وروستي

وسایل تربیت در اسلام(۱)

وسایل تربیت در اسلام

نوشته : محمد قطب(رحمه الله)

اسلام برای تربیت از وسایل متعددی بهره می گیرد از قبیل : سرمشق و نمونه عملی نشان دادن و پند و اندرز و کیفر و پاداش و داستان و امثال و عادت دادن به چیزی و بیان پیشامدها.

هر یکی از اینها به نوبه خود دریچه ای به نفس بشری هستند که اسلام از طریق آنها به داخل نفس بشری نفوذ می کند و بر هر تاری از تارهای نفس بشری می نوازد تا اینکه سرانجام هیچ سوراخی باقی نمی ماند که اسلام از آن بدان رخنه نکرده باشد و هیچ تاری از تارهای نفس نمی ماند که اسلام آن را کوک نکرده و بر آن ننواخته باشد و هیچ جنبه و جهتی را نادیده نمی گیرد. اینک وسایل فوق را جداگانه مورد بررسی قرار می دهیم :

۱-تربیت به وسیله سرمشق عملی نشان دادن :

تربیت کردن به وسیله سرمشق عملی و نمونه زنده از مؤثرترین و پیروزمندانه ترین وسایل تربیت است. نوشتن کتابی درباره تربیت و تخیل و تصور شیوه و برنامه ای برای آن آسان است. اگرچه نیازمند احاطه و مهارت و فراگیری است. با این حال ، این طرح و برنامه تا زمانی که به یک حقیقت واقعی فعال و متحرک در واقعیت روی زمین متحول نشده و به صورت عمل درنیامده است و مادام به صورت یک بستری درنیامده است که رفتار و تصرفات و احساسات و افکارش  بیانگر اصول و مبانی این طرح و برنامه و معانی و مفاهیم آن باشد ، این طرح به صورت مرکبی روی کاغذ و نقشه ای معلق در فضا باقی می ماند اما وقتی که به صورت چنین الگویی درآمد ، آن وقت آن طرح و برنامه به یک حقیقت متحرک و زنده تبدیل می شود و به تاریخ تبدیل می گردد و تحول می یابد.

بیگمان خداوند سبحان ، که بنیان گذار این طرح و برنامه والای معجزه آسا است می دانست که باید این بشر نمونه و الگو و سرمشق عملی وجود داشته باشد و باید قلب انسانی باشد که این طرح و برنامه را حمل کند و آن را به حقیقت تبدیل و متحول سازد ، تا مردم بدانند که آن برنامه حق است، سپس از آن پیروی کنند. پس سرمشق و نمونه ای که باید از آن تبعیت نمود ضروری است. لذا خداوند محمد بن عبدالله (ص) را مبعوث کرد تا آن الگوی نمونه عالی برای مردم باشد :

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ ( احزاب ۲۱). سرمشق و الگوي زيبائي در ( شيوه پندار و گفتار و كردار ) پيغمبر خدا براي شما است .

و خداوند در شخص او (ص) کاملترین صورت روشن و برنامه اسلامی را قرار داده است ، صورت زنده و جاودانی که در طول تاریخ تا ابد باقی می ماند، از عایشه رضی الله عنها از خلق و خوی رسول خدا (ص) سوال شد گفت : خلق و خوی او قرآن بود. پاسخ شگفت و دقیق است و مختصر و کامل و شامل ، خلقش قرآن بود! یعنی او ترجمه زنده و بیانگر روح قرآن و حقایق و رهنمودهای آن بود. بنابراین او همانند قرآن یک نیروی جهانی عظیم بود ، نیرویی که خدا ساخته بود و قانون بزرگ الهی در آن تکامل یافته و همه نیروها در او تکامل یافته است و آسمان و زمین به نیکوترین وجهی که تا به حال عالم شاهد آن بوده است با هم ملاقات کرده اند ، پس جای تعجب نیست اگر تولد او تولد نور باشد.

