وروستي

رمضان؛ شفابخشِ دل‌های ناآرام

رمضان؛ شفابخشِ دل‌های ناآرام رمضان؛ شفابخشِ دل‌های ناآرام

نویسنده: دکتور مجدی الهلالی

مترجم: انعام‌الله رحمانی

پیشگفتار
الحمد لله رب العلمین والصلاة والسلام علی أشرف المرسلین، سیّدنا محمّد وعلی آله وصحبه اجمعین، و بعد:
مهیّاسازی فرودگاه‌های متعدّد و مختلف در دنیا، رحمت و فضلی‌است از جانب خداوند متعال که بر ما ارزانی داشته‌است؛ تا توسّط فروآمدن در آن فرودگاه‌ها، بر ایمان و باورمندی و خداهراسی‌مان بیفزاییم و آثار ناآگاهی و غفلت‌زدگی‌ها را از قلب و ضمیرمان بزداییم و «گلیمِ خواهشات خُردکننده و شخصیت‌سوز» نفسانی‌مان را برچینیم.

ماه مبارک رمضان از مهم‌ترین فرودگاه‌هایی‌است که سالانه یک‌بار به‌سراغِ مؤمنان می‌آید. «آری!» گذشت زمان استمرار می‌یابد تا اینکه این ماه توأم با خیر و برکت بر ما می‌درخشد… خداوند متعال این ماه را مَوسم مبادرت و سبقت‌ورزی در امور خیر قرار داده‌است، ماهی‌که [ثواب] نوافل را به اندازه‌ی [پاداش] فرایض گردانیده‌است و انجام فرایض را در رمضان به اندازه‌ی هفتاد بار در غیر آن قرار داده‌است.

این ماه فریاد بر می‌آورد که ای خیراندیش! گام بردار و اقدام کن!
شیاطین و اهریمنانِ پیچیده در غلّ و زنجیرهای فولادین‌اند… دروازه‌هایِ جهنَّم مسدودند، بهشت را آراسته‌اند و زینت بخشیدند. بهشت مؤمنان را ندا در می‌دهد که: گام بردارید و به‌سوی من بشتابید؛ دروازه-های شهر مفتوح‌اند و سرمایه‌ها [یی‌که برای‌تان وعده داده شده‌است] موجود… و مالک این سرمایه‌ها، ذاتی‌است نهایت بخشنده و کریم.

از جمله‌ی اموری‌که [پاسخ بدان‌ها] ما را کمک می‌کند؛ تا به‌صورتِ بایسته میزبان این ماه باشیم، این است که: ما از رمضان چه می‌خواهیم؟ و با چه رویکردی می‌توانیم این ماه را میزبان باشیم؟

صفحاتی که فرا روی‌تان قرار دارد، مباحثی‌است در پاسخ به پرسش‌ها.
خدا به اهدافِ ما آگاه است و اوست که به راهِ راست و استوار رهنمایی می‌کند.

ماه مبارک رمضان، زمینه‌های مختلف و متعدّدی را برای فرد مؤمن و مسلمان مهیّا می‌سازد؛ تا بدان وسیله‌ها ضمیرش را حیات بخشد و پیوندش را با خدا ناگسَستَنی گرداند [که هریکی از آن خدمت‌تان عرض می‌گردد]؛

روزه‌
روزه؛ وسیله‌ی بزرگی‌است برای رام‌ساختن نفْس و تسلُّط بر خواهشات آن. نفْس مانعِ بزرگ و سدِّ قویمی‌است فرا راهِ بازگشت بنده‌های خدا به‌سوی حق تعالی. از وظایفِ بزرگ، همیشگی و دوامدارِ نفْس این است که همواره بندگان را از ادای حقّ [به‌معنای جامع و گسترده‌ی آن] باز می‌دارد و فرار می‌دهد و بهترین و بزرگ‌ترین وسیله‌ای که می‌توان توسّط آن بر نفس غالب شد، همانا روزه‌ می‌باشد؛ زیرا توسّط آن بذر شهوت [و خواهشات طغیان‌زای نفسانی] به ضعف می‌گراید.

