وروستي

سیمای عاشورا و اعمال عاشورایی در آیینۀ احادیث نبوی

سیمای عاشورا و اعمال عاشورایی در آیینۀ احادیث نبوی

نویسنده: پروفیسور فضل الرحمن فقیهی استاد دانشگاه هرات

مقدمه
روز عاشورا یکی از روزهای تاریخی در زندگی بشریت است که از سابقۀ زیادی برخوردار است. تاریخ این روز، فراز و نشیب هایی را طی کرده و حوادث متعددی در آن اتفاق افتاده است. وقوع حادثۀ شهادت سیدنا حسین رضی الله عنه در این روز و جریانهای سیاسی بعد از این واقعه، سیمای روز عاشورا را در اذهان عامه و حتی در ذهن شماری از اهل دانش تغییر داده است؛ طوری که می‌پندارند، شاید برجستگی و فضیلت روز عاشورا به خاطر شهادت سیدنا حسین و واقعۀ کربلا پدید آمده باشد؛ حال آن که اهمیت و برتری این روز از این حادثه، و حتی از ظهور اسلام هم سابقۀ بیشتر داشته و در تاریخ بیشتر شرایع الهی و آسمانی وجود داشته است. به همین گونه تجلیل و ارزشمندی این روز در طول تاریخ به اشکال گوناگون و به شیوه‌های مثبت و منفی صورت گرفته؛ چنان که گاهی در این زمینه افراط شده و به انجام خرافات بی‌اساسی منجر شده است. این مقاله به بیان حقایقی از تاریخ روز عاشورا و اساس اهمیت و برتری آن می‌پردازد، سیمای عاشورا را در پرتو نصوص شرعی آیینه داری می‌نماید و حکم برپایی مراسم در این روز را به گونۀ کوتاه بیان می‌دارد.
نامیدن عاشورا به یوم الله
نصوص صحیح شرعی، هرچند بیانگر اهمیت روز عاشورا در نزد الله متعال است، طوری که این روز روز برتر و دارای فضیلت می‌باشد و عبادت در آن برتری دارد. اما با وجود این فضایل، روز عاشورا «یوم الله» گفته شده است؛ یعنی روزی از روزهای پروردگار جهان است. امام مسلم از ابن عمر حدیثی را روایت کرده که پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم در مورد عاشورا فرمودند:
«إِنَّ عَاشُورَاءَ يَوْمٌ مِنْ أَيَّامِ اللهِ، فَمَنْ شَاءَ صَامَهُ وَمَنْ شَاءَ تَرَكَهُ» (مسلم، حدیث: 1126).
(هرآیینه روز عاشورا روزی از روزهای خداست؛ هرکه می‌خواهد آن را روزه گیرد و هرکه می‌خواهد روزه نگیرد).

تعظیم عاشورا در نگاه یهودیان و نصرانیان
نصوص احادیث نبوی، بیانگر این است که روز عاشورا در نزد سایر امتها از فضیلت خاصی برخوردار بوده است. این روز حادثاتی را در خود جای داده و به خاطر دارد و از اینرو امتهای گذشته نیز به آن اهمیت قایل بودند و به عبادت در آن می‌پرداختند. نصوص احادیث نبوی، بیانگر اهمیت دادن بیشتر به این روز از جانب یهودیان و نصرانیان است. در حدیثی به روایت امام ابوداود آمده که ابن عباس رضی الله عنهما گفت:
«حِينَ صَامَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَوْمَ عَاشُورَاءَ وَأَمَرَنَا بِصِيَامِهِ، قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنَّهُ يَوْمٌ تُعَظِّمُهُ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «فَإِذَا كَانَ الْعَامُ الْمُقْبِلُ صُمْنَا يَوْمَ التَّاسِعِ» ، فَلَمْ يَأْتِ الْعَامُ الْمُقْبِلُ حَتَّى تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم»(ابوداود؛ حكم الألباني: صحيح)
(وقتی پیامبر صلی الله علیه وسلم روز عاشورا را روزه گرفتند و ما را به روزه گرفتن آن امر نمودند، یاران گفتند: این روزی است که آن را یهود و نصاری بزرگ می‌شمارند، ایشان فرمودند: سال آینده روز نهم را روزه خواهیم گرفت. اما سال آینده نرسید که پیامبر صلی الله علیه وسلم از جهان رحلت کردند).
این حدیث مبارک بیان می‌دارد که یهودیان به روز عاشورا عظمت و بزرگی خاصی قایل بودند و آن را برتر از دیگر روزها می‌شمردند.