‏ يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِيراً ‏( احزاب ۴۵) ‏ اي پيغمبر ! ما تو را به عنوان گواه و مژده‌رسان و بيم‌دهنده فرستاديم . ‏

در حقیقت این نور ، در دلها سرشار و در عالم وجود و هستی لبریز گردید و راه را برای مردم کشف کرد که هدایت یافته و به مقصد رسیده در آن گام برداشتند.

و این نور جان مردم را مسرور و مبهوت ساخت و بدان تعلق گرفتند و شیفته دوستی او گردیدند به گونه ای که تا آنوقت هیچ کسی ، کس دیگری را به این حد در جهان دوست نداشته بود و هیچ کس از بشر بدان محبتی که محمد (ص) بدان نایل گشت ، نایل نشده بود! حتی از میان آنان که با دین الله معارضه می کردند و از هدایت دین جدید گریزان بودند! یعنی حتی معارضان و معاندان نیز در واقع دوستش داشتند. و پیکار مبارزه بین حق و باطل برپای شد و حق نیز چنین بود که می بایست این پیکار به وجود آید و حق پیروز گردید و طبیعی بود که پیروز شود و پرده تاریکی که نور را پوشانده بود از جلو چشم مردم برداشته شد و این نور زندگی بخش – محمد بن عبدالله (ص) – درخشان و تابان باقی ماند همان گونه که خداوند اراده کرد که سراج منیر و چراغ تابان باشد و جاودانه و در خلال قرون و اعصار تا ابدیت مردم را هدایت نماید و دلهایشان را با خدا پیوند دهد. بی گمان محمد (ص) از شگفتیهای عالم هستی بود، او به راستی یک نیروی عالم هستی بود که از جانب الله صادر شده بود و معجزه ای همانند همه آیات الله و عظمتهای بی حد و شمار الهی.

بی گمان شخصیتهای بسیاری در یک شخصیت واحد جمع شده بود که هر یک از این شخصیتها در حد ذات خود تکامل یافته بود که گویی در یک جنبه او تخصص یافته و کارش تنها این تخصص خویش است ، سپس همه این شخصیتها به صورت تکامل یافته خود ، در حدی وسیع و محیطی بیکران در وجود او تکامل یافته و به جریان افتاده اند و در محیط گسترده خود منظم گردیده و از مجموعه آنها یک نفس واحده پدید آمده که همه نفسها و جانها را فراهم می آورد و سرو سامان و هماهنگی و توازن شگفت انگیزی به همه آنها می دهد و آن هم محمد (ص) است.

علی (رضی الله عنها ) گفت : شجاع ترین ما کسی بود که در جنگ از همه به پیغمبر (ص) نزدیکتر بود ، یعنی در صف اول قرار داشت و او ازدواج می کرد و از روزی پاک و حلال بهره مند بود مانند کسی که کارش همین باشد و بهترین بهره را ببرد! و با تمام وجود و باحرارت و قوت و نشاط بر مردم سلام می داد ، هرگاه به تمامی از کسی راضی و خوشنود می شد ، یارانش نشانه شادی و رضایت را در چهره  او می شناختند و هرگاه خشمگین و غضبناک می شد نشانه آن در چهره اش پیدا بود و عرق از پیشانیش می ریخت. خلاصه از هر جهت یک نیروی زنده فیاض بود.

