وروستي

تعداد رکعات نماز تراویح در پرتو نصوص شرعی و فقه اسلامی

تعداد رکعات نماز تراویح در پرتو نصوص شرعی و فقه اسلامی

نویسنده: پروفیسور فضل الرحمن فقیهی استاد دانشگاه هرات

مقدمه

ماه رمضان از بهترین ماه‌های سال است که عبادت در آن، ارزش بیشتری در نزد الله متعال دارد. از جمله عباداتی که در این ماه سنت شده و مؤمنان به اقامۀ آن می‌پردازند، نماز تراویح است که این ماه مبارک را بیشتر با شأن و شکوه می‌سازد.
یکی از مواضع اختلاف در میان امت اسلامی و به‌خصوص در دورۀ معاصر، که مربوط ماه رمضان می‌باشد، تعداد رکعات نماز تراویح است که گاهی متأسفانه به اختلاف نزاع، منجر شده است. بیشتر اهل سنت، تعداد رکعات تراویح را بیست رکعت می‌دانند و بدان عمل می‌کنند و بر این روش سخت پایبنداند. شماری هم هشت رکعت می‌خوانند و فقط بر این روش پافشاری می‌دارند. عده‌یی از طرفین، روش خود را مشروع و روش دیگر را بدعت و خلاف سنت، می‌دانند و با پافشاری بر نظر خود، زمینۀ اختلاف نزاع در میان امت اسلامی را فراهم می‌سازند.

تعداد زیادی از مردم ما نیز از این ناحیه، دچار تردد و نگرانی می‌شوند و روز تا روز، نزاع دامن زده می‌شود. این اخلاف نظر، گاهی به حدی رسیده که به زد و خوردهای فزیکی منجر شده و مناقشات به منازعات و بغض و عداوت کشیده است. تعدادی از مردم جامعۀ اسلامی، همراه با اخلاصی که دارند، از جانبین می‌پندارند که گویا جز روشی که آنان به ادای نماز تراویح می‌پردازند، روش دیگری جواز ندارد. اندیشۀ عدم جواز روش‌های دیگر، حتی ذهن و فکر تعدادی از امامان مساجد را نیز در بر گرفته است؛ چه شاید کمتر مطالعۀ دقیق و فراگیر در این زمینه داشته باشند.

در این مقاله به بیان دیدگاه فقها در این مورد پرداخته می‌شود و راه حل این اختلاف که گاهی به نزاع کشیده ارائه خواهد شد.

اصل مشروعیت تراویح

در مشروعیت نماز تراویح و جواز آن، همه امت اسلامي، اجماع و اتفاق دارند و هيچ كسي از اهل علم، جواز و مشروعيت آن را انكار ندارد؛ مگر روافض كه از امت اسلامي تخلف ورزيده به مشروعيت آن قايل نيستند و به اداي آن نمي پردازند(سرخسي: ج2، ص144). تاریخچۀ مشروعیت نماز تراویح به وقت حیات رسول الله صلی الله علیه وسلم بر می‎گردد و این سنتی از سنت‌های رسول الله صلی الله علیه وسلم و از سنت‌های خلفای راشدین است.
از عایشه رضی الله عنها حدیثی را امام بخاری چنین روایت کرده است:

«أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ خَرَجَ ذَاتَ لَيْلَةٍ مِنْ جَوْفِ اللَّيْلِ، فَصَلَّى فِي المَسْجِدِ، فَصَلَّى رِجَالٌ بِصَلاَتِهِ، فَأَصْبَحَ النَّاسُ، فَتَحَدَّثُوا، فَاجْتَمَعَ أَكْثَرُ مِنْهُمْ، فَصَلَّوْا مَعَهُ، فَأَصْبَحَ النَّاسُ، فَتَحَدَّثُوا، فَكَثُرَ أَهْلُ المَسْجِدِ مِنَ اللَّيْلَةِ الثَّالِثَةِ، فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَصَلَّوْا بِصَلاَتِهِ، فَلَمَّا كَانَتِ اللَّيْلَةُ الرَّابِعَةُ عَجَزَ المَسْجِدُ عَنْ أَهْلِهِ حَتَّى خَرَجَ لِصَلاَةِ الصُّبْحِ، فَلَمَّا قَضَى الفَجْرَ أَقْبَلَ عَلَى النَّاسِ، فَتَشَهَّدَ، ثُمَّ قَالَ: «أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّهُ لَمْ يَخْفَ عَلَيَّ مَكَانُكُمْ، لَكِنِّي خَشِيتُ أَنْ تُفْرَضَ عَلَيْكُمْ، فَتَعْجِزُوا عَنْهَا»(بخاری، 1422، حدیث: 924).