عاشورا روز پیروزی موسی علیه السلام بر فرعون
روز عاشورا همچنان که یوم الله نامیده شده در نزد امتهای پیش از اسلام دارای فضیلت و حرمت بوده است. در حدیثی به روایت امام بخاری از ابن عباس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا آمده که پیامبر صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ به مدینه تشریف آوردند. آنگاه یهودیان را دیدند که روز عاشورا را روزه می‌گیرند. فرمودند: این چه خبر است؟ یهودیان به پاسخ شان گفتند: این روز نیکی است که الله متعال بنی اسرائیل را از دشمن شان نجات بخشید، بنابراین موسی علیه السلام آن را روزه گرفت و ما به جهت تعظیم، آن را روزه می‌گیریم. آنحضرت فرمودند:
«فَأَنَا أَحَقُّ بِمُوسَى مِنْكُمْ».
(من به موسی از شما حق دار تر هستم».
بعد از آن روز عاشورا را روزه گرفتند و به روزه گرفتنش فرمان دادند. (بخاری، حدیث: 2004- مسلم، حدیث: 1130).

روز عاشورا و عید گرفتن یهودیان
نصوص شرعی بیانگر این است که یهودیان روز عاشورا را عید می‌گرفتند و در آن روزها به اجرای مراسمی اقدام می‌کردند. در حدیثی به روایت امام مسلم از ابی موسی رَضِيَ اللهُ عَنْهُ، آمده که روز عاشورا را یهودیان بزرگ می‌داشتند و آن را عید می‌گرفتند. وقتی رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، انجام این کارها و عید گرفتن روز عاشورا از جانب یهودیان را دیدند، برای اصحاب خود فرمودند:
«صُومُوهُ أَنْتُمْ». (مسلم، حدیث: 1131- بخاری، حدیث: 2005).
(شما آن را روزه بگیرید).

تعظیم عاشورا در دورۀ جاهلیت
پیش از ظهور اسلام در میان مردم عرب در مکه نیز عاشورا مورد احترام و تقدیر بود. این روز را روزه می گرفتند و با اهمیت می‌شمردند. امام مسلم و امام بخاری از عایشه رضی الله عنها روایت کرده‌اند که مردم قریش روز عاشورا را در دورۀ جاهلی روزه می‌گرفتند. رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ به روزه گرفتن آن امر کردند تا که روزه رمضان فرض شد و بعد فرمودند:
«مَنْ شَاءَ فَلْيَصُمْهُ وَمَنْ شَاءَ أَفْطَرَ». (بخاری حدیث: 1893، مسلم، حدیث: 1125).
(هرکه می خواهد آن را روزه گیرد و هرکه می‌خواهد آن روز را بخورد).
به همین گونه روایت دیگر امام بخاری از عایشه رضی الله عنها بیانگر این است که حتی رسول الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ این روز را پیش از بعثت نیز روزه می‌گرفتند. وی گفته است:
«كَانَ يَوْمُ عَاشُورَاءَ تَصُومُهُ قُرَيْشٌ فِي الجَاهِلِيَّةِ، وَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَصُومُهُ، فَلَمَّا قَدِمَ المَدِينَةَ صَامَهُ، وَأَمَرَ بِصِيَامِهِ، فَلَمَّا فُرِضَ رَمَضَانُ تَرَكَ يَوْمَ عَاشُورَاءَ، فَمَنْ شَاءَ صَامَهُ، وَمَنْ شَاءَ تَرَكَهُ» (بخاری، حدیث: 2002- مسلم، حدیث: 1125).
(مردم قریش روز عاشورا را روزه می‌گرفتند، رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نیز این روز را روزه می‌گرفتند. وقتی به مدینه آمدند این روز را روزه گرفتند و به روزه گرفتنش فرمان دادند، اما وقتی رمضان فرض شد، روز عاشورا را ترک کردند؛ هرکس می خواهد روزه بگیرد و هرکه می‌خواهد ترک کند).

