وروستي

حکم زنی که شوهرش به وی به سبب مشاجره خانوادگی لفظ طلاق گفته باشد چیست؟

حکم زنی که شوهرش به وی به سبب مشاجره خانوادگی لفظ طلاق گفته باشد چیست؟ حکم زنی که شوهرش به وی به سبب مشاجره خانوادگی لفظ طلاق گفته باشد چیست؟

چندی پیش بین من و شوهرم اختلافی پیش امد و مجبور شدم به خانه پدری بروم در ان وقت مشاجرهای که بینمان شد شوهرم به من گفت این چیزی را که میگویم را گوش کن ” طلاق طلاق طلاق ” من این را به خانواده نگفتم خیلی از این حرفش ناراحت شدم نمیدانستم چکار کنم پیش یک روحانی رفتم این قضیه را گفتم وقتی شنید گفت برو کارهای جایی از شوهرت را پیگیر باش دیگر تو برایش حرام هستی وقتی دنبال این قضیه رفتم شوهرم پیش من گفت از عصبانیت گفتم اما پیش روحانیون گفت اصلا چنین حرفی نزدم و منکر گفتن طلاق شد با این حال که بهاش زندگی میکنم فکرم نسبت به این موضوع مشغول شده است نمی دانم تکلیفم چیست؟ لطفا راهنمایی کنید ؟

الحمدلله،

اگر چنانکه در سوال بدان اشاره شد شوهر شما از لفظ طلاق استفاده کرده باشد ، شکی نیست که طلاق رخ داده است، و شما باید از وی کناره بگیرید زیرا نزدیکی شما با هم حرام است.

در حقیقت این نوع طلاق را طلاق صریح گویند و آن است که از معنای کلام هنگام تلفظ فهمیده می‌شود و لفظ، احتمال غیرآن معنی را ندارد. مانند اینکه بگوید : تورا طلاق دادم، یا مطلقه‌ای، و دیگر مشتقات لفظ طلاق.

با این لفظ طلاق واقع می‌شود، هرچند بی‌هدف و یا به قصد شوخی آن را بگوید و نیت طلاق نداشته باشد؛ بدلیل حدیث ابوهریره از پیامبر صلی الله علیه وسلمکه فرمود : (ثلاث جدهن جد، و هزلهن جد : النکاح و الطلاق و الرجعة) «سه چیز است که شوخی و جدی در آنها، جدی است : نکاح، طلاق و رجوع کردن». [الإرواء 1826]،

اما در مورد عصبانیت؛ شیخ ابن باز رحمه الله در مورد طلاق هنگام خشم و عصبانیت می گوید:”

1-     اگرخشم شدید باشد و اسباب آن واضح و مشخص باشند، طلاق واقع نمی شود.

2-    اگر خشم و ناراحتی شعور ودرک او را  از بین نبرده باشد و او بر اثر خشم مثل دیوانه ها نباشد طلاق واقع می شود، اما خشمی که انسان بداند چه کار می کند و تنها خشمگین شدن نزد همه از وقوع طلاق مانع نمی شود.

 بنابراین خشمگین شدن سه حالت دارد:

1-حالتی که به اجماع در آن طلاق واقع می شود؛ و این زمانی است که خشم به صورت عادی باشد و شدید نباشد.

2-حالتی که به اجماع در آن طلاق واقع نمی شود، وآن حالتی است که خشم چنان شدید است که درک فرد را از بین می برد و فرد در آن حالت از زمره ی دیوانگان قرار می گیرد.

3-حالتی که در میان این دو حالت قرار دارد که مورد اختلاف است و قول راجح همین است که طلاق واقع نمی شود، چون فردی که به شدت خشمگین می شود، نمی تواند خودش را کنترل کند و طلاق ندهد؛ چون شدت خشم او را ناچار می کند تا برای خاموش کردن آتش خشم، طلاق دهد. این به مانند کسی است که به زور از او طلاق گرفته   می شود.

این حالتهای سه گانه را جمعی از علما ذکر کرده اند. از آن جمله شیخ  الاسلام ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم (رحمه الله)، و در حالتی که  بین دو حالت دیگر قرار دارد گفته اند که طلاق واقع نمی شود و این فرد مانند کسی است که به اجبار و اکراه طلاق گرفته می شود و یا مانند کسی است که عقلش را از دست داده است بنابراین طلاق واقع نمی شود. (ن ک اعلام الموقعین 4/50-52 و«طلاق الغضبان» ص 69-71 هر دو کتاب اثر ابن قیم (رح) هستند.)”( مجموع فتاوی و مقالات متنوعة (21/372)).