(پیامبر صلی الله علیه وسلم، شبی در میان شب برآمدند و در مسجد نماز خواندند. تعدادی از مردم هم با ایشان نماز خواندند. صبح آن شب مردم با هم صحبت کردند. [شب دیگر] تعداد بیشتری جمع شدند و با ایشان نماز خواندند. باز [فردای آن صبح هنگام] مردم با هم صبحت کردند و شب سوم اهل مسجد زیاد شدند. پیامبر صلی الله علیه وسلم به مسجد آمدند و مردم با ایشان نماز خواندند. شب چهارم مسجد از گنجایش مردم عاجز آمد، [اما پیامبر صلی الله علیه وسلم به نماز شب نیامدند] تا اینکه به نماز صبح آمدند. وقتی نماز صبح را ادا کردند، روی خود را به مردم کرده بعد از تشهُّد فرمودند: من از آمادگی شما نترسیدم، بلکه از این ترسیدم که بر شما فرض شود و شما از ادای آن عاجز مانید).

بعد از آن مردم نماز شب در ماه رمضان را می خواندند و تنها و به جماعت ادا می‌کردند. اما در زمان خلیفۀ دوم، صورت کنونی مقرر شد. امام بخاری حدیثی را از عبد الرحمن بن عبد القاری روایت کرده که گفت:

«خَرَجْتُ مَعَ عُمَرَ بْنِ الخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، لَيْلَةً فِي رَمَضَانَ إِلَى المَسْجِدِ، فَإِذَا النَّاسُ أَوْزَاعٌ مُتَفَرِّقُونَ، يُصَلِّي الرَّجُلُ لِنَفْسِهِ، وَيُصَلِّي الرَّجُلُ فَيُصَلِّي بِصَلاَتِهِ الرَّهْطُ، فَقَالَ عُمَرُ: «إِنِّي أَرَى لَوْ جَمَعْتُ هَؤُلاَءِ عَلَى قَارِئٍ وَاحِدٍ، لَكَانَ أَمْثَلَ» ثُمَّ عَزَمَ، فَجَمَعَهُمْ عَلَى أُبَيِّ بْنِ كَعْبٍ، ثُمَّ خَرَجْتُ مَعَهُ لَيْلَةً أُخْرَى، وَالنَّاسُ يُصَلُّونَ بِصَلاَةِ قَارِئِهِمْ، قَالَ عُمَرُ: «نِعْمَ البِدْعَةُ هَذِهِ، وَالَّتِي يَنَامُونَ عَنْهَا أَفْضَلُ مِنَ الَّتِي يَقُومُونَ»(بخاری، 1422، حدیث: 2010).

(من با عمر بن الخطاب رضی الله عنه، شبی از رمضان به سوی مسجد آمدم. در این هنگام مردم گروه‌های جداجدا بودند و تنها تنها و به جماعت‌هایی نماز می‌خواندند. عمر رضی الله عنه گفت: من می‌پندارم که اگر اینها را با یک قاری جمع نمایم بهتر خواهد بود. بعد تصمیم گرفت و آنان را به اقتدا به ابی بن کعب جمع کرد. شبی دیگر با وی بیرون شدم و مردم به امامت یک قاری نماز می‌خواندند. عمر بن الخطاب گفت: این کار جدید خوبی است. و اگر نماز را در آخر شب بخوانند از اینکه حالا می‌خوانند بهتر است).

احادیث مبارکی که روایت شد، بیانگر این‌اند که اصل نماز تروایح در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم، مشروع شده و اقامه گردیده است. بنابراین کسی نمی‌تواند ادعا کند که خلفای راشدین به ویژه خلیفۀ دوم، این عبادت را از خود ساخته و بدعت ایجاد کرده است. یعنی که نماز تراویح، سنت نبوی است و نیز روش خلفای راشدین بعد از ایشان بوده که تا اکنون به همان روش اقامه می‌شود.

دیدگاه‎ها در مورد تعداد رکعات تراویح

با توجه به دلايلي كه از احاديث نبوي در مورد اقامه نماز تراويح، از رسول الله صلي الله عليه وسلم و عمل صحابه و ادامه آن در دوره‌هاي بعدي نقل گرديده، اهل علم در اندازۀ ركعات تراويح اختلاف نظر دارند. این اختلاف نظر، همچنان که بعد از این خواهد آمد، در جواز و عدم جواز نیست، بلکه چنان معلوم می‌شود که در این باره، توسُّع و فراخی وجود دارد. ديدگاه هاي متفاوت اهل علم و تحقيق از فقها در اين موضوع به گونه زير مي‌شود خلاصه شوند:

رأی نخست (هشت رکعت)

