وروستي

هدایت نبوی در مبحث تربیت(۶)

سلسله ی مربی اول صلی الله علیه و سلم

مولف:دکتر محمد بن عبدالله الدویش

مترجم: عبدالرحمن محمد زمان پور

معلمی که زیباتر از او آموزش دهد را ندیده ام

در این بخشی توقفی خواهیم داشت تا با بررسی ایستاری دیگر از ایستارهای مربی اول صلی الله علیه وسلمعبرت ها و درس ها بیاموزیم.این ایستار صحابه اش و شاهد قضیه برای ما بازگو می کند و او همان معاویه بن حکم سلمی رضی الله عنه  است  می گوید: در حالی که من با رسول الله صلی الله علیه وسلم  نماز می خواندم یکی از مردم عطسه زد من در جواب عطسه زننده گفتم:یرحمک الله اینجا بود که مردم به من نگاه کردند گفتم:مادرتان به عزایتان بنشیند چرا به من نگاه می کنید؟!اینجا بود که بر ران هایشان  دست زدند پس چون دیدم مرا به سکوت وامی دارند ساکت شدم چون پیامبر صلی الله علیه وسلم نماز را تمام کرد پدر و مادرم فدایش باد پیش از آن و پس از آن معلمی  که بهتر و زیباتر از او آموزش دهد را ندیده ام پس به خدا قسم مرا از خود نراند و مرا نزد و دشنامم نداد بلکه فرمود: در این نماز کلام بشری روا نباشد فقط باید به تسبیح و تکبیر و قرائت مشغول شد.(روایت أحمد۲۳۲۵ و مسلم۵۳۷ و أبوداود۹۳۰ و نسائی۱۲۱۸ و دارمی۱۵۰۲)

و در حاشیه سندی بر سنن نسائی ۳/۱۷ آمده است : مرا از خود نراند و درشت با من سخن نگفت و با چهره ای اخم کرده با من روبرو نشد و آن سخنانی که مردم در گفتگوها و کلام شان موقع خشم به کار می برند به کار نبرد.(نقل مطلب پایان یافت)

موضع گیری های عملی است که محک اساسی در داوری درباره ی مردم  به شمار می رود و اخلاق و تعاملشان را اندازه گیری می کند و مقدار توان شان بر تبدیل افکار و آراءشان به اعمال و حقایق را نشان می دهد.

زیبا سخن گفتن و پی در پی از اخلاق والا همچون بردباری و صبر در رابطه با دانشن آموز سخن به میان آوردن آسان است ولی موفقیت حقیقی تطبیق آن در واقعیت عملی زندگی است.استفاده از این موضع گیری های نبوی که نیک آموزش دادن پیامبر در آن تبلور یافته به آن کسانی که در حوزه ی آموزش و تدریس مشغول هستند محدود نمی شود زیرا همه ی ما به نحوی به امر آموزش مشغولیم زیرا به فرزندانمان می آموزیم،امور دین و دنیا را به آنان می آموزیم،در خانه و بیرون از خانه به آنان می آموزیم ،هنگامی که مجازاتشان می کنیم و هنگامی که پاداششان می دهیم و هنگامی که از آنان قدردانی می کنیم به آنان می آموزیم،درجاهای جدیت و در جاهای غیر جدی به آنان می آموزیم همین طور امام در مسجدش از طریق آنچه بر مردم می خواند و از طریق حل مشکلات و اشتباهات مردم  و از طریق شرکت در مجالسشان به آنان می آموزد همچنین دعوتگر در دعوتش در سخنرانی اش در خطبه اش در پاسخ به سوالات مردم در نصیحت آنان در انکار منکر و مخالفت های شرعی که مرتکب می شوند به مردم می آموزد در نتیجه همه ی این امور ما را فرامی خواند تا در منهج  آموزش نبوی درنگی هدفمند و اندیشمندانه ای داشته باشیم زیرا این درنگ اندیشمندانه هر چند معلم به معنی رسمی  نباشیم برای ما اهمیت دارد.

در این موضع نوازش مهربانانه و دلسوزانه و نرمی و نرمخویی از مربی اول  صلی الله علیه وسلم کاملا پیداست و جای تعجبی ندارد زیرا آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرموده است : به راستی خداوند نرمی در همه ی امور را دوست می دارد.(روایت بخاری۶۰۲۴ و مسلم۲۱۶۵) نووی در شرح  بر صحیح مسلم(۵/۲۰) می گوید: این حدیث گویای اخلاق والای رسول الله صلی الله علیه وسلم است که خداوند متعال به این اخلاق بزرگ گواهی داده است و بیانگر نرمخویی با ناآگاه و دلسوزی  و شفقت آن حضرت در حق ناآگاه است .یکی دیگر از اموری که از این حدیث می فهمیم متصف شدن  به اخلاق نبوی صلی الله علیه وسلم در نرمخویی با نادان و نیک تعلیم دادنش و نزدیک کردن حقیقت به فهم وی است.(پایان نقل قول)

زیرا دانش آموز آدمک نیست که منتظر دستور و توجیه باشد بلکه انسانی دارای احساسات و عواطف است و برای این که اهداف علم آموزی تحقق یابد متعلم به خطابی نیاز دارد که احساساتش را مراعات کند و پیش از مخاطب قرار دادن عقلش دلش را تحت تأثیر قرار دهد.وقتی معلم راه نرمی و متانت در پیش گیرد نتایجی که پیش بینی می شود و انتظار می رود به اذن خدا به مراتب بیشتر و بزرگتر خواهد بود. می بینیم مربی اول صلی الله علیه وسلم در این باره به ما خبر می دهد :خداوند مهربان و نرمخوست و نرمی را دوست می دارد و از رهگذر نرمی نتایجی به دست می دهد که از طریق خشونت و راه دیگری به دست نمی آید.( روایت عر۲۵۹۳)

در این صحنه ای که از پیش رویمان گذشت نتیجه چه شد؟!و خداعزوجل از طریق نرمی چه چیزهایی عطا کرد؟!