عاشورا و پوش خانۀ کعبه
یکی از مسایلی که دلالت بر اهمیت و برجستگی روز عاشورا در گذار زمان داشته این است که خانۀ کعبه را در این روز پوش می‌کردند. امام بخاری حدیثی را از عایشه رضی الله عنها روایت می کند که وی در ضمن آن می‌گوید: «…كَانُوا يَصُومُونَ عَاشُورَاءَ قَبْلَ أَنْ يُفْرَضَ رَمَضَانُ، وَكَانَ يَوْمًا تُسْتَرُ فِيهِ الكَعْبَةُ…». (بخاری، حدیث: 1592).
(مردم پیش از فرض شدن رمضان روز عاشورا را روزه می‌گرفتند و این روزی بود که خانۀ کعبه در آن پوش کرده می‌شد).
عینی در عمدة القاری می‌گوید که خانۀ کعبه در روز عاشورا پوش می‌شد و خانۀ کعبه در هر سال یک بار و در روز عاشورا پوش کرده می‌شد؛ بعد در زمان معاویه رضی الله عنه، سال دو بار و در زمان مأمون سه بار پوش می‌شد؛ دیباج سرخ در روز ترویه، از قباطی در ماه رجب و از دیباج سفید در روز بیست و هفتم رمضان. (عینی: ج9، ص234).

وجوب روزۀ عاشورا در ابتدا و استحباب آن بعد از رمضان
نصوص احادیث نبوی بیانگر این اند که پیش از فرضیت روزۀ ماه رمضان، روزۀ روز عاشورا واجب بود که باید همگان روزه می‌گرفتند. در حدیث امام بخاری از سلمه بن اکوع روایت شده که پیامبر صلی الله علیه وسلم شخصی را در روز عاشورا فرستادند تا در میان مردم چنین ندا کند:
«إِنَّ مَنْ أَكَلَ فَلْيُتِمَّ أَوْ فَلْيَصُمْ، وَمَنْ لَمْ يَأْكُلْ فَلاَ يَأْكُلْ» (بخاری، حدیث: 1924).
(هرکه روزه اش را خورده باید روزش را تمام کند یا روزه بگیرد، و هرکه نخورده است پس باید نخورد).
همچنان در حدیثی به روایت امام نسائی از سعد بن عباده روایت شده که گفت: «كُنَّا نَصُومُ عَاشُورَاءَ وَنُؤَدِّي زَكَاةَ الْفِطْرِ، فَلَمَّا نَزَلَ رَمَضَانُ وَنَزَلَتِ الزَّكَاةُ، لَمْ نُؤْمَرْ بِهِ وَلَمْ نُنْهَ عَنْهُ، وَكُنَّا نَفْعَلُهُ». (نسائی، حدیث: 2506 وصححه الا الألباني).
(ما روز عاشورا را روزه می‌گرفتیم و صدقۀ فطر را ادا می‌کردیم؛ امام وقتی رمضان فرض شد و زکات نازل شد، نه بدان امر شدیم و نه نهی شدیم و آن را انجام می‌دادیم).
همین حدیث را امام ابوداود، (حدیث: 2442) با اندک تغییری روایت کرده و آن را امام ألباني صحيح دانسته است.
به همین گونه امام مسلم از عایشه رضی الله عنها روایت کرده که گفت:
«كَانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَأْمُرُ بِصِيَامِهِ قَبْلَ أَنْ يُفْرَضَ رَمَضَانُ، فَلَمَّا فُرِضَ رَمَضَانُ، كَانَ مَنْ شَاءَ صَامَ يَوْمَ عَاشُورَاءَ وَمَنْ شَاءَ أَفْطَرَ» (مسلم: حدیث: 1125).
(رسول الله صلی الله علیه وسلم به روزه گرفتن روز عاشورا پیش از فرض شدن روزۀ ماه رمضان امر کردند، اما هنگامی که روزۀ رمضان فرض شد، هرکه می خواست روز عاشورا را روزه می گرفت و هرکه می خواست روزه نمی گرفت).
امام بخاری ضمن روایت این حدیث از ابن عمر رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، علاوه کرده است که عبد الله بن عمر این روز را روزه نمی‌گرفت؛ مگر اینکه با روزهای روزۀ عادت وی برابر شدی. (بخاری، حدیث: 1892)