شماري تعداد نماز تراويح را هشت رکعت، و با نماز وتر، يازده ركعت دانسته اند. اینان به احادیثی استدلال کردند که ثابت کنندۀ هشت رکعت نماز، برعلاوۀ سه رکعت وتر است. ازجمله حدیث عایشه رضی الله عنها که می‌گوید:
«مَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَزِيدُ فِي رَمَضَانَ وَلاَ فِي غَيْرِهِ عَلَى إِحْدَى عَشْرَةَ رَكْعَةً يُصَلِّي أَرْبَعًا، فَلاَ تَسَلْ عَنْ حُسْنِهِنَّ وَطُولِهِنَّ، ثُمَّ يُصَلِّي أَرْبَعًا، فَلاَ تَسَلْ عَنْ حُسْنِهِنَّ وَطُولِهِنَّ، ثُمَّ يُصَلِّي ثَلاَثً»(بخاری، 1422، حدیث: 1147).

(نماز شب پیامبر صلی الله علیه وسلم، در رمضان و غیر رمضان، بیشتر از یازده رکعت نبود. چهار رکعت می‌خواندند، تو از حسن نماز و طول آن سؤال نکن [یعنی بسی طولانی بود] بعد از آن چهار رکعت می‌خواندند، تو از حسن نماز و طول آن سؤال نکن؛ بعد از آن سه رکعت [نماز وتر را] می‌خواندند).

همچنان اینان به حديث سائب بن يزيد استدلال کردند كه گفته است: «أَمَرَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ أُبَيَّ بْنَ كَعْبٍ، وَتَمِيمًا الدَّارِيَّ أَنْ يَقُومَا لِلنَّاسِ بِإِحْدَى عَشْرَةَ رَكْعَةً، فَكَانَ الْقَارِئُ يَقْرَأُ بِالْمئين، حَتَّى كُنَّا نَعْتَمِدُ عَلَى الْعِصِيِّ مِنْ طُولِ الْقِيَامِ، وَمَا كُنَّا نَنْصرِفُ إِلا فِي فُرُوعِ الْفَجْرِ»(بغوي، 1403: ج4، ص120).

(عمربن الخطاب ابی بن کعب و تمیم داری- رضی الله عنهم- را فرمان داد که برای مردم، یازده رکعت نماز، اقامه دارند. بدین گونه قاری صد آیه در هر رکعت می‌خواند؛ به حدی که ما از اثر طول قیام، به عصا تکیه می‌کردیم و از نماز باز نمی‌گشتیم، مگر اینکه نزدیک صبح می‌رسید).

همين حديث را نسائي در سنن الكبري از سائب بن يزيد چنين روايت كرده است:
«أمَرَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ أُبَيَّ بْنَ كَعْبٍ وَتَمِيمًا الدَّارِيَّ أَنْ يَقُومَا، لِلنَّاسِ بِإِحْدَى عَشْرَةَ رَكْعَةً»(نسائي، 1421: حديث: 4670).

(عمر بن الخطاب، کعب و تمیم داری را امر نمود که برای مردم، یازده رکعت نماز اقامه کنند).

امام طحاوي اين حديث را از سائب بن یزید، چنين روايت كرده که گفت:
«أَمَرَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ أُبَيَّ بْنَ كَعْبٍ وَتَمِيمًا الدَّارِيَّ أَنْ يَقُومَا لِلنَّاسِ بِإِحْدَى عَشْرَةَ رَكْعَةً. قَالَ: «فَكَانَ الْقَارِئُ يَقْرَأُ بِالْمِئِينَ حَتَّى يَعْتَمِدَ عَلَى الْعَصَا مِنْ طُولِ الْقِيَامِ , وَمَا كُنَّا نَنْصَرِفُ إِلَّا فِي فُرُوعِ الْفَجْرِ»(طحاوي، 1414، حديث: 1741).

(عمر بن الخطاب ابی بن کعب و تمیم داری را فرمان دارد که برای مردم نماز را با یازده رکعت اقامه بدارند. راوی گفت که قاری صد آیه در هر رکعت می‌خواند؛ به حدی که [بعضی از ما] از طول قیام، به عصا تکیه می‌کرد و ما از نماز باز نمی‌گشتیم، مگر اینکه صبح فرا می‌رسید).

امام بيهقي نيز در السنن الكبري اين حديث را با اندك تفاوتی چنين روايت كرده است:
«أَمَرَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ أُبَيَّ بْنَ كَعْبٍ وَتَمِيمًا الدَّارِيَّ أَنْ يَقُومَا لِلنَّاسِ بِإِحْدَى عَشْرَةَ رَكْعَةً، وَكَانَ الْقَارِئُ يَقْرَأُ بِالْمِئِينَ حَتَّى كُنَّا نَعْتَمِدُ عَلَى الْعِصِيِّ مِنْ طُولِ الْقِيَامِ، وَمَا كُنَّا نَنْصَرِفُ إِلَّا فِي فُرُوعِ الْفَجْرِ»(بيهقي، 1424، حديث: 4287).