صاحب قضیه ـ معاویه بن حکم سلمی ـ رضی الله عنه بازگو می کند می گوید:گفتم ای رسول خدا مدت زیادی نیست که از جاهلیت فاصله گرفته ام در حالی که خداوند  اسلام را آورد و بعضی از مردان ما پیش پیشگویان می روند پیامبر فرمود:تو پیش آنان نرو.گفت:کسانی از ما هستند که فال می زنند.فرمود:آن چیزی است که  به دلشان خطور می کند ولی نباید آنان را از اقدام به کاری باز دارد گفت: گفتم:کسانی از ما هستند که خط می کشند.فرمود:یکی از پیامبران خط می کشید پس هرکس با آن خط موافقت کند همان است.

معاویه از مربی اول صلی الله علیه وسلم نرمی و متانت احساس کرد در نتیجه به گفتگو با او پرداخت و درباره ی بعضی امور که در دوران جاهلیتش با آن زیسته بود از او سوال کرد.

دانش آموز با مشکلات متعددی روبرو می شود و بسیاری از مسائل و موضوعات برایش گنگ و مبهم است در نتیجه به سوال و توضیح و مناقشه نیاز دارد و از این رو شرط مهم یادگیری محیط روانی مناسب است و وقتی معلم از نرمی در آموزش برخوردار باشد او همین رفتار را به دانش آموز انتقال می دهد و اثر این نشانه به رفتار شخصی دانش آموز سرایت می کند از این رو همین معاویه رضی الله عنه رفتار بد و گناهی از او سر می زند و بعد دچار پشیمانی می شود که این احساس پشیمانی نتیجه  تربیت معلم و مربی اول صلی الله علیه وسلم است زیرا در سیاق همین حدیث، معاویه رضی الله عنه می گوید: کنیزی داشتم که گوسفندانم را در منطقه ی احد و جَوّانیه می چرانید .روزی اطلاع یافتم که گرگ یکی از گوسفندانش را برده در حالی که من شخصی از بنی آدم هستم مثل مردم که ناراحت می شوند ناراحت شدم و به آن کنیزم سیلی نواختم پس پیش رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدم پیامبر صلی الله علیه وسلم این رفتار را خیلی بزرگ دانست گفتم: ای رسول خدا آیا آزادش کنم؟فرمود:او را پیش من بیاور پس آن کنیز را پیش پیامبر آوردم پیامبر به او فرمود: خدا کجاست؟گفت: در آسمان فرمود:من کیستم؟گفت:تو پیامبر خدا هستی.فرمود: او را آزاد کن که مؤمن است.

لحن سخن گفتنمان با فرزندان و سبک خطابمان و آهنگ صداهایمان در شکل دهی به شخصیت آینده ی آنان موثر است.

بعضی از مردم به قضیه ی مورد مناقشه و تعلیم اهمیت می دهند و شخصیت دانش آموز را نادیده می گیرند در نتیجه برآشفته می شوند و بر سرش داد می زنند و وقتی دانش آموز سوال می کند با تندخویی با او رفتار می کنند و او را مورد سرزنش قرار می دهد و او را احمق و کودن می خواند چنین کسانی فرسنگ ها از هدایت مربی اول صلی الله علیه وسلم فاصله دارند و پدران و مادرانی که در صورت فرزندان شان فریاد می زنند و با تندی با آنان رفتار می کنند چنین پدران و مادرانی چیزی به فرزندان یاد نمی دهند بلکه فاصله ی بین خود و فرزندان شان را بیشتر می کنند و سطح دل نگرانی فرزندان شان را بالا می برند. و وقتی فرزندانی در چنین شرایطی زندگی می کنند از سلامت روانی مناسبی که آنان را برای تعامل متوازن و سالم با مشکلات زندگی و موضع گیری هایشان آماده کند،برخوردار نیستند و در انجام وظایف و کارهایی که به آنان واگذار می شود اثر سوء خواهد گذاشت در نتیجه نمی توانند با آزادگی و پویایی آن را انجام دهند بلکه با دل نگرانی و ترس از شکست آن را انجام می دهند در حالی که نیک آموزش دادن خیلی فراتر از نرمی و انعطاف پذیری تنهاست اگر چه در این صحنه نمود بیشتری دارد بلکه آموزش دادن نیک مقتضی این است که معلم در جستجوی بهترین راه برای رساندن آنچه می خواهد به مخاطبش برساند،باشد از این رو کافی نیست که سخنی را ایراد کند هرگونه درآید بلکه انتخاب وقت مناسب و مکان مناسب و اسلوب مناسب و لغت مناسب را می طلبد و وقتی فرایند آموزش به نیکی و درستی انجام نشود نباید از دانش آموز انتظار پذیرش داشته باشیم بلکه باید در مقابل منتظر آثار منفی بر شکل دهی شخصیت فرزندان و دانش آموختگانمان باشیم.وقتی که می بینیم آن اهدافی که به دنبالش بوده ایم نزد متربیان تحقق نیافته است روا نیست آنان را به قصور و تنبلی ملامت کنیم بلکه این ما هستیم که در تعلیم و راهنمایی آنان موفق نبوده ایم.

وظیفه ی آموزشی و توجیهی ما به مجرد بیان امر یا نهی یا راهنمایی پایان نمی یابد بلکه ما وظیفه داریم در تعلیم و تربیت وارشاد از بهترین و مناسب ترین ابزار استفاده کنیم.

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*