او به راستی مرد سیاست بود که از مجمو عه ای از افراد پراکنده و پریشان چنان کاخ با عظمت امتی بنا نهاد که هیچ حادثه تاریخی نتوانست بنای باشکوه آن را فرو ریزد و با آن برابری نماید و تمام وقت و فکر و اندیشه و روح و تلاش و کوشش و احساساتش را صرف آن کرد و بدان پرداخت که از عهده یک زندگی بلکه از عهده زندگیها خارج بود . او مرد جنگ بود و نقشه ها می کشید و فرماندهی لشکرها را خود عهده دار بود و به جنگ مبادرت می ورزید و پیروز می شد، او مانند یک متخصص جنگی بود که تنها کارش تخصص در جنگ باشد. او پدر مهربان و شوهر دلسوز و سرپرست خانواده بزرگی پرهزینه  بود که علاوه بر هزینه های مالی ،هزینه جان و اندیشه و احساس را نیز می نمود او متخصص در پدر بودن بود با برترین نظم و نظامی که زمین دیده بود و او متخصص در سرپرستی خانواده بود که هیچ شغلی از مشاغل زندگی او را از آن غافل نمی نمود. او دوست و نزدیک و یار مردم بود و در غم آنان شریک بود و دلش سرشار از احساس نسبت به آنان بود و یاران خود را عیادت می کرد و زیارت می نمود و کمکشان می کرد و به صورت یک انسان مهربان با عطوفت و مهربانی انسانی ، محبت خود را به آنان می بخشید و تمام زندگیش در اختیار کارهای مردم بود، همچون عابد پارسایی که برای عبادت عزلت گزیده و خود را به ادای عبادت اختصاص داده است ، پروردگار خویش را عبادت می کرد و هیچ پیوندی او را به زمین و مادیات مرتبط نمی ساخت و هیچ غم و هم او را به خود مشغول نمی داشت و در نفس او هیچ میل و رغبتی او را از عبادت غافل نمی نمود و با وجود همه اینها که گفتیم او به دعوت برای بزرگترین رسالتی قیام نمود که تاکنون جهان به خود ندیده بود ، دعوتی که به وجود کامل انسان تحقق بخشید.

تمام این شخصیتهای مختلف و متفرقه در شخصیت او جمع شده بودند و در کمال توافق و توازن و هماهنگی فراهم آمده بودند از وجود پربرکت او تمام این شخصیات بهره خویش را یافته بودند و نیروهای موجود در ذات او از توازن و توافق کامل در هر جهتی برخوردار بودند. این شخص جز محمد بن عبدالله کسی دیگری نبود که او نور کائنات بود و جهانیان را بهت زده کرده بود.

پس به حقیقت مردم حق داشتند که با تمام وجود او را دوست داشته باشند و شگفت زده او گردند و از او پیروی نمایند. او به راستی در واقعیت جهان مقتدا و نمونه و الگو بود ، او را می دیدند که این همه صفات بزرگ در او جمع بود در حالی که بشری بود از جنس آنان و این همه نیروهای مثبت در او جمع بود . پس این اصول و مبادی زنده را تصدیق می کردند. چون با چشمان خود آنها را می دیدند و آن را در کتابی نمی خواندند و آنها را در بشر همچون خود با چشمان خود می دیدند ، پس جانهایشان به سوی او به حرکت درمی آمد و احساسشان شیفته او می گردید و می خواستند که از نور او پرتوی بیابند ، هرکس به اندازه توان خود از آن نور برگیرد و هرکس بدان اندازه که وجودش می تابد ، صعود کند.

بدین جهت پیامبر (ص) بزرگترین الگو ونمونه در تاریخ طولانی بشریت بود ، او پیش از اینکه با گفتارش مردم را هدایت کند با رفتار و سلوکش و اعمال شخصیتش مردم را تربیت و هدایت می نمود چه در قرآن که بر او نازل می شد و چه در احادیث خویش . خداوند بزرگ از طریق او این امت بزرگ را پدید آورد که درباره اش می گوید :

‏ كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْراً لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ ‏( آل عمران ۱۱۰ ) ‏ شما ( اي پيروان محمّد ) بهترين امّتي هستيد كه به سود انسانها آفريده شده‌ايد ( مادام كه ) امر به معروف و نهي از منكر مي‌نمائيد و به خدا ايمان داريد . و اگر اهل كتاب ( مثل شما به چنين برنامه و آئين درخشاني ) ايمان بياورند ، براي ايشان بهتر است ( از باور و آئيني كه برآنند . ولي تنها عدّه كمي ) از آنان با ايمانند و بيشتر ايشان فاسق ( و خارج از حدود ايمان و وظائف آن ) هستند . ‏

بی گمان این الگو و نمونه ماندگار است تا زمانی که آسمانها و زمین بمانند.بدون شک شخصیت پیغمبر (ص) آیت و معجزه یک زمان و یک عصر و آیت و معجزه یک نسل و یک امت و یک مذهب و یک محیط نیست بلکه بی گمان یک آیت عالم هستی است برای تمام مردم و همه نسلهای آینده . : (‏ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ ‏ ) ( انبیاء ۱۰۷ ) ‏ ( اي پيغمبر ! ) ما تو را جز به عنوان رحمت جهانيان نفرستاده‌ايم . ‏

وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيراً وَنَذِيراً ( سباء ۲۸) ما تو را براي جملگي مردمان فرستاده‌ايم تا مژده‌رسان ( مؤمنان به سعادت ابدي ) و بيم دهنده ( كافران به شقاوت سرمدي ) باشي .