رأی دوم (بیست رکعت)

عده‌یی دیگر که بیشتر مسلمانان جهان را تشکیل می‌دهند، براین نظراند که تعداد ركعات نماز تراويح، غير از وتر، بيست ركعت است كه همراه با وتر بيست و سه ركعت مي شود. اين قول اكثر اهل علم است مانند: ثوري، ابن المبارك، امام شافعي. همين روش از بزرگان صحابه چون عمر و علي و ديگران رضي الله عنهم روايت شده است.

ديدگاه امام ابوحنيفه رحمه الله و علمای احناف هم همين است كه تراويح بيست ركعت است(سرخسي: ج2، ص144). در كتب فروع مذهب نيز همين بيست ركعت تراويح معتبر دانسته شده است. مذهب امام احمد حنبل رحمه الله نيز تراويح را بيست ركعت دانسته است(عيني، 1420: ج2، ص551). احناف بر اين نظراند كه چون اين امر در زمان صحابه صورت گرفته است و كسي از آن انكار نكرده، همانند اجماع است(مرغيناني: ج1، ص70).

در فقه مذهب شافعي نيز تعداد ركعات نماز تراويح، بيست ركعت است كه به ده سلام خوانده مي‌شود؛ چنانچه در كتب فقه شافعي بدان تصريح شده است(نووي: ج4، ص32).

به همين گونه در مذهب امام مالك نيز، بر اساس يكي از اقوال وي، تعداد ركعات نماز تراويح همراه با وتر، بيست ركعت دانسته شده است. در منح الجلیل ضمن تصريح بر اين نظريه، افزوده شده كه عمل صحابه و تابعين به همين گونه بوده و بعد از واقعۀ حرّه در زمان عمر بن عبد العزيز در قيام تخفيف آوردند و در تعداد ركعات افزودند؛ طوري كه همراه با وتر، سي و نه ركعت خواندند. اما عمل امت بر روش اول استقرار يافت. (مالكي، 1409: ج1، ص242- 243). از امام مالک، رأي ديگری نیز وجود دارد که در مبحث بعد توضيح خواهد شد.

دلايلي كه بر نظريه بالا مطرح مي‌شود اين روايات‌اند:
– حديث سائب بن يزيد كه گفته است:
«كَانُوا يَقُومُونَ عَلَى عَهْدِ عُمَرَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ بِعِشْرِينَ رَكْعَةً، وَإِنْ كَانُوا لَيَقْرَءُونَ بِالْمِئِينَ مِنَ الْقُرْآنِ»(ابي‌الجعد: ج1، ص413- بيهقي، 1424: حديث: 2825).
(صحابه در عهد عمر رضی الله عنه، نماز را در ماه رمضان به بیست رکعت اقامه می‌کردند. بدون شک [در هر رکعت] صد آیه‌یی از قرآن کریم می‌خواندند).
– روايت امام مالك از يزيد بن رومان كه گفته است:

«كَانَ النَّاسُ يَقُومُونَ فِي زَمَانِ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ، فِي رَمَضَانَ، بِثَلاَثٍ وَعِشْرِينَ رَكْعَةً»(مالك، 1425: ج2، ص159).

(مردم در زمان عمر بن الخطاب، در [شب‌های] رمضان، بیست و سه رکعت نماز می‌خواندند).

– كاساني در اين زمينه اجماع را نقل كرده مي‌گويد: عمر بن الخطاب در ماه رمضان مردم را جمع كرد و اُبي بن كعب براي شان بيست ركعت نماز خواند و چون كسي اين كار را انكار نكرد، لذا اين عمل اجماع صحابه است(ابو مالك: ج1، ص369).
همین نظریه است که امروز در بیشتر کشورهای جهان اسلام، بدان عمل می‌شود و از دیر باز در حرمین (مکۀ مکرمه و مدینۀ منوره) نماز تراویح مطابق آن اقامه می‌شود.

رأی سوم (سی و نه رکعت)

رأي و عمل ديگر آن است كه نماز تراويح همراه با وتر، سي و نه ركعت است و اين رأي يكي از اقوال امام مالك رحمه الله است. دليل آن روايتي است كه ابن ابي شيبه در مصنف خويش از ابن مهدي از داود بن قيس روايت كرده كه وي گفته است:

«أَدْرَكْتُ النَّاسَ بِالْمَدِينَةِ فِي زَمَنِ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ، وَأَبَانَ بْنِ عُثْمَانَ يُصَلُّونَ سِتًّا وَثَلَاثِينَ رَكْعَةً وَيُوتِرُونَ بِثَلَاثٍ»(ابن ابي شيبه، 1409: حديث7689).
(من در زمان عمر بن عبد العزیز و ابان بن عثمان، مردم را در مدینه در حالی در یافتم که [در شب‌های رمضان] سی و شش رکعت نماز می‌خواندند و به سه رکعت وتر ادا می‌کردند).