پس اگر خواسته باشیم که از این‌ وسیله‌ی مهم بهره بریم، بایستی روزهای این ماه را به خواب سپری نکنیم و در صَرف طعام و آشامیدن نوشیدنی‌ها در هنگام افطار، راه وسط و مسیرِ اعتدال را در پیش گیریم. توأم با اجتناب از خوردن و آشامیدن، می‌باید از سخنان زیاد و خنده‌های بیش از حدّمان نیز بکاهیم و آن‌ها را تقلیل بخشیم و این حدیث پیامبر صلی الله علیه وسلم را شِعار خود قرار دهیم که «أمْسِكْ عَلَيْكَ لِسانَك»(المعجم الکبیر للطبرانی، شمارۀ حدیث: 741. نگاه: صحیح الترغیب و الترهیب، شمارۀ حدیث: 3331.) یعنی زبانت را محکم گیر و سعی ورزیم تا گفته‌های‌مان عاری از یاوه‌سرایی‌ها و دیگر آفت‌های لسانی بوده باشد.

تعلق با مسجد؛
مسجد، نقش بزرگی در روشنایی ضمیر آدمی دارد. الله – جل جلاله – می‌فرماید:
«يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» [نور: 35]
یعنی خدا هر كه را بخواهد به نور خود رهنمود می‌كند و خداوند برای مردمان مَثل‌ها می‌زند و خداوند آگاه از هرچيزی‌است.
الله متعال در جای دیگر، مسجد را بهترین مکان نورافروزی‌اش می‌خواند، آن‌جا که می‌فرماید:

«فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ» [نور: 36]
یعنی در خانه‌هایی كه خداوند اجازه داده‌است برافراشته شوند و در آن‌ها نام خدا برده شود [و با ذكر و ياد او و با تلاوت آيات قرآنی و بررسی احكام آسمانی آباد شود. خانه‌های مسجدنامی كه] در آن‌ها سحرگاهان و شام‌گاهان به تقديس و تنزيهِ يزدان می‌پردازند.

در مساجد، قلب‌ها بر طاعت خداوند متعال أُنس می‌گیرند و نفْس از معصیت‌ها دوری می‌گزیند. پیامبر اکرم – صلی الله علیه وسلم – می‌فرماید:

«ألا أدلُّكَم على ما يَمْحُو اللَّهُ بِهِ الْخَطايا، ويرْفَعُ بِهِ الدَّرجات؟» قالوا: بلى يا رسُولَ اللَّه، قال: «إسباغ الْوُضوءِ على الْمَكَارِهِ وكَثْرةُ الْخُطَا إِلَى الْمسَاجِد، وانْتِظَارُ الصَّلاةِ بعْدِ الصَّلاةِ ، فَذلِكُمُ الرّبَاطُ.» (صحیح مسلم، شمارۀ حدیث: 610)

یعنی آيا شما را به چيزی رهنمایی نکنم که به ذریعه‌ی آن گناهان محو گشته و درجات بلند شوند؟ گفتند: آری يا رسول الله! فرمود: کامل‌ساختنِ وضوء در سختی‌ها و قدم‌زدنِ زياد به‌سوی مساجد و منتظرماندن برای نماز، بعد از ادای نماز، پس اين سنگر را محکم گيريد.

قرآن‌کریم؛
رمضان، ماه قرآن است و یکی از اوامری که رسول اکرم – صلی الله علیه وسلم – [امّت اسلامی را] بدان فرا خوانده‌است، همانا تدریس و تعلیم‌دهی کلام وحی است؛ زیرا قرآن وسیله‌ی بزرگی‌است که قلب‌ها را بهبود می‌بخشد و نورِ هدایت را در آن می‌افشاند، الله متعال می‌فرماید:

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ»[یونس: 57]
(ای مردمان! از سوی پروردگارتان برای شما اندرزی [جهت رهنمود زندگی] و درمانی برای چيزهایی كه در سينه‌هاست [همچون كفر و نفاق و كينه و ستم و دشمنی با حق و حقيقت] آمده‌است [كه قرآن نام دارد] و هدايت و رحمت برای مؤمنان است.)

هر اندازه‌ای که پیوند مسلمان با قرآن محکم شود، اتصالش با خدا مستحکم می‌گردد. رسول کریم – صلی الله علیه وسلم – فرمودند:

«أَبشِروا !! فإنَّ هذا القرآنَ بِيَدِ الله، وطرفه بأيديکم، فتمسّکوا به، فانّکم لن تهلکوا و لن تضلّوا بعده ابداً»(تفسیر روح البیان: 2/300)
یعنی؛ مژده باد! اين قرآن يک طرفش در دست خدا و طرف ديگرش در دست شماست. پس بدان تمسّک جوييد که هرگز نه هلاک می‌شويد و نه گمراه.