فضل روزه روز عاشورا و تاسوعا
با وجودی که روزه گرفتن روز عاشورا با فرضیت روزۀ ماه رمضان مستحب قرار گرفته است، اما فضیلت زیادی دارد. در حدیثی که آن را امام ابن ماجه از ابِي قَتَادَه روایت کرده آمده که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند:
«صِيَامُ يَوْمِ عَاشُورَاءَ، إِنِّي أَحْتَسِبُ عَلَى اللَّهِ أَنْ يُكَفِّرَ السَّنَةَ الَّتِي قَبْلَهُ». (ابن ماجه، حدیث: 1738- صحيح ترمذی، حدیث: 752؛ حكم الألباني: صحیح).
(روزه گرفتن در روز عاشورا گمان می کنم که خداوند متعال با این روزه، سال گذشته آن را کفاره کند).
به همین گونه امام نسائی حدیثی را از ابن عباس روایت می کند که چون از وی در بارۀ روزۀ روز عاشورا سوال شد، گفت:
«مَا عَلِمْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ صَامَ يَوْمًا يَتَحَرَّى فَضْلَهُ عَلَى الْأَيَّامِ، إِلَّا هَذَا الْيَوْمَ» يَعْنِي شَهْرَ رَمَضَانَ، وَيَوْمَ عَاشُورَاءَ» (نسائی، حدیث: 2370؛ حكم الألباني: صحيح).
(من نمی دانم که رسول الله صلی الله علیه وسلم روزی را روزه گرفته باشند که به فضیلت آن بر دیگر روزها قایل باشند، مگر همین روزهای رمضان و روز عاشورا را).
به همین گونه ابن ماجه رحمه الله از ابن عباس روایت کرده که رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرمودند: «لَئِنْ بَقِيتُ إِلَى قَابِلٍ، لَأَصُومَنَّ الْيَوْمَ التَّاسِعَ». (ابن ماجه، حدیث: 1736؛ حكم الألباني: صحيح).
(اگر من تا سال آینده باقی ماندم، هرآیینه روز نهم [محرم] را روزه می‌گیرم).

اختلاف در روزه تاسوعا و عاشورا
نسبت به دلایلی که در مورد روز عاشورا گفته شد، شماری دانشمندان در مورد روز عاشورا که آیا روز دهم است یا روز نهم، اختلاف داشتند. امام ترمذی در حدیثی از ابن عباس روایت کرده که گفت:
«أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِصَوْمِ عَاشُورَاءَ يَوْمُ عَاشِرٍ».
امام ترمذی علاوه کرده که حدیث ابن عباس حسن صحیح است. اما اهل علم در مورد عاشورا اختلاف کردند. برخی گفتند که روز نهم است و برخی گفته اند که دهم است. از ابن عباس روایت شده که گفت:
«صُومُوا التَّاسِعَ وَالعَاشِرَ وَخَالِفُوا اليَهُودَ».
(روز نهم و دهم را روزه بگیرید، و با یهودیان مخالفت کنید).
باز علاوه کرده که امام شافعی، امام احمد و اسحاق به همین حدیث عمل کرده‌اند. (ترمذی، حدیث: 755؛ حكم الألباني: صحيح).
به همین گونه در حدیثی به روایت ابوداود آمده که وقتی پیامبر صلی الله علیه وسلم اصحاب را به روزه گرفتن روز عاشورا امر فرمودند و برخی گفتند که این روزی است که یهود و نصاری آن را تعظیم می‌نمایند، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:
«فَإِذَا كَانَ الْعَامُ الْمُقْبِلُ صُمْنَا يَوْمَ التَّاسِعِ»، فَلَمْ يَأْتِ الْعَامُ الْمُقْبِلُ حَتَّى تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم». (ابوداود؛ حكم الألباني: صحيح)
(وقتی سال آینده فرا رسد، روز نهم را روزه خواهیم گرفت. اما سال آینده نرسید که پیامبر صلی الله علیه وسلم از جهان رحلت کردند).