با این روایت، گویا استدلال شده که این عملکرد مردم در مدینۀ منوره، حتما در دورۀ صحابه اساسی داشته و به ارث مانده بوده است.

رأی چهارم (چهل رکعت)

رأي ديگر آن است كه نماز تراويح چهل ركعت است و بعد از آن هفت ركعت هم وتر است. دليل این رأی، روايت ابن ابي شيبه از حسن بن عبيد الله است كه گفته است:

«کانَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ الْأَسْوَدِ يُصَلِّي بِنَا فِي رَمَضَانَ أَرْبَعِينَ رَكْعَةً وَيُوتِرُ بِسَبْعٍ»(ابن‌ابي‌شيبه، 1409: حديث: 7687).
(عبد الرحمن بن اسود برای ما در ماه رمضان، چهل رکعت نماز می‌خواند و با هفت رکعت، نماز وتر را ادا می‌نمود).

به همين گونه محمد بن نصر مروزي حديث مذكور را از حفص بن غياث از حسن بن عبيد الله چنين روايت كرده است:

«أَنَّهُ كَانَ يُصَلِّي بِهِمْ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ الْأَسْوَدِ مِنْ أَوَّلِ اللَّيْلِ إِلَى آخِرِهِ يَعْنِي فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَكَانَ يُصَلِّي بِهِمْ أَرْبَعِينَ رَكْعَةً وَالْوِتْرَ وَيُصَلِّي فِيمَا بَيْنَ التَّرْوِيحَتَيْنِ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ رَكْعَةً وَيُوتِرُ بِسَبْعٍ لَا يُسَلِّمُ بَيْنَهُنَّ»(مروزي، 1408: ج1، ص259).
(عبد الرحمن بن اسود، برای مردم از اول تا آخر شب، یعنی در ماه رمضان نماز می‌خواند. برای شان چهل رکعت نماز ادا می‌کرد و دوازده رکعت در میان دو ترویح ادا می‌نمود و نماز وتر را به هفت رکعت ادا می‌کرد؛ طوری که بین رکعات، سلام هم نمی‌داد).

بدین ترتیب، رأی برخی از اهل علم بر این است که نماز تروایح، چهل رکعت است و نماز وتر را تا هفت رکعت به یک سلام می‌توان خواند.

برخي آراي ديگر

در پرتو اين ديدگاه‌ها، از امام احمد بن حنبل رحمه الله تعالی، روايت شده كه در رمضان، ناشمار نماز مي‌خوانده است(بهوتي: ج1، ص425). یعنی که نماز شب یا تروایح در رمضان، حد و حصری نداشته و شخص نمازگزار مختار است به هر اندازه که در توانش است، نماز بخواند.

از امام ابوحنيفه رحمه الله نيز ديدگاه ديگري- برعلاوۀ رأی بیست رکعت- نقل شده و مبني بر رواياتي است كه تراويح را سي و شش ركعت بيان داشته است. بر اين اساس، امام ابوحنيفه رحمه الله گفته است كه اگر كسي مي‌خواهد به اين روايت كه بيشتر است، مطابق رأي امام مالك عمل كند؛ یعنی که بيست ركعت را به جماعت و ديگر ركعات را به طور انفرادي، هر چهار رکعت را به دو سلام، ادا نمايد و اين مذهب ماست(سرخسي، 1414: ج2، ص144). این روایت از امام ابوحنیفه که آن را امام سرخسی نقل کرده، بیانگر توسع تعداد رکعات نماز تروایح در نظر امام رحمه الله است.

از امام مالك دو ديدگاه در زمينة نماز تراويح نقل شده است: يكي اينكه نماز تراويح سي و شش ركعت بايد خوانده شود. اين يكي از اقوال امام مالك است كه آن را ابن القاسم از وي روايت كرده است؛ يعني كه مستحسن است نماز تراويح سي وشش ركعت باشد و برعلاوه از آن، سه ركعت وتر نیز خوانده می‌شود. قول ديگر مطابق با رأي امام ابوحنيفه، شافعي، امام احمد بن حنبل- رحمهم الله- تعداد ركعات نماز تراويح را بيست ركعت مي‌داند(ابن رشد، 1425: ج1، ص219). اين هردو نظريه، دلايل خاص خود را دارند كه قبلا به روايت آنها پرداخته شد و نصوص شرعی و عملکرد صحابه بدان دلالت دارند.

