وروستي

زنی درعصر عمر رضی الله عنه

زنی درعصر عمر رضی الله عنه

در زمان خليفۀ راشد حضرت عمر فاروق رضی الله عنه زن با ايمان بود که شوهرش به جهاد رفت وغيابت آن طولانی شد در قسمت از يک شب حضرت عمر رضی الله عنه که مشغول مراقبت از مردم و اوضاع شهر مدينه بود شنيد که آن زن با خود چنين زمزمه می نمايد:effat

“حقا که اين شب دراز گرديد و همه جا را تاريکتر گردانيد و بيدار خواب از آنم که مرا دوستی نيست تا با او بازی کنم. سوگند به خدا، اگر ترس از خدا وعواقب روز مجازاتش نبود، به طور حتم گوشه های اين تخت را به حرکت در می آوردم”.

روز بعد حضرت عمر رضی الله عنه وارد خانۀ دخترش ام المؤمنين حضرت حفصه رضی الله عنها شد و از او پرسيد که زن در غياب شوهرش تا چه مدت می تواند شکيبايی و پايداری ورزد، حضرت حفصه رضي الله عنها گفت: چهار ماه، سپس خليفۀ مؤمنين به امرای لشکر در جبهات فرمان فرستاد که ديگر سربازی را بيش از چهار ماه به دور از همسر او – در جبهه نگه ندارد.( بلکه به او مرخص بدهد تا به نياز های عاطفی وغريزی همسرش نيز رسيدگی نمايد).

آری! اين کشمکش بود ميان احساس زن با ايمان، خدا ترس و پاکدامن، و ميان انگيزه ها وعوامل فرا خوان به سوی گناه و فحشاء، پس انگيزه های غريزی آرام و خاموش شد… وايمان پيروز گشت!!.

اللهم أصلح لي ديني الذي هو عصمة أمري، وأصلح لي دنياي التي فيها معاشي، وأصلح لي آخرتي التي فيها معادي، واجعل الحياة زيادة لي في كل خير، واجعل الموت راحة لي من كل شر.

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*