، که این نزدیکی وابستگی به ایمان «من و تو» دارد!

ایمانی که دور از ریا و عصبیت های حزبی، فردی، لسانی، قومی و نژادی باشد؛

ایمانی که در ظواهر شکل نیافته باشد، بلکه در خلوص نیات پیوند خورده – و از اعماق قلب سرچشمه گرفته باشد.

زیرا خالق قلبها از آنچه در قلبها می گذرد و از نیات سرچشمه می یابد آگاهست، و اوست که پیروزی را بر «بندگان صادقش» رقم می زند!

سرخی طلوع، گام های زنان باشهامت ترکیه را نیز به تحرک درآورد، و حضور بیشتر شانرا در جاده ها و میدان های شهر؛ در پهلوی برادران شان رقم زد.

اردوغان که از کودتا های نظامی 1960 و 1971 آگاهی عمیق داشت، و کودتای 1980 در برابر حزبش و استاد و رهنمایش (دکتور نجم الدین اربکان رحمه الله) تجربه های وی را پُربار، و وی را آماده و هوشیار گردانیده بود.

بلی! زمان آن رسیده بود تا فعالیت های پشت صحنه اردوغان، و کار و برنامه های هوشمندانه اش، برای دیگران ظاهر گردد. بلدیه ها با امکانات و پرسونل شان از یک جهت، و تربیه پولیس ویژه از جهت دیگر در صحنه حضور یافتند و توده های میلیونی به پا خاسته را منسجم و مسیر می دادند.

یقیناً الله متعال مؤمن قوی را که از اسباب استفاده می برد، نصرت می بخشد.

اردوغان دستور یورش به تانک ها را می دهد تا از تحرکات آنها جلوگیری به عمل آید، و بن علی دستور اسقاط نیروهای هوایی کودتاچیان را صادر می کند. تانکها در روی تنکه (پل) بوسفر از تحرک باز می مانند و تانکهای «میدان هوایی اتاترک» بدست مردم و پولیس می افتد.

اردوغان با جرأت و شهامت؛ در حالی که کنترول فضا بدست کودتاچیان بود، خود را به فرودگاه استانبول رساند. وی که از اردو شناخت خوب داشت، در نخستین نطق اش، عامل این عمل شنیع و فجیع را به گروه خودفروخته اجانب فتح الله گلن که در اردو رخنه نموده بودند منسوب دانست و انگشت انتقاد بر اردوی ترکیه را دور ساخت!

چنین است حکمت، و چنین است رهبران دور اندیش!

وی می دانست که مردم ترکیه به اردوی شان ارج می گذارند و حتی آنرا مقدس می شمارند، و عامل پیروزی کودتا های قبلی، همین پشتیبانی مردم از اردو بود تا جلوی تشنج سیاسی گرفته شود. زیرا ساختار اردوی ترکیه غیر «ملیشه یی» بوده و بر اساس «دوره مکلفیت جوانان» بنا یافته است که اصل و اساس وحدت کشور را شکل داده است.

بخش ششم:

…(منتظر بخش ششم بمانید)

نوت:

علاقمندان می توانند تمامی بخش ها را، در صفحه فیسبوک بنده زیر این آلبوم دریابند:

https://www.facebook.com/pg/2afghan/photos/?tab=album&album_id=1056111407843208

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*