پس او برای تمام مردم جهان در تمام زمانها از زمان بعثت تا روز رستاخیز برای همه نسلها و در کل جهان و همه کرات زمین می باشد یک آیتی است که نمی رود و ناقص نمی شود و فانی نمی گردد و این آیت امروز و در این لحظه زنده است همان گونه که یکهزاروچهارصد سال پیش از این در شبه جزیره عربستان زنده بود که چیزی ناقص نشده و چیزی تغییر نکرده است. همان گونه که خورشید تغییر نمی کند وسنتهای عالم هستی تغییر نمی کنند ونیروها و انرژیها فانی و نابود نمیشوند

و سیرت و شرح حال او وقتی که خوانده می شود جان و نفس انسان آن را حس می کند و می لرزد و به اعماق جان نفوذ می یابد.

پس طبیعی و بدیهی است کسانی که شخص او را دیده اند و مستقیماً زندگی را از شخص گرامی او گرفته اند به حقیقت انرژی و نیروی کامل روحی و قلبی و فکر خویش را و احساسات و نیروی جسمانی خود را به کمال یافته اند. لذا اگرچه مشتی اندک بودند ، شگفت ترین رویدادهای تاریخ بشریت را ساختند ، همان گونه که نیروی اتمی شگفتیها پدید می آورد.

با این حال ، نیروی زنده شگفت انگیزی که پیامبر (ص) بر آن مشتمل بود ، چنان باعظمت و بزرگ و توانمند و د رخشانوو الهام بخش بود که هر کس جان خود را به وی بسپارد و درگاه احساساتش را بروی آن شخصیت محبوب بگشاید می تواند آن شخصیت را در دل و جان خود زنده بیابد به گونه ای که تو گویی که آن شخصیت را به صورت زنده و متحرک و به عیان می بیند و آن را لمس می کند و این کار در واقعیت جانها و در واقعیت زندگی چیز تازه ای نیست. بی گمان ملتها چندین نسل بر سیره و شیوه قهرمانان محلی کوچک خود زندگی می کنند ، قهرمانانی که در یک منطقه معین و در محدوده ای از زمین نیاز یک نسل معین را پاسخ گو بوده اند.

هر اندازه در مقیاس انسانیت یک قهرمان درجه ای بالاتر رود ، زندگی او شامل تر و طولانی تر خواهد بود و در طی دوران و به مرور زمان جاودان می ماند ، پس باید دعوتگر آسمانی برای زمین چگونه باشد؟و آیت و معجزه جهان هستی که تمام هستی زندگی را دربرمی گیرد باید چگونه باشد؟

هنگامی که اسلام الگو و نمونه دایمی خود را در شخصیت پیامبرش قرار می دهد ، پس این الگو و نمونه با گذشت نسلها و در واقعیت زندگی مردم ، همیشه تازه و مطابق با واقعیات زندگی مردم است. خداوند این سرمشق علمی را بر مردم عرضه نمی کند تا از آن دچار شگفتی منفی و سلبی گردند و در عالم خیال و ذهن درباره او بیندیشند ، بلکه به این دلیل آن نمونه را بر مردم عرضه می کند تا آن را در ذات جانهای خود تحقق بخشند و به رنگ آن درآیند و هرکس به اندازه توان و ظرفیت و استعدادش از شعله فروزان آن ، پرتوی بگیرد و تا آنجا که می تواند از آن قله کمال بالا رود. بنابراین ، شخصیت این سرمشق زنده ، همواره جوشان و فیض بخش و در انظار عمومی مشخص و برجسته باشد و به صورت یک شبح خیالی درنیاید که جانها در محبت او سرگردان باشند بدون اینکه از آن تاثیر واقعی یابند و به وی اقتدا کنند.

