وروستي

انقلاب انقلاب با قلم و با کتاب!

نقیب الله حمید
افغانستان کشوری است که همواره آماج توطیه‌ها و دسایس کشورگشایان قرار گرفته و از این رهگذر، پیوسته ناملایمات و ناگواری‌های فاجعه انگیز و تراژید زا را لمس کرده است. هستی مادی و معنوی اش بدین وسیله، پذیرای صدمه و آسیب شدید گردیده است.

این کشور در شرایط کنونی بیشتر از هر وقت دیگر، نیازمند است تا برای بهسازی اش در عرصه‌های گونه گون تلاش صورت گیرد و قدم‌های راستین در سازگاری و مطابقت با نیازها و آنچه که به واقعیت امر، تأثیرگذار در دگرگون سازی اوضاع ناگوارش باشد، برداشته شود.

در کشورخود، شاهد جهت‌ها و جریان‌های مختلفی هستیم که لاف از خدمت به کشور و تلاش برای تغییرمثبت و رهنمون کردن کشتی ورشکسته کشور به ساحل نجات و… می‌زنند و دارند طبق برداشت و باور خود، فعالیت می‌کنند، اما اثر مشهود کارشان آنگونه که نیاز و خواست کشور است و کمک برای حل بحران افغانستان کند، دیده نمی‌شود، برعکس، بیشترینه فعالیت‌ها و کنش‌های شان، یورش بر باورها و ارزش‌های ثابت مردم افغانستان و ترویج و توسعه ایده و فکری که از یکسو، با آموزه‌های اسلامی متضاد بوده و از سوی دیگر، با عرف و عنعنه پسندیده مردم ناسازگار می‌باشد، این خود، در واقع، بهانه ی برای تداوم جنگ و برافروختن آتش خشم مردم و واکنش های ملی می گردد و اکنون نیز کنش های بیشتر جریان ها و سازمان ها درعوض آن که ممدی برکاهش اوضاع ناگوار و سردی برآتش جنگ قرار گیرد، خود این جریان ها، دردسرساز وبحران زا قرار گرفته اند.

تنها جریانی که دغدغه‌ی راستین در قبال قضیه بحرانی افغانستان دارد و برای بهسازی پایه‌های اساسی کشور برنامه دارد و صادقانه در عینیت بخشیدن برنامه‌ها تلاش می‌ورزد، جمعیت اصلاح افغانستان است.

این جریان که نخبه‌های جامعه را با خود دارد، در این اواخر شاهد برگزاری مجمع عمومی این نهاد دلسوز به کشور بودیم. در جریان دو شب و سه روز برنامه، این سیمینار جمعیت اصلاح چند نکات مفید و سرنوشت سازی را یافتم که با شما خوانندگان عزیز شریک می‌سازیم:

انقلاب انقلاب، با قلم با کتاب:
این شعار زیبا، پیوسته گوش‌های مارا در تالار نوازش می‌داد و از پیام خیلی مهم پرده بر می‌داشت؛ پیام خواندن، نوشتن، پیام ساختن افغانستان از راه دانش و تخصص، پیام نه گفتن به خشونت، جنگ و این که از رهگذر اعمال فشار و خشونت، جنگ و خون‌ریزی، نه تنها این که کمکی برای تغییر اوضاع کشور نمی‌کند، بلکه وضعیت را بدتر و سیاه‌تر از گذشته می‌سازد، جنگ و ناآرامی را تا مدت بی نهایت ها تضمین می کند و بسترماندگارشدن نیروهای خارجی و اتکا به آنها را به گونه ی ناگوارترش، زمینه سازی می‌نماید.

این شعار مجمع عمومی جمعیت اصلاح بیانگر اهداف کارها و فعالیت های این جریان است به معنای این که این جریان باورمند به ارزش‌های علمی و معنوی است و در زمینه رشد معنویت توجه لازم دارد و برای تغییر مثبت در جامعه و طرح برای به بلندا کشاندن کشور را از همین نگاه می بیند و عملا این شعار خود را در درازنای تاریخ درخشان یک ونیم دهه اش ثابت نموده است.