عاشورا و شهادت سیدنا حسین رضی الله عنه
همچنان که گفته آمدیم، روز عاشورا در طول تاریخ شرایع آسمانی یکی از روزهای متبرک و برتر در میان روزهای سال بوده است. اما یکی از حادثاتی که در روز عاشورا اتفاق افتاده، شهادت سیدنا حسین رضی الله عنه است که در کربلا در این روز به شهادت رسید.
بر اساس آنچه امام ابن ابی الدنیا نوشته است، حسين بن علي رضی الله عنه در پنجم شعبان سال چهارم هجرت تولد شده بود و در روز عاشورا، دهم محرم سال شصت و یک هجری به دست سنان بن انس نخعی به شهادت رسید و خولی بن یزید اصبحی از قبیلۀ حمیر سر مبارکش را از تن جدا نمود. (ابن ابی الدنیا: ص99).
هیچ کس در این شک ندارد که این حادثۀ ناگوار، جنایتی بزرگ در تاریخ اسلام است. جنایتی است که هرکس از آن ننگ می‌کند و بر عاملان آن خسارۀ بزرگ و گناه عظیم است که در روز رستاخیز از آن مورد بازپرس قرار می‌گیرند.
الله متعال خواسته بود که سیدنا حسین و کسانی دیگر از اهل بیت نبوت را با دریافت درجۀ شهادت مورد اکرام خویش قرار دهد، آنان را به درجاتی برساند که به سبب عدم حضور در غزوات و زحمات دعوت اسلامی در اول اسلام به دریافت آن نایل نشده بودند؛ درجاتی که برای سایر اهل بیت نبوت، چون پدر و کاکا و پسر کاکای سیدنا حسین رضی الله عنه و عنهم با شرکت در غزوات و تحمل مشکلات حاصل شده بود. (ابن تیمیه: ص200).
قابل تأمل این است که قضیه و حادثۀ شهادت امام حسین در کربلا، هرچند جنایتی بزرگ بوده است، اما بعدها به تدریج، برخلاف دستوری که شریعت اسلام در هنگام وقوع مصایب و حوادث غم انگیز داده، با آن برخوردهای غیر موافق شرع انجام یافته است. در کیفیت وقوع این حادثه بعد از وقوع آن روز تا روز چیزهایی افزوده شده و پیوند خورده است. همچنان هرچند حادثۀ المناک و بزرگ بوده کوشش شده تا همیش بیش از آنچه بوده بزرگ تر جلوه داده شود؛ چنان که سایر حادثاتی که از نگاه جنایت کمتر از این نبوده اند، تحت الشعاع آن قرار گیرند و حتی خورد پنداشه شوند.
قضیۀ شهادت عبد الله بن زبیر در داخل حرم مکه و حتی در داخل مسجد الحرام و در حرم کعبۀ معظمه و معاملۀ نادرستی که با جسد مبارک آن صحابی جلیل القدر و خلیفۀ برحق و قانونی و شرعی انجام شد، جنایت و حادثۀ المناک تر و زشت تر از حادثۀ کربلا بود، اما این حادثه تنها در کتب تاریخ ثبت است و فقط شماری از اهل مطالعه و تحقیق از آن خبر دارند؛ نه از آن سخنی به میان می آید و نه بر آن حادثه و جنایت نوحه خوانده شده است.
حقیقت این است که قضیۀ شهادت سیدنا حسین رضی الله عنه در تمام دوره‌ها مورد دستبرد سیاستمداران قرار گرفته و از آن کوشش شده تا استفاده‌هایی صورت گیرد و بر آن جفاهای نامشروعی صورت گرفته که می توان گفت، همچنان که آن مرد بزرگ و با همت مظلومانه به شهادت رسید، بعدها هم، با انجام اعمال بی اساس و سخنان ناروا و نامشروع، توسط افراد ناآگاه مورد هتک حرمت قرار می‌گیرد.

روز عاشورا و عزاداری
عزاداری و برگزاری مراسم و محافل به مناسبت شهادت سیدنا حسین رضی الله عنه در روز عاشورا، یا قبل و بعد از این روز در شریعت اسلام کدام اساس شرعی ندارد. در هیچ یک از نصوص شرعی و رأی هیچ یک از بزرگان مذاهب اسلامی، جواز چنین حکمی وجود ندارد. بلکه عزاداری با کیفیتهایی که امروز انجام می‌شود، آنهم بعد از گذشتن سالها از فوت کسی، کاری نارواست و در صورتی که شخصی آن را ثواب و عمل صالح بداند، بدعت شرعی به شمار می‌رود. شریعت اسلام ما را مأمور ساخته تا در هنگام بروز مشکلات و مصایب و هم بعد از مدت زمانی چون مصیبتی را یادآور می‌شویم به پروردگار متعال رجوع کنیم و استرجاع نماییم.
ابن ماجه حدیثی را از فاطمه بنت الحسین از پدرش روایت کرده که گفت: پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند:
«مَنْ أُصِيبَ بِمُصِيبَةٍ، فَذَكَرَ مُصِيبَتَهُ، فَأَحْدَثَ اسْتِرْجَاعًا، وَإِنْ تَقَادَمَ عَهْدُهَا، كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلَهُ يَوْمَ أُصِيبَ». (ابن ماجه، حدیث: 1600).
(هرکه به مصیبتی دچار شود، بعد از آن مصیبت مذکور را به یاد آورد، باز مجددا استرجاع نماید، اگر چه وقت گرفتاری به مصیبت دور هم باشد، الله متعال برای وی پاداشی را به مانند پاداش روزی که بدان گرفتار شده بوده می نویسد).
به همین گونه امام مسلم از ام سلمه روایت کرده که رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فرمودند:
«مَا مِنْ مُسْلِمٍ تُصِيبُهُ مُصِيبَةٌ، فَيَقُولُ مَا أَمَرَهُ اللهُ: {إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ} [البقرة: 156] ، اللهُمَّ أْجُرْنِي فِي مُصِيبَتِي، وَأَخْلِفْ لِي خَيْرًا مِنْهَا، إِلَّا أَخْلَفَ اللهُ لَهُ خَيْرًا مِنْهَا» (مسلم، حدیث: 918).
(هیچ مسلمانی نیست که به مصیبتی گرفتار آید، پس چیزی را که الله وی را بدان امر کرده بگوید: إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ؛ پرورگارا مرا در این مصیبت من پاداش ارزانی کن، و برایم عوض آن را عطا نما، مگر اینکه الله متعال برایش چیزی بهتر از آنچه از وی گرفته عطا می نماید).
این احادیث مبارکه بیانگر به دست آوردن پاداش به وسیلۀ استرجاع در هنگام یادآوری مصایب اند؛ نه اینکه به نوسازی تعزیه و امور ممنوعه‌یی مثل نوحه گری و کارهای بدعت دیگر اقدام شود و در دین بدعت گذاری صورت گیرد.