اسلام می بیند که سرمشق عملی و نمونه برجسته از جمله بزرگترین وسایل تربیت است. بنابراین تربیت خود را بر این اساس پایه گذاری می کند. برای کودک ضرورت دارد که سرمشق عملی ونمونه را در خانواده و پدرومادرش بیابد تا از همان اول کودکیش از اصول تعلیمات اسلامی سیراب گردد و بر نهج و روش بلند آن برود و برای مردم نیز ضرورت دارد که سرمشق عملی و نمونه و الگو را در جامعه خود داشته باشند تا مهر اسلام بر آنان بزند و آنان را به رنگ آداب و رسوم پاک اسلامی درآورد و تا بار امانت را به نسلهای که تریت می کنند بسپارند و ضرورت دارد که جامعه این نمونه عملی را در فرمانده و رهبر و حاکم خود داشته باشند که در شخص او اصول و مبادی اسلام تحقق یابد و آنان بر منوال آن ببافند. و سرمشق عملی و نمونه و الگو برای جامعه ما شخصیت پیامبر (ص) است که تمام اصول و مبادی اسلام و ارزشها و تعلیماتش در وی تجسم و تحقق یافته بود. بنابراین اسلام شیوه و برنامه تربیتی خود را بر آن اساس می گذارد که او است جامعه و زندگی را سوق می دهد و خط مشی را او تعیین می کند. اسلام تربیت را حاصل تلاش فردی قرار نمی دهد که شکست بخورد یا موفق شود و دستخوش گردباد حوادث و طوفان رویدادها گردد ! بلکه تربیت را بر مبنای شیوه و برنامه ای کامل و شامل و تمامی قرار می دهد که با ولی امر و پیشوا شروع و با کودک شیرخوار پایان می یابد : حکومت اسلامی ، جامعه اسلامی و تربیت اسلامی و  این یک مسئله بدیهی است که هر نظامی شیوه و برنامه خود را بر آن اساس می نهد که به اجرای آن قیام می کند و اسلام شایسته ترین نظامی است که به این قاعده بدیهی عمل کند.

و هنگامی که یک جامعه اسلامی شکل می گیرد ، بی گمان باید از طریق سرمشق عملی موجود در جامعه ، اصول و تعلیمات و مبادی اسلامی را به کودکانش بخوراند و آن مبادی و تعلیمات در خانواده و والدین تجسم و تمثل یافته باشد.

بی گمان فرزندی که ببیند که پدرش دروغ می گوید ، ممکن نیست که راستی را بیاموزد و فرزندی که ببیند مادرش به پدرش یا به برادرش یا به خود او خیانت می کند ، ممکن نیست که او امانت را بیاموزد ! فرزندی که ببیند مادر نسبت به ننگ و عار بی پروا است ، ممکن نیست که فضیلت را بیاموزد و فرزندی که ببیند که پدرش نسبت به او سخت گیر و سنگین دل است ممکن نیست که رحمت و مهربانی و تعاون و همکاری را بیاموزد !

بی گمان خانواده یگانه آغوشی است که در آن نخستین بذر و تخم تربیت در زمین جان کودک کاشته می شود و با تصرفات خود به احساسات و رفتار و سلوک کودک کیفیت می بخشد. بنابراین باید خانواده پاک و مسلمان و سالم باشد تا نسل مسلمانی پرورش یابد و در نفس خود به مبادی و اصول تعلیمات اسلامی تحقق بخشد و آن را مستقیماً از سرمشق عملی خود بگیرد که او نیز آن را از سرمشق عملی منقول از پیامبر (ص) گرفته باشد و علاوه بر آن باید سیره نبی مکرم اسلام ، همواره جزئی از برنامه تربیتی باشد خواه در منزل و خواه در مدرسه و خواه در کتاب یا روزنامه یا رادیو و تلویزیون ، تا الگو و نمونه و سرمشق عملی ، همیشه زنده و برجسته و پابرجا در احساسها و در افکار باشد .

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*