اما با توجه به اینکه شوهر شما متاسفانه سه بار از لفظ “طلاق” استفاده کرده است، بر طبق رای برخی از علما شما حق رجعت نیز ندارید و برای بازگشت لازمست با میل و اراده خود با شخص دیگری ازدواج کنید بعد آن مرد از روی اختیار ( نه اینکه قبلا چنین قرار گذاشته باشید که بعد از نکاح زن را طلاق دهد) زنش را طلاق دهد، بعد او می تواند نزد شوهر اولش بازگردد،ولی برخی دیگر از علما گفته اند که فقط یک طلاق محسوب می شود و زن پس از پایان عده خود می تواند با نکاح جدید نزد شوهرش باز گردد و بنظر می رسد این رای صحیحتر باشد، در این مورد شیخ ابن باز رحمه الله می گوید:

” در این که مرد زنش را سه طلاق یکجا بدهد تفصیل است: یکی این که سه طلاق را در زمان اوقات متعددی، می دهد و در عدّت یا بعد از اتمام عدّت با نکاح جدید رجوع کند، سپس برای بار دوم طلاقش می دهد و در عدّت و یا با نکاح جدید بعد از پایان عدت رجوع می کند، سپس طلاق سوم را می دهد که با دادن طلاق سوم زن بر او حرام   می شود؛ مگر آن که شوهری دیگر بگیرد و شوهر دوم بعد از آمیزش او را طلاق دهد؛ اما به شرط آن که نکاح از روی میل و رغبت باشد.

 چون الله تعالی می فرماید:« فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجًا غَیْرَهُ » [بقره: 230]

«اگر زن را طلاق داد برایش حلال نیست؛ مگر آن که با شوهری دیگر ازدواج کند»

 علما بر این اجماع کرده اند، و صورت های دیگری به این صورت نزد عموم اهل علم ملحق می شود از آن جمله اینکه به زنش بگوید تو طلاقی، تو طلاقی، تو طلاقی و در این صورتها نظرش تأکید یا فهمیدن نباشد و از آن جمله این که بگوید: تو طلاقی و  طلاقی و طلاقی و امثال این در همه ی این صورتها هر سه طلاق واقع می شوند و رجوع برای مرد حلال نیست؛ مگر آن که زن با شوهری دیگر ازدواج کند و ازدواج از روی علاقه و به دلخواه باشد و شوهر دوم با او آمیزش کند و سپس طلاقش دهد.

 همچنین عایشه رضی الله عنها روایت می کند: زن رفاعة القرظی که شوهرش او را طلاق قطعی و مغلّظه داده بود با عبدالرحمن بن زبیر ازدواج کرد و به پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ گفت: که عبدالرحمن با او آمیزش نکرده است؛ پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ به او گفت:« أَتُرِیدِینَ أَنْ تَرْجِعِی إِلَی رِفَاعَةَ لَا حَتَّی تَذُوقِی عُسَیْلَتَهُ وَیَذُوقَ عُسَیْلَتَکِ »

« آیا می خواهی دوباره نزد رفاعه برگردی؟ نه مگر آن که تو و او (عبدالرحمن ) همبستر شوید » بخاری(2639)،مسلم(1433)

 از صورتهای طلاق ثلاث یکی این است که مرد سه طلاق را در یک جمله بدهد. مثلاً بگوید تو سه طلاق هستی. در این صورت، جمهور علما می گویند: هر سه طلاق واقع می شود و زن بر شوهرش حرام می گردد؛ مگر آن که بعد از ازدواج با شوهری دیگر نزد او برگردد. جمهور از آیه ی مذکور دلیل می گیرند و از این که عمر بن خطاب رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ سه طلاق را سه تا حساب می کرد.

 گروهی دیگر از علما گفته اند که: یک طلاق به شمار می آید و شوهر در دوران عدّت  می تواند رجوع کند و اگر عدّت تمام شد با نکاح جدید می توان رجوع کند، و از حدیثی استدلال کرده اند که در صحیح مسلم از ابن عباس رضی الله عنهما روایت شده است که گفت: «کَانَ الطَّلَاقُ عَلَی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَأَبِی بَکْرٍ رضی الله عنه وَسَنَتَیْنِ مِنْ خِلَافَةِ عُمَرَ رضی الله عنه طَلَاقُ الثَّلَاثِ وَاحِدَةً فَقَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ رضی الله عنه: إِنَّ النَّاسَ قَدْ اسْتَعْجَلُوا فِی أَمْرٍ قَدْ کَانَتْ لَهُمْ فِیهِ أَنَاةٌ، فَلَوْ أَمْضَیْنَاهُ عَلَیْهِمْ، فَأَمْضَاهُ عَلَیْهِمْ» مسلم(1472)

« طلاق در زمان رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ و دوران ابوبکررَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ و تا دو سال در زمان خلافت عمررَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ به همین صورت بود که سه طلاق یکی بشمار می آمد، آنگاه عمررَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ  گفت: مردم در کاری  شتاب می ورزند که به آن ها مهلت داده شده است. اگر طلاق را واقع کنیم بهتر است، آنگاه بر آنان طلاق را واقع کرد.»