این وسیله‌ی بزرگ [یعنی قرآن عظیم‌الشأن] هرگز به تحقّق مقصودش نخواهد پرداخت و قطعاً مایه‌ی هدایت، شِفا و روشنایی نخواهد گشت؛ مگر زمانی‌که معامله و برخورد ما با قرآن طبق روش، رهکار و برنامه‌ی الهی بوده باشد. قرآن فرود نیامده‌است که صِرف بر زبان‌ها جاری باشد؛ بلکه فرود آمده‌است تا در [معانی و آموزه‌های] آن به تدُّبر بپردازیم و مسایلی را فراچنگ آوریم که برای‌مان سودبخش‌ و مفیدند. خداوند – جل جلاله – فرموده‌است:

«كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ» [ص: 29]
(كتاب پرخير و بركتی‌است و آن را برای تو فرو فرستاده‌ايم؛ تا در باره‌ی آيه‌هايش بينديشند.)

برخی از گذشتگان گفته‌اند: «هیچ فردی با قرآن مجالست نمی‌کند؛ مگر اینکه یا کامیاب و رستگار به بار می‌آید و یا زیانمند و ناکام می‌گردد؛ چون خداوند – جل جلاله – فرموده‌است:

«وَ نُنَزِّلُ مِنَ القُرْءانِ مَا هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنيِنَ» [إسراء: 82]
یعنی؛ و ما آياتی از قرآن فرو می‌فرستيم که مايه‌ی بهبودی دل‌ها (از قساوت قلب و بيماری‌های جهل و گمراهی) و رحمت مؤمنان است.

[آری]؛
قبل از این، کلامِ الهی را بارها و بارها خوانده‌ایم، در حالی که یگانه مقصودمان از این امر، ختم قرآن بوده و بس؛ بلکه برخی از مایان در ختم قرآن – علی‌الخصوص در ماه مبارک رمضان – با همدیگر به مسابقه می‌پردازند؛ مگر ما از چنین خواندن‌ها و تلاوت‌ها سودی خواهیم برد؟! تا زمانی‌که قرآن بر زبان‌ها رانده شود و حضور قلبی را جایگاهی در آن نباشد، هیچ‌گونه تحوّل و تغییری در ما ایجاد نخواهد گشت، درست همانند درخت بزرگ و تنومندی که فایده‌اش اندک باشد و این گفته‌ها، سخنانی‌اند که صالحان و نیک‌سرشتان از گذشته تا حال بدان تأکید ورزیدند.

علی – رضی الله عنه – فرمودند: «قرائتی که با اندیشه و تأمُّل همراه نباشد، خیری در آن نیست.» (سلسلة الأحادیث الضعیفة والموضوعة واثرها السیئ فی الأمة، شمارۀ حدیث: 734)
حسن بصری – رحمه الله – می‌فرماید: «قلبت چگونه نرم گردد، در حالی‌که مقصودت از خواندنِ قرآن ختم سوره‌ها باشد.»(شرح الأربعین النوویة: 117)

ابن قیِّم – رحمة الله علیه – نیز بر این امر تأکید فرموده و می‌گوید: «هیچ‌چیزی به اندازه‌ی تلاوت قرآن توأم با اندیشه و تفکّر، به قلب انسان، سودرسان و فایده‌بخش نیست و اگر مردمان می‌دانستند که در قرائتِ قرآن و تدبّر در آن چه چیزهایی نهفته‌است، مسلّماً از تمامی کارهای دیگر می‌بُریدند و به قرائت قرآن اشتغال می‌یافتند.
تلاوت کردن یک آیه‌ای از قرآن – که تفکّر و اندیشه را در بر داشته باشد – بهتر از ختمِ آن بدونِ فهم و اندیشه‌است.» (مفتاح دار السعادة: 1/187)
ماه مبارک رمضان، بایستی سرآغازی باشد برای تعامل واقعی‌ات با قرآن‌کریم.

