وروستي

زیبایی پنهان!

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر

زوج متدین؛ برای زنده نگهداشتن صلۀ ارحام، همیشه به دیدن اقارب شان می رفتند.

روزی قبل از ترک منزل، خانم از شوهرش پرسید:

عزیزم کدام رنگ را بیشتر دوست میداری؟

شوهر گفت: رنگ سیاه را.

خانم محجوبه رفت و حجاب سیاه اش را پوشید، و پرسید:

حال، چگونه معلوم میشوم؟

شوهر، پشت چشمانش را بوسیده و گفت:

همانند فرشته ها!

روز دیگر، خانم با حجاب سفید نزد شوهرش ظاهر گشته و پرسید:

و حالا چگونه معلوم میشوم؟

شوهر بیشتر از قبل، به توصیف خانم محجوبه اش پرداخت؛ که وی را سخت به حیرت برد.

مدت زمانی بعد، خانم با حجاب رنگه نزد شوهرش ظاهر گشته و عین پرسش را نمود؟

شوهر صورت خانم محجوبه اش را بوسیده، و بیشتر از پیش به وصفش پرداخت.

خانم شگفت زده پرسید:

عزیزم، مگر فراموش کردی که رنگ دلخواه ات «سیاه» بود؟!

شوهر با تبسم گفت:

محجوبه عزیزم، «حجاب» همه یی زیبایی ها را تحت شعاعش می گیرد؛

شعاعی که، عشق و محبتم را چنان لبریز می گرداند، که دیگر نه از «رنگ» خبری می ماند و نه از «نشان» آن.

بلی، «حجاب»!

زیبایی پنهان!

زیبایی که، عزت و وقار پدید می آورد؛

وقاری که، وی را از گزند چشم های بد در امان می دارد؛

امنی که، هر لحظه اش را به عبادت شکل می دهد؛

عبادت بدون زحمت!

عبادت ساده و آسان؛

با حسنات رایگان؛

صرف از برای زنان؛

از جانب خالق رحمان!

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*