  در روایتی دیگر در مسلم آمده است که ابوالصهباء  به ابن عباس رضی الله عنهما گفت: آیا در زمان پیامبرصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ و دوران ابوبکر و دو سال از زمان خلافت عمر سه طلاق یکی به حساب نمی آمد؟ ابن عباس رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ گفت: بله و همچنین از حدیثی استدلال کرده اند که امام احمد در مسند با سند جیّد از ابن عباس روایت کرده است: که ابا رکانه همسرش را سه طلاق داد و سپس ناراحت و غمگین شد؛ آنگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم همسرش را به او بازگرداند و گفت: یک طلاق به شمار می آید.

آنها این حدیث سابق را بر این حمل کرده اند که دادن سه طلاق با یک کلمه یکی به شمار می آید، تا بین این دو حدیث و آیه کریمه ی مذکور جمع شود، نظر ابن عباس در روایت صحیحی که از او نقل شده همین است و در روایتی دیگر از او نقل شده که قول اکثریت را پذیرفته است و از علی و عبدالرحمن ابن عوف  و زبیر بن عوام رضی الله عنهم روایت شده که آنها سه طلاق با یک کلمه را یک طلاق حساب می کردند. از تابعین محمد بن اسحاق صاحب سیرت و گروهی از علمای متقدمین و متأخرین بر همین عقیده هستند. شیخ الاسلام ابن تیمیه و شاگردش ابن قیمّ رحمۀ الله علیهما همین قول را گفته اند و ما به همین فتوا می دهیم چون به همه ی نصوص عمل می شود و برای مسلمین آسانتر و بهتر است.

اما مسأله دوم: این که شوهر به همسرش بگوید: برو پیش خانواده ات. پاسخ این است: اگر منظور شوهر با گفتن این جمله طلاق باشد یک طلاق واقع می شود و می تواند در زمان عدّه رجوع کند و اگر عدّه ی زن تمام شده با نکاح جدید رجوع کند. اما اگر منظورش طلاق نباشد چیزی بر او واقع نمی گردد و زنش همچنان زن اوست، چون این جمله و امثال آن از کنایات طلاق به شمار می آیند و با کلمات کنایه طلاق واقع نمی شود؛ مگر آنکه نیت فرد همین باشد؛ چون کعب بن مالک انصاری وقتی دستور داده شد که از زنش کناره گیری کند به زنش گفت: (به خانواده ات بپیوند)؛ اما طلاق واقع نشد، چون منظور او طلاق نبود و بلکه او می خواست تا زنش پیش خانواده اش بماند تا زمانی که الله تعالی در مورد او و دو همراهش دستور می دهد؛ چون او به غزوه ی تبوک نرفته بود، که داستانش در کتابهای سیرت معروف است. بخاری (4418) مسلم (2769)

 همچنین در تفسیر(وَعَلَی الثَّلَاثَةِ الَّذِینَ خُلِّفُوا)[توبه:118] داستان کعب و همراهانش ذکر شده است.

از الله تعالی می خواهم که به من و شما و سایر برادرانمان بینش و آگاهی در دین و پایداری بر آن را عطا نماید و از فتنه های گمراه کننده ما را در امان بدارد.

بی گمان او شنوا و نزدیک است. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.” شیخ ابن باز- مجموع فتاوای ومقالات متنوعة[21/379]

بنابراین شما باید از شوهرتان کناره بگیرید تا اینکه عده خود را تمام می کنید بعد بایستی دوباره نکاح جدید بین شما بسته شود.البته در مدت عده شما می توانید در خانه شوهرتان بمانید ولی حق جماع ندارید، آنچه بر زنی که در عده طلاق رجعی به سر می‌برد واجب است:

بر چنین زنی واجب است که تا پایان عده‌اش در خانه شوهر بماند و برایش جایز نیست که از آنجا خارج شود و شوهر هم حق بیرون کردن او را ندارد، به دلیل فرموده خداوند متعال :

) یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا طَلَّقْتُمْ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ لاَتُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ وَ لاَیَخْرُجْنَ إِلاَّ أَنْ یَأْتِینَ بِفَاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ )  (طلاق : 1)

«ای پیامبر وقتی که خواستید زنان را طلاق دهید، آنان را در وقت فرارسیدن عده طلاق دهید، و حساب عده را نگه دارید، و از خدا که پروردگار شما است، بترسید و پرهیزگاری کنید، و زنان را ازخانه‌هایشان بیرون نکنید و زنان هم بیرون نروند. مگر اینکه زنان کار پلشت و زشت آشکاری انجام دهند».

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*