قیام‌اللیل(شب‌زنده‌داری)؛
شب‌زنده‌داری از وسایل مهمّی‌است که قلب‌ها را حیات می‌بخشد. پیامبر – صلی الله علیه وسلم – فرمودند:
«عَلَيْكُمْ بِقِيَامِ اللَّيْلِ، فَإِنَّهُ دَأْبُ الصَّالِحِينَ قَبْلَكُمْ، وَقُرْبَةٌ إِلَى اللَّهِ، وَتَكْفِيرٌ لِلسَّيِّئَاتِ، وَمَنْهَاةٌ عَنِ الإِثْمِ، وَمَطْرَدَةٌ لِلدَّاءِ عَنِ الْجَسَدِ.» (سنن ترمذی، شمارۀ حدیث: 3549. نگاه: صحیح و ضعیف سنن الترمذی، شمارۀ حدیث: 3549)

یعنی به نماز شب پایبند باشيد كه انجام آن رسم و شيوه‌ی صالحان قبل از شما بوده و باعث نزديكی به خداوند و دورشدن از گناهان و كفاره‌ی سيئات و دافع دردهای جسمانی می‌گردد.

الله – جلَّ جلالُه – قبل از‌ اینکه دیگر فریضه‌ها و واجبات را پدید آورد و حدود را مشروعیت بخشد و حتّی پیش از اینکه نمازهای پنج‌گانه را بر پیامبر – صلی الله علیه وسلم – و یارانش – رضوان الله علیهم اجمعین – فرض گرداند، «قیام‌اللیل» را بالای‌شان مؤکَّد ساخت؛ زیرا زمانی‌که آدمی با پروردگارش خلوت می‌گزیند و در سیاهه‌ی شب، قلبش را به او متوجّه سازد، ضمیرش پاک می‌گردد و فایده‌ها[ی مادّی و معنوی از آسمان مواهبِ الهی] بر ‌او فرود خواهند آمد.

این وسیله‌ی عظیم [یعنی قیام‌اللیل و شب‌زنده‌داری] وسیله‌ای‌است که بین اندیشه در قرآن و رکوع و سجود ارتباط برقرار ساخته و خضوع، فروتنی، انکسار و شکستگی در برابر مولای حقیقی را در کِنار هم قرار می‌دهد و از مهم‌ترین وسایل تقرُّب و نزدیکی به‌سوی آفریدگار هستی‌است. پس نباید از کِنار این شب‌ها بدون «قیام‌اللیل» و شب‌زنده‌داری‌ها در گذریم، بهتر است که بعد از ادای تراویح، قبل از دمیدنِ سپیده‌ی صبح بر خیزیم و وقتِ کافی‌ای را برای تهجُّد و استغفار اختصاص دهیم تا بدین‌وسیله طعم حقیقی زندگی را توأم با استشمام نسیمِ خوشگوار صبح‌گاهی بچشیم… در حالی‌که با خدای رحمن در مناجات و راز و نیاز قرار داریم.

امام ابن جوزی – رحمة الله علیه – می‌فرماید: «هنگامی که در سیاهه‌ی شب بر نشستی، عادت و خصلتِ طفلکان را اختیار کن؛ زیرا طفل زمانی‌که از پدرش چیزی را درخواست کرد و پدرش برایش نپرداخت، به گریه و زاری می‌پردازد.»(المدهش، ص: 219)

استفاده از اوقات بافضیلت:
ابن رجب – رحمة الله علیه – می‌گوید:
«الله – سبحانه و تعالی – بعضی از ماه‌ها را بر برخی دیگر برتری داده‌است؛ چنان‌که برخی از ایّام و شب‌ها را بر دیگر شب‌ها و روزها فضیلت بخشیده‌است و شبِ «قدر» را بهتر از هر شبی قرار داده‌است. پس نیک‌بخت کسی‌است که مَوسم‌ها[ی مناسب و بافضیلت و] ماه‌ها و ساعت‌ها را غنیمت شمارد و در آن اوقات به‌سوی مولایش بشتابد.

پیامبر – صلی الله علیه و سلم – فرمودند: ((إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٌ، فَتَعَرَّضُوا لَهُ، لَعَلَّهُ أَنْ يُصِيبَكُمْ نَفْحَةٌ مِنْهَا، فَلا تَشْقَوْنَ بَعْدَهَا أَبَدًا)) (المعجم الأوسط، شمارۀ حدیث: 2856)

یعنی؛ قطعاً پروردگارتان در بقيه‌ی ايّامِ روزگارِ «زندگی»تان، دهش‌ها و بخشش‌هایی دارد. پس خود را برای آن‌ها پيش افگنيد، چه بسا دعایی با رحمتی موافقت و همراهی كند. پس صاحبش به‌وسيله‌ی آن به سعادتی نايل گردد كه بعد از آن هرگز و برای هميشه زيان‌مند نشود. (ایاماً معدودات، ص: 18)

این خوش‌بویی‌ها، نصیب کسی خواهد گشت که بدان [یعنی دعا و نیایش در تاریکی‌های شب] اقدام ورزد؛امّا فردی‌که از انجام آن غافل ماند، تسلیّتش باد!