نوحه گری و تعذیب نفس در عاشورا
نوحه گری در شریعت اسلام ممنوع اعلان شده است. برآوردن آوازها و خواندن اشعار برای کسانی که فوت کرده باشند، هرگاه همراه با نوحه خوانده شوند، نه تنها که اساسی در شریعت اسلام ندارند بلکه ممنوع قرار داده شده و از رسوم جاهلی خوانده شدند. در حدیثی به روایت امام مسلم که آن را از عبد الله رضی الله عنه نقل کرده است، آمده که پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم در مورد نوحه گری در رثای کسانی که فوت می‌کنند، فرموده اند:
«لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَطَمَ الخُدُودَ، وَشَقَّ الجُيُوبَ، وَدَعَا بِدَعْوَى الجَاهِلِيَّةِ» (بخاری، حدیث: 1294- مسلم، حدیث: 103).
(کسی که [در عزاداری] به رخسارهایش بزند و گریبان بدرد، و به سخنان جاهلی فرابخواند از ما نیست).
به همین گونه یکی از اصول بیعت رسول الله صلی الله علیه وسلم با زنانی که مسلمان می‌شدند، این بود که نوحه نکنند، و نوحه گریۀ همراه با آواز و سر و صدا در هنگام مردن کسی است. ام عطیه یکی از صحابیات در حدیثی به روایت امام مسلم می‌گوید:
«أَخَذَ عَلَيْنَا رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَعَ الْبَيْعَةِ، أَلَّا نَنُوحَ». (مسلم، حدیث: 936).
(رسول خدا صلی الله علیه وسلم همراه با بیعت از ما عهد گرفتند که نوحه نکنیم).
همچنان ابوداود از ام عطیه روایت کرده که گفت:
«إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نَهَانَا عَنِ النِّيَاحَةِ» (ابوداود، حدیث: 3127 ؛ حکم الالبانی: صحیح).
(هرآیینه رسول الله صلی الله علیه وسلم ما را از نوحه گری منع کردند).
این احادیث مبارک بیانگر این اند که ترک نوحه و اجتناب از آن، در مرگ هرکسی، اگر چه تازه همه فوت کرده باشد نارواست و از رسوم و عادات جاهلیت است؛ از همین بوده که رسول الله صلی الله علیه وسلم از زنانی که ایمان می‌آوردند بر ترک نوحه‌گری بیعت می‌گرفتند.
نوحه گری در حدیث دیگری به روایت ترمذی از ابی هریره رضی الله عنه نیز از امر جاهلیت دانسته شده است. امام ترمذی این حدیث را که حسن دانسته از ابی هریره از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت کرده که فرمودند:
«أَرْبَعٌ فِي أُمَّتِي مِنْ أَمْرِ الجَاهِلِيَّةِ لَنْ يَدَعَهُنَّ النَّاسُ: النِّيَاحَةُ، وَالطَّعْنُ فِي الأَحْسَابِ، وَالعَدْوَى أَجْرَبَ بَعِيرٌ فَأَجْرَبَ مِائَةَ بَعِيرٍ مَنْ أَجْرَبَ البَعِيرَ الأَوَّلَ، وَالأَنْوَاءُ مُطِرْنَا بِنَوْءٍ كَذَا وَكَذَا». (ترمذی، حدیث: 1001؛ حکم الالبانی: حسن).
(چهار کار در امت من از امر جاهلیت است که هرگز مردم آن را ترک نمی‌کنند: نوحه گری؛ طعن در نسبها؛ عقیده به سرایت بیماری، [گویند که] یک شتر بیمار جلدی شد، صد شتر را بیمار ساخت، شتر اول را کی بیمار ساخت؟ و دیگر عقیده به تأثیر ستارگان در پیدایش باران که گویند: به اثر فلان ستاره باران آمد).
باز ابن عباس رضی الله عنهما در روایتی که آن را بخاری نقل کرده گفته است:
«خِلاَلٌ مِنْ خِلاَلِ الجَاهِلِيَّةِ الطَّعْنُ فِي الأَنْسَابِ وَالنِّيَاحَةُ» بخاری، حدیث: 3850).
(خصلتهایی از اخلاق جاهلیت اند، یکی طعن در نسبها و دیگری نوحه گری است).