سخاوت و معنویت
خاطره فراموش نشدنی من از سیمینار جمعیت اصلاح، سخاوت و معنویت حاضرین در تالار بود. شناختی که از بیشترین جریان‌های سیاسی و نهادهای اجتماعی در افغانستان و بیرون از افغانستان دارم، حزبی و سازمانی را سراغ ندارم که سازمان و نهاد خود را از جیب خود، پیش برند و اعضای آن، بدون چشمداشت مادی به محافلش حضور رسانند و یا هم درسی را به نیت عبادت و بدون مزد و عوض تقدیم کنند؛ در کشور خود جریان اسلامی را سراغ دارم که عضوش در هفته ی یک درس برای رهروان حزبش تقدیم می کند اما در عوض، مزد می خواهد.

در مجمع عمومی همه اعضا پیش تر از آنچه در برنامه هزینه شده بود، با اخلاص و صداقت و با طیب خاطر پرداختند، از صد افغانی گرفته تا ده هزار دالر . این همه افزون بر هزینه رفت و برگشت از ولایات دور دست چون هرات و قندهار، نیمروز و …
بدون تردید، همین ایثار و قربانی اعضای این جریان اسلامی، رمز موفقیت و محبوبیت اش قرار گرفته است.

پیام اساسی و مهمی که می توان از این رفتارهای سخاوتمندانه اعضای این جریان گرفت، این است که اگر به واقعیت رهروان جریان های سیاسی به جریان خود وفادار باشند، صداقت و اخلاص داشته باشند و دغدغه های مادی بر درون شان سایه نینداخته باشد، می توانند حزب و سازمان خود را از وابستگی ها نجات دهند و از انحصارفرد یا خانواده مخصوص رهایی بخشند و جریان شان وابسته به همه رهروان شان گردد، ما متأسفانه امروز شاهد خانوادگی شدن احزاب اسلامی در کشور خود هستیم، و خانوادگی شدن احزاب اسلامی، ناشی از نبود ایثار مادی اعضا و طماع نگه کردن اعضای همان حزب می شود، چون زمانی رهبرحزب برای افرادش پول داد، برای همیشه او را به خود وابسته نگه می دارد و افراد بر همه حرف های خوب و خرابش لبیک می گویند و کاه اش را کوه تبارز می دهند و از وی شخصیت بی همانند می تراشند و او را قطب زمان جلوه می‌دهند.

معنویت در این محفل خصیصه دیگرش بود، تلاوت قرآن کریم، خواندن ماثورات، شب زنده داری، التزام به نمازهای جماعت و به تعقیب نمازهای جماعت، خوانش احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم در دقایق محدود، جزء مهم آجندای این مجمع عمومی قرار گرفته بود. به یاد دارم چند سال قبل در مجمع عمومی یکی از احزاب اسلامی کشور به حیث مهمان دعوت شده بودم، در آن محفل جز زنده باد و مرده باد و حرف های سیاسی خشک و در کنارش، بحث های نفاق افگن قومی و زبانی، چیزی دیگری نیافتم و در کناراین، همه حاضرینش پیوسته وقت رسیدن نان را نجوا می کردند.

افزون براین همه، شاهد ویژگی ها و خوبی های بیشتری در این مجمع بودیم که فرصت تذکار و تبصره پیرامون هریک آن را ندارم و به یادآوری همان چند امتیازات مزبور بسنده می کنم و امید دارم که این جریان باگذشت هرروز ازاین همه قدم های هنجارمند بردارد و برای این کشور مصیبت دیده و مجروح، افراد با احساس و ایثارگر، هدفمند و بیدار تقدیم کند.

منبع:اصلاح انلاین

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*