امام [شهید] حسن‌البنّا – رحمة الله علیه – می‌فرماید:
«برادر عزیز! … فرارویَت جولانگاه‌های طاعت، ایّامِ عبادت و شب‌های قُربت قرار دارند. پس مساعی به خرج ده؛ تا از جمله‌ی ذاکران و یادکنندگان باشی، نه غافلان و بی‌خبران، در صفّ عمل‌گرایان باشی نه فرومایگان [و بی‌عملان]، وقتت را غنیمت شمار؛ زیرا وقت، شمشیر[ی را می‌ماند که در صورت عدمِ استفاده‌ی درست از آن، آدمی را خواهد بُرید]. وقت‌تلفی‌ها را ترک کن که به ضررت تمام خواهد شد.» (مقالات متنوعة جدیدة؛ الوقت هو الحیاة. از امام شهید حسن‌البنّا)
اگرچه ماه مبارک رمضان را فضیلت‌های ویژه‌ا‌ی نسبت بر دیگر ماه‌هاست؛ امّا شب «قدر»، دارای شرافتِ بزرگ و عظیمی‌است.

رسول اکرم – صلی الله علیه وسلم – فرمودند:
«مَنْ قَامَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ إِيمَانًا وَاحْتِسَابًا غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ.»
یعنی، هر کس شب‌های قدر را با ايمان و امّيد به اجر و پاداش بيدار و در آن‌ها به عبادت بپردازد، گناهان پيشينِ او بخشيده می‌شوند.

شب «قدر» را در ده روزِ اخیر ماه رمضان بباید جُست و برای به‌دست‌آوردن آن سعی باید ورزید. هنگامی‌که ده روزِ اخیر ماه رمضان فرا می‌رسید. پیامبر – صلی الله علیه وسلم – شب‌زنده‌داری می‌کرد و خانواده‌اش را – نیز – بیدار می‌ساخت.

اعتکاف؛
مسکن‌گزینی در مسجد، جهت طاعت و عبادت الله متعال را اعتکاف می‌خوانند. اعتکاف در رمضان و غیر رمضان مستحب می‌باشد؛ امّا رمضان افضل و بهتر است – و علی‌الخصوص در دهِ اخیر رمضان – تا مُعتکف به ذریه‌ی آن، شب «قدر» را دریابد؛ [آری!] شبی‌که بهتر از هزار ماه‌است. اعتکاف در حقیقت خلوت‌گزینی واقعی با خداوند متعال است؛ خلوت‌گزینی که نمازهای جماعت [ و دیگر فریضه‌ها و آموزه-های اسلامی را] از انسان نمی‌گیرد. پس بایستی وقت را – اگرچه کم و اندک است – غنیمت شماریم…

ابن رجب – رحمة الله علیه – می‌فرماید: «اعتکاف واقعی، قطع تعلُّقات از آدمیان به‌خاطر اتصال به آفریدگار هستی‌است.» (أیّاماً معدودات، ص: 19)

دعا؛
دعا عینِ عبادت و مُمَثِّل فقر، فروتنی، انکسار و شکسته‌گی بنده‌ها در پیشگاه کسی‌است که پادشاهی تمام اشیا به‌دست اوست. این‌جا اوقات و ساعت‌های موجودند که دعا و نیایش در چنان ساعت‌هایی از فضیلت ویژه‌ای برخوردار می‌باشند، مثل: بین أذان و اقامه بعد از نمازها در ثُلثِ اخیر شب، روز جمعه هنگامی‌که خطیب به منبر بُلند می‌شود تا اختتام نماز، در ساعاتِ اخیر این روز، شب قدر هنگام فرودآمدن باران و … دعا و نیایش روزه‌داران و مسافران مورد پذیرش الهی‌است، هر شبی از شب‌های ماه مبارک رمضان، رهیدن از آتش جهنَّم است و بهترین حالت اتصال و ارتباط بنده‌گان با الله – جل جلاله – سجده‌است… پس سعی ورزیم تا از راندنِ دعاها بر سر زبان‌ها بدون حضور و توجّه قلبی برحذر باشیم و اجتناب ورزیم.