حکم شرکت در مراسم بدعی روز عاشورا
وقتی ثابت شد که اعمال تعذیب نفس و سینه زنی و نوحه گری در روز عاشورا و سایر روزها از آیین جاهلیت اند و گناه و معصیت شمرده می شوند و هرکه این اعمال را باعث تحصیل ثواب بداند و عبادت پندارد، بدعتی را مرتکب شده است، رفتن و اشتراک در چنین محافلی حرام است و وظیفۀ مؤمنان این است که در چنین مراسم و محافلی شرکت ننمایند. قرآن کریم ما را به همکاری بر امور برّ و تقوا که برابری با کتاب و سنت دارد مأمور می سازد و از تعاون و شرکت در گناه و عدوان برحذر داشته می فرماید:
«وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ». (المائده: 2).
(برکارهای نیک و تقوا همدیگر را همکاری کنید و بر گناه و عدوان یکدیگر را کمک نکنید).
هرگاه مؤمنان بخواهند از این روز بزرگ تجلیل نمایند، راه تجلیل آن است که برخلاف اهل بدعت به روزه گرفتن این روز همت گمارند. در حدیثی به روایت امام مسلم از ابی موسی رَضِيَ اللهُ عَنْهُ، آمده که وی گفت: اهل خیبر یعنی یهودیان، برعلاوه که روز عاشورا را روزه می‌گرفتند، آن را عید نیز می‌گرفتند و در آن روز برای زنهای شان زیورها و لباسهای زیبای شان را می پوشانیدند، رسول الله صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ برای مؤمنان فرمودند:
«فَصُومُوهُ أَنْتُمْ». (مسلم، حدیث: 1131).
(شما روز عاشورا را روزه بگیرید).
ارتکاب چنین کارهای نوپیدا که در شریعت اسلامی بدانها دستور داده نشده و بلکه نهی شده اند، نوعی احداث امور نامشروع در دین است که بدعت نامیده می‌شود. این اعمال ظلم و ستم هویداست که بر سیدنا حسین رضی الله عنه و سایر اهل بیت انجام می‌شود. شریعت اسلام از تمایل به انواع ظلم منع فرموده است. قرآن کریم در یکی از آیاتش فرموده است:
«وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ». (هود: 113).
(به جانب کسانی که مرتکب ظلم شدند، میل نکنید که شما را آتش دوزخ می‌رسد).
هرچند شأن نزول این آیه خاص به مشرکان است، اما صحیح این است که حکمش عام است و به طور عام، منع از تمایل به مشرکان و اهل بدعت و گناه را شامل است؛ زیرا همراهی با اهل کفر و معاصی و بدعات تأثیرات منفی خود را به جا می گذارد و در برخی احوال گناه و معصیت است. (جلعود: ج2، ص879) .
امام قرطبی در تفسیر آیۀ مذکور در اثرش «الجامع لأحكام القرآن» گفته است: این آیه بر وجوب ترک اهل کفر و معاصی اعم از اهل بدعت و دیگران دلالت دارد؛ زیرا صحبت آنان کفر و معصیت است؛ زیرا صحبت با آنان از روی مودت و دوستی است حکیمی گفته است:
عَنِ الْمَرْءِ لَا تَسْأَلْ وَسَلْ عَنْ قَرِينِهِ … فَكُلُّ قَرِينٍ بِالْمُقَارِنِ يَقْتَدِي
(از شخص پرسان نکن؛ از همنشین وی پرسان کن؛ زیرا هر همنشینی با همصحبت خود اقتدا می‌نماید). (قرطبی: ج9، ص108).

