وروستي

مسیر پیروزی، از میان فاجعه نمی‌گذرد!

عبدالوهاب هائد

سوگ‌مندانه، در دنیای مادی امروز، وحشی صفتان در کسوت انسان، با همه قدرت و زور و زر و نیرنگ، در پی آنند تا با هر وسیله‌ی ممکن و با هرقیمتی، اهداف نا میمون خویش را در کشورهای محروم و انکشاف نیافته‌ی جهان و در میان ملت‌ها و توده‌های مظلوم انسانی به غرض دست یافتن به سلطه و ثروت دنبال نموده و بی‌باکانه بر سینه‌ی هزاران انسان آزاده، خنجر زهرآگین ستم فرو کنند.

آری! واقعیت همین است، که تبه‌کاران سیه دل می‌کوشند تا برای رسیدن به خواسته‌های نا مقدس شان از میان طیف‌ها و تیره‌های حریص، کم سواد، احساساتی و در جهل گیرمانده برای تحقق منافع شان ابزاری تهیه بینند و راه طولانی و صعب منتهی به هدف را، بدینوسیله کوتاه و کوتاه تر کنند که در نتیجه سلاله‌ی فتنه و خیانت قوت می‌گیرد و عقده‌های نهانی در درون توده‌های جاهل و زبون تازه تر شده و بنای بیداد و تباهی در یک سرزمین پی ریزی می شود.

از همین زاویه، افغانستان مظلوم سال‌هاست که قربانی امیال شوم و ناپاک قدرت‌های بزرگ جهان خوار، در تبانی با دار و دسته‌های خورد و کوچک مخلص شان در درون مملکت می‌شود. این روند نا مقدس جفا و جنایت در سرزمین ما چنان به‌گونه‌ی شدید و هولناک در حال به اجرا درامدن است، که شعله‌های سوزناک آتشش بی آنکه فروکش کند و یا از شدتش بکاهد، با گذشت هر سال و هر ماه و هر روز، بیشتر زبانه می‌کشد و بهترین‌ داشته‌ها و سرمایه‌ها‌ی این ملت را می‌سوزد.

جریان‌ها و کتله‌های عقده‌ به دل و کینه توزی، که آتش کین و نفرتِ ناشی از افزون خواهی، انحصار گرایی، تعصب، تبعیض و تحزب و گرایش‌های تندروانه‌ی مذهبی و قبیلوی در درون شان شعله ور است، خواسته و نخواسته، ابزار گرم و آتشین دست بی‌گانه‌گان می‌شوند و به زعم خود شان به منظور براورده شدن اهداف و خواسته‌های که دارند، دست به عمل می‌زنند.

این حقد و کین در ضمیر اینان باعث می‌گردد، تا بی‌قید و شرط، در اختیار غول جنایت قرار بگیرند و همانند موم، در چنگال منحوس آنان، به هر رنگ و شکلی در آیند.

این دسته از افراد، که در جهت آمال کثیف استعمار قافله‌ی جرم و جنایت را تشکیل می‌دهند، بنیاد‌های مهم و اساسی مادی و معنوی در کشور را نشانه‌ می‌روند، می‌کشند، خون می‌ریزند، تخریب می‌کنند و فاجعه می‌آفرینند و تصور شان هم این است که می‌خواهند دشمن را عقب بزنند و برنامه‌هایش را سبوتاژ کنند.

این مصیبت، گاهی به دفاع از دموکراسی و آموزه‌های بدنامش اتفاق می‌افتد، گاهی به دفاع از دین و دساتیر خدا باورش. اما افعال و کردار این مدافعان گمراه، پیش ازین‌که نمایانگر دفاع ازین ارزش‌ها باشد، مبیین فریب‌خورده‌گی و خوش خدمتی به کسانی‌ست که برای لحظه‌ی هم خیری به این کشور و مردمش را نمی‌خواهند و تا بتوانند، محکم‌ترین چکش را برای نابودی، بر فرق این مردم حواله می‌کنند.

کشتار بی‌گناهان و وحشت آفرینی در گوشه و کنار این کشور از هرجناحی در چند روز اخیر، اوج قساوت، بی رحمی و انسان بیزاری و ستم باوریی کسانی را به تصویر می‌کشد، که به زعم خود شان برای رهایی انسانیت از وحشی گری و نجات امت اسلامی مبارزه می‌کنند. قتل عام و نسل کشی‌های که در هیچ دین و مشربی و در هیچ عرف و فرهنگی، قابل توجیه نیست و نسبت دادن آن به اسلام و پیروان راستینش، جفایی‌ست بس بزرگ در حق اسلام و رهروان خداباور این دین رحمت و عزت و آزادی.

زیرا تیر باران کردن انسان‌های بی‌گناه، انفجار و انتحار در اماکن مقدسه، خشونت و کشتار و به چالش کشیدن امنیت عامه حتا در مساجد و اماکن عمومی، راهی نیست که به‌سوی پیروزی منتهی شود و مرتکبینش را به آنچه می‌خواهند، برساند. بنا برین، عاملان و تیوریسن‌های این طرح رعب و وحشت و خشونت باید بدانند، که مسیر پیروزی نه از میان فاجعه و کشتار؛ بل از میان صلح و سلم و یک دستی و از لای قلب‌های حریر و الم دیده‌ی مردم بیچاره‌ عبور می‌کند.

تنها گزینه‌ای که می‌تواند ما را از وضعیت کنونی بیرون کند، به وابسته‌گی‌ها و نیازها مان پایان دهد، عزت و آزادی و غرور ملی را به ما برگرداند، و ما را به عنوان امت مقتدر و صاحب شوکت به جهان بنمایاند، هم‌سویی با آموزه‌های انسان ساز شریعت و تن دادن به صلح و فشردن دست همدیگر است و هر اقدامی غیر از این، منتج به تباهی و نابودی همیشه‌گی خواهد شد.

منبع:اصلاح انلاین

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*