پیامبر رحمت – صلی الله علیه وسلم – فرمودند:
«وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ لا يَسْتَجِيبُ دُعَاءً مِنْ قَلْبٍ غَافِلٍ لاهٍ» (سنن ترمذی، شمارۀ حدیث: 3479. نگاه: صحیح و ضعیف سنن الترمذی، شمارۀ حدیث: 3479.)
یعنی، آگاه باشید که خداوند – جل جلاله – دعای قلب غافل و غفلت‌زده را نمی‌پذيرد.

کوشا باشیم تا [در این ماه بابرکت بعد از عبادت و شب‌زنده‌داری‌ها] برای برادران مظلوم و مستضعف‌مان در تمام نقاط گیتی و – خصوصاً – برادرانِ دربندِ فلسطینی‌مان دعا کنیم و هم‌چنان بر علیه طواغیتِ مستبد و ستم‌گری دعا کنیم که پیوسته با خدا و پیامبر در ستیزند [و بر علیه مسلمانان صفّ می‌آرایند و توطئه می‌چینند]؛ تا باشد که حقّ تعالی اضطراب و اندوه‌گینی‌ها را از ما بزداید، غم‌های‌مان را دور سازد و کمک‌های موعودش را بر ما فرود آورد:
«وَكَانَ حَقّاً عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ» [روم: 47]
(و همواره ياری مؤمنان بر ما واجب بوده‌است.)

صدقه؛
هر نگرش‌گری که در کلام الهی به تأمل بنشیند، آیاتِ فراوانی بر رُخش جلوه خواهند کرد که الله متعال – جل جلاله – مردمان را به انفاق در راه خودش فرا خوانده‌است. با وجودی‌که رسول اکرم – صلی الله علیه وسلم – سخاوت‌مندترینِ مردمان بود؛ امّا در رمضان بر سخا و بخشندگی‌اش می‌افزود.

الله متعال می‌فرماید:
«خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا» [توبه: 103]
(از اموال آنان زكات بگير تا بدين‌وسيله ايشان را [از رذایل اخلاقی و گناهان و تنگ‌چشمی] پاک داری و ايشان را بالا بری.)
صدقه دارای فضیلت بزرگی در دنیا و آخرت، مداوای امراض و بیماری‌ها، زداینده‌ی گرفتاری‌ها و سختی-ها، آسان‌گرِ کارها، جلّابِ روزی‌ها، خاموش‌سازِ غضب پروردگار و زایل‌کننده‌ی آثار گناه‌ها و معصیت-هاست. صدقه در روز رستاخیز، بالای صدقه‌دهنده‌گان سایه می‌گسترد و او را از عذاب جهنَّم می‌رهاند… [آری!] صدقه، عهدنامه‌ی مؤثقی‌است جهت بازگشت بندگان به‌سوی خدا.

الله – جَلَّ جلالُه – می‌فرماید:
«فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ» [روم: 38]
(پس حق نزديكان و حق مستمندان و واماندگان در راه [كه صدقه و زكات است] بده. اين برای كسانی‌كه ذات خدا را می‌جويند [و راه رضای الله را می‌پويند] بهتر [از هر چيز ديگری است.])

هیچ فردی [اگر توان و استطاعت داشته باشد] در تَرک صدقه معذور نیست. خداوند متعال در ادای صدقه، اندازه‌ی معیَّنی را تعیین نکرده‌است و دروازه‌ی صدقه بر رخ همگان گشاده‌است و هر فردی به اندازه‌ی توانش آن را می‌پردازد.

تفکّر و یاد خدا؛
یاد خدا؛ قوّت قلب‌ها و مادّه‌ی حیاتِ آن است. رسول الله – صلی الله علیه وسلم – فرمودند:
«مَثَلُ الَّذِي يَذْكُرُ رَبَّهُ، وَالَّذِي لا يَذْكُرُ رَبَّهُ؛ مَثَلُ الْحَيِّ وَالْمَيِّتِ» (صحیح البخاری، شمارۀ حدیث: 6407)
یعنی؛ مثال كسی كه پروردگارش را ذكر می‌كند و كسی كه پروردگارش را ذكر نمی‌كند، مانند شخص زنده و مرده‌است.
ابن تیمیه – رحمة الله علیه – می‌فرماید: «ذکر و یاد خدا برای قلب، حیثیّت آب برای ماهی را دارد. پس ماهی چه خواهد کرد هنگامی‌که از آب جدا گردد. دیوارهای بهشت توسّط ذکر و یاد خدا – جل جلاله – بنا نهاده‌ می‌شوند. پس زمانی‌که ذاکر از ذکر اجتناب می‌کند، فرشته‌ها از بنای آن باز می‌ایستند و هنگامی‌که ذکرکننده دوباره به یاد خدا پرداخت، فرشته‌ها دوباره به تعمیر دیوارها می‌آغازند.» (الوابل الصیب، ص: 63.)