نتیجه گیری
از آنچه در این مقاله گفته آمدیم به این نتایج دست می‌یابیم:
عاشورا یکی از روزهای بابرکت و برتر هر سال است که عبادت در آن فضیلت و برتری نسبت به سایر روزهای عادی سال دارد. این روز در شرایع امتهای پیش از اسلام نیز دارای اهمیت بوده که در آن به عبادت می پرداختند. وقتی اسلام آمد نیز داری اهمیت پنداشته شد و پیامبر صلی الله علیه وسلم آن را روزه گرفته و اصحاب را به روزه گرفتن آن امر کردند. بعد از فرضیت روزه رمضان، روزۀ روز عاشورا به شکل استحباب در آمد و همچنان مستحب است هم روز تاسوعا و هم روز عاشورا روزه گرفته شود. روزۀ روز عاشورا پاداش زیاد دارد و باعث بخشش گناهان مؤمنان می‌شود.
شهادت سیدنا حسین رضی الله عنه و همراهانش در این روز اتفاق افتاده است؛ اما برتری و فضیلت این روز قبل از این حادثه ثابت بوده و این حادثۀ المناک در فضایل این روز نه چیزی افزوده است و نه چیزی را کم کرده است. عزاداری و برگزاری مراسم، به‌ویژه تعذیب نفس و خود را به زنجیر زدن و سینه زدن در این روز هیچ اصل شرعی نداشته از بدعات است و انجام این امور نه تنها که ثواب و پاداشی ندارد، بلکه گناه و معصیت است و واجب است از آن اجتناب صورت گیرد.
شرکت در مراسم بدعیی که اعمال مذکور انجام می شود، ممنوع شرعی است و برای مؤمنان روا نیست در چنین مراسمی که این اعمال ناروا انجام شود، شرکت کنند. در صورت شرکت کردن گناهکار شده همکار در معاصی و بدعات شمرده می شوند.

مآخذ و منابع
1. قرآن کریم.
2. ابن ابی الدنیا، أبو بكر عبد الله بن محمد بن عبيد بن سفيان بن قيس البغدادي الأموي القرشي. (1422هـ – 2001). مقتل أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام. المحقق: إبراهيم صالح، چاپ اول، دمشق: دار البشائر.
3. ابن تیمیه، تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم الحراني. (ب تا). رأس الحسين. تحقيق ودراسة: الدكتور السيد الجميلي.
4. ابن ماجة، أبو عبد الله محمد بن يزيد القزويني. (بی تا). سنن ابن ماجه. تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، بیروت: دار إحياء الكتب العربية – فيصل عيسى البابي الحلبي.
5. ابو داود السَِّجِسْتاني، سليمان بن الأشعث بن إسحاق بن بشير بن شداد بن عمرو الأزدي. (). سنن أبي داود. المحقق: محمد محيي الدين عبد الحميد، صيدا – بيروت: المكتبة العصرية.
6. بخاري الجعفي، أبو عبدالله محمد بن إسماعيل. الجامع المسند الصحيح المختصر من أمور رسول الله صلى الله عليه وسلم وسننه وأيامه = صحيح البخاري. المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر. چاپ اول، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي).
7. ترمذي، ابو عيسي محمد بن عيسى بن سَوْرة بن موسى بن الضحاك. (1395 هـ – 1975 م). سنن الترمذي. تحقيق وتعليق: احمد محمد شاكر (جـ 1، 2) ومحمد فؤاد عبد الباقي (جـ 3) وإبراهيم عطوة عوض المدرس في الأزهر الشريف (جـ 4، 5)، مصر: شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي.
8. جلعود، محماس بن عبد الله بن محمد. (1407 هـ – 1987 م). الموالاة والمعاداة في الشريعة الإسلامية. دار اليقين للنشر والتوزيع.
9. عینی، بدر الدین أبو محمد محمود بن أحمد بن موسى بن أحمد بن حسين الغيتابى الحنفى. (بی تا). عمدة القاري شرح صحيح البخاري. بیروت: دار إحياء التراث العربي.
10. قرطبی، شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن أبي بكر بن فرح الأنصاري الخزرجي. الجامع لأحكام القرآن = تفسير القرطبي. تحقيق : أحمد البردوني وإبراهيم أطفيش، مصر- قاهره: دار الكتب المصرية.
11. قشيري النيسابوري، أبو الحسن مسلم بن الحجاج. صحيح مسلم (المسند الصحيح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم. المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي، بيروت: دار إحياء التراث العربي.
12. نسائي، أبو عبد الرحمن أحمد بن شعيب بن علي الخراساني. (1406 – 1986). السنن الصغرى للنسائي. تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة، چاپ دوم، لب: مكتب المطبوعات الإسلامية.

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*