قابل یادآوری است، همچنان كه در فقه امام احمد بن حنبل، بيست ركعت نماز تراويح، قول بيشتر اهل فقه دانسته شده، از امام احمد رحمه الله، این هم نقل شده كه همه اين روش‌هاي يادشده، مشروع است و هيچ كدام به گونة خاص، طوري كه روش ديگري جواز نداشته باشد، مشخص نشده است. فرزندش عبد الله، نقل كرده كه پدرم را ديدم كه در ماه رمضان، ناشمار نماز مي‌خواند و نيز از وي نقل شده كه در باب نماز تراویح رمضان گفته است، اگر از بيست ركعت، زياده شود باكي نيست(ابن‌مفلح، 1418: ج2، ص22).

دیدگاه ابن تیمیه رحمه الله

شيخ الاسلام ابن تيميه ميان روايات گوناگون در مورد نماز تراويح، توافق بر قرار كرده(1408: ج2، ص121-122) گفته است: رسول الله صلي الله عليه و سلم در نماز شب‌های رمضان، عدد معيني را مشخص نساختند. بلكه ايشان در رمضان و غير رمضان از سيزده ركعت زيادتر نماز نخواندند. اما اين ركعات را زياد طولاني مي‌ساختند. هنگامي كه عمر رضي الله عنه، مردم را به اقتدا بر ابي بن كعب جمع ساخت، وي براي شان- برعلاوۀ سه ركعت وتر- بيست ركعت نماز خواند. اما قرائت را به اندازۀ زيادت ركعات، تخفيف داد؛ زيرا اين روش بر مقتديان، از اينكه يك ركعت را بسيار دراز سازد آسانتر بود.

باز گروهي از سلف امت، چهل ركعت همراه با سه ركعت وتر خواندند، و نيز ديگران سي و شش ركعت را با سه ركعت وتر خواندند. اين همه روش‌ها روا می‌باشند و هر روشي را كه مردم در ماه رمضان به اجرا و اداي آن بپردازند، نيك و مستحسن است.

وی علاوه کرده که بهترين روش نماز در رمضان، به اختلاف حالات نمازگزاران مربوط مي‌شود؛ يعني اگر كساني توان طول قنوت را داشته باشند، ده ركعت تراويح و سه ركعت بعد از آن وتر بخوانند؛ همچنان كه رسول الله صلي الله عليه وسلم انجام دادند. اما اگر تحمُّل كمتري داشتند، بيست ركعت بهتر است؛ چنان كه بيشتر امت اسلامي به اداي آن مي‌پردازند و اين روش حد مياني، ميان ده ركعت و چهل ركعت است. اما اگر چهل ركعت يا ديگر اندازه‌يي خواندند رواست و هيچ كدام از اين روش‌ها مكروه نيست. چنانچه بسياري از امامان دین، مانند امام احمد و ديگران بدين نظريه تصريح كرده‌اند.

وی می‌افزاید که هركه گمان كند، در نماز تراويح و شب‌هاي رمضان، تعداد ركعات نماز، مشخص شده كه زيادت و كم بر آن جواز ندارد به خطا رفته است. گاهي شخص نشاط دارد و بهتر در حق وي اين است كه عبادت را به درازا بكشاند و هرگاه نشاط نداشت، بهتر اين است كه در عبادت تخفيف را مراعات نمايد.
بدین گونه شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله، میان مدلول نصوص شرعی و عمل صحابه و امامان دین، توافق برقرار کرده و سخنی میانه‌روانه را ارائه داشته است.

بر اساس همین نصوص شرعی و دیدگاه امام ابن تیمیه رحمه الله، علمای معاصر، موافقت با دیگر نمازگزاران در امر نماز تراویح را لازم دانسته‌اند و تخلُّف از جماعت را بدون دلیل شمرده‌اند. ابو مالك، كمال بن سيد سالم در صحيح فقه السنة(ج1، ص370) می‌نویسد: «روي چه اصل و به چه دليل برخي از برادران ما از جماعت تراويح در حرم، جدا مي‌شوند و بعد از ده ركعت نماز از جماعت باز مي‌گردند؟ خداوند از ما و ايشان عفو نمايد». بدین ترتیب، تخلُّف از جماعت مسلمانان را نادرست و امری خلاف سنت شمرده است.

نتیجه‌گیری و حاصل بحث

از مجموع نصوص و نظرياتي كه در بارۀ تعداد ركعات نماز تراويح، آمده و به نقل آنها پرداخته شد، امور زیر دانسته مي‌شود:

1. براي ادای نماز تراویح و تعداد ركعات آن توسُّع وجود دارد و روش‌هاي گوناگون ياد شده همه مشروع‌اند. يعني كه روايات نقل شده و مستند، تعداد يازده ركعت (به شمول وتر)، بيست ركعت با سه رکعت وتر، سي و شش ركعت به علاوۀ وتر، چهل ركعت به علاوۀ وتر و نیز بيشتر از آن را ثابت مي‌سازد. از همين رو امامان بزرگوار و فقهاي متقدم، روش‌هاي گوناگوني را انجام دادند و بيان داشته‌اند. بنابراین اگر کسی به هریک از این اقوال و آراء، عمل کند رواست.