محاسبه‌ی نفْس؛
بعد از اینکه روزهایی از رمضان در گذشت، ره‌دهی و قیادتِ نفْس به آسانی می‌گراید. در چنان برهه‌ای بایستی به محاسبه و بازپرسی نفْس و کردارهای گذشته‌ی‌مان بپردازیم… این‌جا مجال‌های فراوانی برای محاسبه‌ی خویشتن وجود دارد که حیات مسلمان را از تمام جوانب و نواحی در بر می‌گیرد.

جولانگاه محاسبه
أ) عبادت‌های بدنی؛ از قبیل: نمازهای پنچ‌گانه – در اوّل وقت آن در مسجد – سنّت‌ها و مؤکّدات، اذکار بعد از نماز، روزه‌ی رمضان و استحبابی، مداومت بر انفاق فی سبیل الله، اذکارِ صبح‌گاهی و شام‌گاهی، پیادهکردنِ سنّت‌ها در گفتارها و کردارها؛

ب) معصیت‌های بدنی؛ از قبیل: غیبت و سخن‌چینی، نیش‌خندزنی‌ها، استهزا و تمسخر به دیگران، جنگ و ستیزه‌جویی، افشای اسرار و رازها، بی‌آبروسازی و طعنه‌زنی‌ها، دروغ‌های ناحق و هذیان‌گویی‌ها، عدم حفاظت از چشم‌ها و دیده‌گان، فرورفتن در باطل‌ها، شدّت غضب و وعده‌خلافی‌ها؛

ج) عبادت‌های قلبی؛ از قبیل: خشوع در نماز، خوف از [عذاب خدا] و هراس از مراقبتش، رضایت به مقدّرات الهی، توکل، شکیبایی در هنگام مصیبت و گرفتاری‌ها و شکران نعمت‌ها؛

د) معصیت‌های قلبی؛ از قبیل: نازیدن به اَعمال و کارکردها، دوست‌داشتنِ ستایش خودی در نزد دیگران، حسادت، غرور و تکبّر، خودبینی و تفاخر، منت‌گذاری در مقابل احسانات، پیروی از هوی و هوس، حقیرشماری دیگران و بدگمانی نسبت بدان‌ها و…؛

و) حقوق؛ مثل: حقوق زن، اولادها، پدر و مادر، ارتباط با خویشاوندان، حقوق همسایه‌ها، حقوق راه، دعوت، اخوّت و ..؛

ی) فضایل اَعمال؛ چون: کوشش برای رفع حاجت‌های مردم، تواضع و فروتنی، عیادت و خبرگیری از بیماران، اشتراک در جَنازه‌ها، نیکی به دیگران، سپردنِ امانت به اهل آن، تبسُّم همیشگی و گشاده‌رویی، مداومت بر اَعمال و …؛
بر ماست که بعد از هر نشستی از این نشست‌ها و جلسات، پیوسته از خداوند متعال آمرزش طلب کنیم و استغفار نماییم و نماز «توبه» بخوانیم.

الله متعال می‌فرماید:
«وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ» [آل‌عمران: 135]

(و كسانی كه چون دچار گناه [كبيره‌ای] شدند، يا [با انجام گناه صغيره‌ای] بر خويشتن ستم كردند، به ياد خدا می‌افتند [و وعده و وعيد و عقاب و ثواب و جلالت و عَظَمت او را پيش چشم می‌دارند و پشيمان می‌گردند] و آمرزش گناهان‌شان را خواستار می‌شوند – و به جز خدا كيست كه گناهان را بيامرزد؟ – و با علم و آگاهی بر [زشتی كار و نهی و وعيد خدا از آن] چيزی كه انجام داده‌اند پافشاری نمی‌كنند.)

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*