2. پافشاری به یکی از روش‌های یاد شده و اینکه کسی دیگر روش‌ها را نادرست و نامشروع بداند، اساسی ندارد و اینکه بخش اعظمی از امت اسلامی، به شمول صحابه، تابعین و امامان اهل اجتهاد را به غیر صواب متهم کنیم، امری است که نه دلیل قاطع و منصوصی دارد و نه هم معقول به نظر می‌رسد.

3. جدال در مورد تعداد رکعات نماز تراویح که از جانب برخی انجام می‌شود و به نزاع و تضاد می‌کشد، نارواست؛ زیرا از جانبی در امر تعداد رکعات نماز تراویح؛ توسُّع وجود دارد و اختلاف در افضلیت و استحباب است. از جانب دیگر، اختلاف نزاع، آنهم به خاطر امری سنت و یا مستحب، حرام است و نباید به خاطر عبادتی که امت اسلامی آن را به روش‌های متنوع انجام دادند و برای هر روشی دلیلی است، مرتکب کار حرامی شد و تضاد و نزاع را بر پا نمود؛ چه تضاد و نزاع اهل ایمان با یکدیگر از ممنوعات شرعی است که به شدت از آن منع صورت گرفته است.

4. هتک حرمت، توهین و تحقیر برادران مسلمانی که به روش دیگری- غیر از روش ما- نماز تراویح را ادا می‌کنند، ناروا و گناه است؛ زیرا اکرام و احترام برادران مؤمن، وجیبۀ شرعی است و توهین و تحقیر و کاربرد القاب نادرست بر مؤمنان، حرام منصوص است. قرآن کریم فرموده است: «وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ…- به القاب زشت همدیگر را یاد نکنید…»(الحجرات: 11). یعنی که نباید کسانی را که به روش ما نماز نخواندند، به القاب ناپسند و زشت نام بگذاریم.

5. حفظ وحدت امت اسلامی، از وجایب دینی است. نباید به خاطر امری سنت یا مستحب که در آن اساسًا تنوّع وجود دارد، وحدت امت اسلامی، خدشه دار شود. بنابراین هرگاه، کسی دیدگاهش برخلاف جماعتی باشد، هنگامی که با ایشان یکجا به اقامۀ نماز تراویح می‌پردازد، باید با ایشان موافقت کند و تخلُّف نورزد.

6. آنچه معلوم مي‌شود كه تعدادي از برادران مؤمن ما، بعد از اداي بخشي از نماز تراويح، نماز را رها مي‌كنند و مي‌روند كار نيكي نيست؛ زيرا هيچ دليلي بر ترجيح روش خود ندارند و بزرگان علم و فقاهت همه روش‌ها را مشروع دانسته‌اند. از آنجا كه ترجيح ميان ديدگاه‌ها ثابت نيست، جدايي از جماعت مسلمانان را دانشمندان نادرست شمرده‌اند. لذا نباید از جماعت مسلمانان تخلف ورزند. اما اگر احیانا، کسی چنین تخلُّفی را مرتکب شد، نباید برادران دیگر، با آنان جدال نمایند و یا مانع ورود شان به مساجد و نمازهای جماعت شوند؛ زیرا باز این گناه بزرگتری است که انجام می‌دهند. قرآن کریم می‌فرماید:
«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا…»(البقره: 114).
(و كيست بيدادگرتر از آن كس كه نگذارد در مساجد خدا نام وى برده شود و در ويرانى آنها بكوشد…).

7. یگانه راه حل این اختلاف آن است که مراجع علمی و علمای بزرگ و امامان مساجد، نخست خود به حقیقت این امر آگاه شوند و به منازعه و مجادله در این مورد نپردازند. بعد از آن در مساجد و مجامع علمی برای مردم حقیقت این امر را برسانند تا مجادله و منازعه در این باره از میان امت اسلامی رخت بربندد و فضای آرامش در عبادات مستولی باشد.
از بارگاه الله متعال، توفیق عمل به کتاب و سنت و اتحاد و اتفاق امت اسلامی را استدعا می‌داریم!

مآخذ و مراجع

1. ابن ابي شيبه، ابوبكر عبد الله بن محمد بن ابراهيم بن عثمان بن خواستي العبسي. (1409). المصنف في الأحاديث والآثار. چاپ اول، المحقق: كمال يوسف الحوت، رياض: مكتبة رشد.
2. ابن تيمية الحراني الحنبلي الدمشقي، تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن عبد السلام بن عبد الله بن ابي القاسم بن محمد. (1408هـ – 1987م). الفتاوى الكبرى. چاپ اول، بيروت لبنان: دار الكتب العلميه.
3. ابن رشد الحفيد، ابو الوليد محمد بن احمد بن محمد بن احمد بن رشد القرطبي. (1425هـ – 2004 م). بدایة المجتهد ونهاية المقتصد. قاهره: دار الحديث.
4. ابن مفلح، برهان الدين إبراهيم بن محمد بن عبد الله بن محمد. (1418ﻫ – 1997م). المبدع في شرح المقنع. (المقنع لموفق الدين بن قدامه). باعلى الصفحه يليه – مفصولا بفاصل «المبدع في شرح المقنع» لابن مفلح)، چاپ اول، بيروت – لبنان: دار الكتب العلمية.
5. ابو مالك، كمال بن سيد سالم. (بی‌تا). صحيح فقه السنة و ادلته و توضيح مذاهب الائمة. پاكستان- پشاور: كتابخانه رشيديه.
. بخاری، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي. (1422ﻫ.ق). الجامع المسند الصحيح المختصر من أمور رسول الله صلى الله عليه وسلم وسننه وأيامه = صحيح البخاري.چاپ اول، تحقیق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة.
7. بغوي الشافعي، محيي السنة، ابو محمد الحسين بن مسعود بن محمد بن الفراء. (1403هـ – 1983م). شرح السنة. تحقيق: شعيب الأرنؤوط-محمد زهير الشاويش، چاپ دوم، دمشق، بيروت: المكتب الإسلامي.
8. بهوتى الحنبلى، منصور بن يونس بن صلاح الدين ابن حسن بن إدريس. (؟).كشاف القناع عن متن الإقناع. كشاف القناع عن متن الإقناع، الناشر: دار الكتب العلميه.
9. بيهقي، ابوبكر أحمد بن الحسين بن علي بن موسى الخُسْرَوْجِردي الخراساني. (1424ﻫ- 2003م). السنن الكبرى. المحقق: محمد عبد القادر عطا، چاپ سوم، بيروت- لبنان: دار الكتب العلميه.
10. سرخسي، شمس الأئمة محمد بن أحمد بن أبي سهل. (1414هـ-1993م). المبسوط. بيروت: دار المعرفه.
11. طحاوي، ابو جعفر احمد بن محمد بن سلامه بن عبد الملك بن سلمة الازدي الحجري المصري. (1414ﻫ- 1994م). شرح معاني الآثار. با تحقیق ومقدمه: محمد زهري النجار و محمد سيد جاد الحق، مراجعه و ترقیم ابواب و احاديث: د يوسف عبد الرحمن المرعشلي، چاپ اول، بیروت: عالم الكتب.
12. عيني، بدر الدين ابو محمد محمود بن احمد بن موسى بن احمد بن حسين الغيتابى الحنفى. (1420ﻫ – 2000م). البناية شرح الهداية. چاپ اول، بيروت لبنان: دار الكتب العلميه.
13. مالك بن أنس بن مالك بن عامر الأصبحي المدني. (1425ﻫ- 2004م). الموطأ. تحقیق: محمد مصطفى الأعظمي، چاپ اول، أبو ظبي – الإمارات: مؤسسة زايد بن سلطان آل نهيان للأعمال الخيريه والإنسانيه.
14. مالكي، ابو عبد الله محمد بن أحمد بن محمد عليش. (1409هـ/1989م). منح الجليل شرح مختصر خليل. («مختصر خليل» بأعلى الصفحه يليه – مفصولا بفاصل – شرحه «منح الجليل» للشيخ عليش)، بيروت: دار الفكر.
15. مرغيناني، ابو الحسن برهان الدين ، علي بن أبي بكر بن عبد الجليل الفرغاني. (بی‌تا). الهداية في شرح بداية المبتدي. تحقیق: طلال يوسف، بيروت لبنان: دار احياء التراث العربي.
16. مروزي، ابو عبد الله محمد بن نصر بن الحجاج. (1408ﻫ- 1988م). مختصر قيام الليل. اختصرها: العلامه احمد بن علي مقريزي، فيصل اباد – باكستان: حديث أكادمي.
17. نسائي، ابو عبد الرحمن احمد بن شعيب بن علي الخراساني. (1421ﻫ- 2001م). السنن الكبرى. تحقیق: حسن عبد المنعم شلبي، چاپ اول، بيروت: مؤسسة الرساله.
18. نووي، ابو زكريا محيي الدين يحيى بن شرف. (بی‌تا). المجموع شرح المهذب (مع تكملة السبكي والمطيعي). طبعة كاملة معها تكملة السبكي والمطيعي، بيروت: دار الفكر.

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*