وروستي

چرا در اسلام گواهي يك مرد برابر با گواهي دو زن شمرده مي شود؟

جواب: داکتر ذاکر نایک

ترجمه: احمد مسیح

1. دو گواه طبقه اناث درهمه حالات برابر با يك گواه طبقه ذكور پنداشته نمى شود
كم از كم سه آيت قرآنكريم درمورد گواهى بدون مقيد ساختن جنسيت گواه به ذكور و اناث بحث مى كند كه قرار آتى تذكر داده مى شوند:

1_ در هنگام وصيت ميراث بايد دو شخص عادل گواه باشد. در آيت 106 سوره ى المائده خداوند متعال مى فرمايد:
“اى كسانى كه ايمان آورده ايد! هنگامى كه مرگ يكى از شما فرا رسد، در موقع وصيت بايد از ميان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد، يا اگر مسافرت كرديد، و مصيبت مرگ شما فرا رسيد، (و در آنجا مسلمانى نيافتيد) دو نفر از غير خود تان را به گواهى بطلبيد” {قرآنكريم 106:5}

2_ دو شخص عادل در قضيه ى طلاق ضرورت است.
“و دو شخص عادل از خود تان را گواه گيريد، و شهادت را براى خدا برپا داريد” {قرآنكريم 65: 2}

3_ چار گواه در قضيه ى اتهام بر زن پاكدامن ضرورت است.
“و كسانيكه زنان پاكدامن را متهم مى كنند، سپس چار شاهد (بر مدعاى خود) نمى آورند، آنها را هشتاد تازيانه بزنيد و شهادت شان را هرگز نپذيريد، و آنها همان فاسقان اند!” {قرآنكريم 4:24}

2. دو گواه زن تنها در معاملات پولى برابر با يك گواه مرد است
اگر بگوييم در همه حالت ها دو شاهد زن برابر با يك شاهد مرد شمرده مى شود خلاف حقيقت است زيرا اين اصل صرف در بعضى قضيه هاى مخصوص تحقق مى پذيرد. در مجموع پنج آيت در قرآن شريف وجود دارد كه در باره ى گواهى بدون مشخص ساختن جنسيت گواهان بحث مى كند. تنها آيت 282سوره البقره دلالت بر مساوات دو شاهد زن با يك مرد داردكه اين طويل ترين آيت قرآنكريم بوده و در مورد معاملات مالى بحث مى كند؛

“اى كسانيكه ايمان آورده ايد! هنگامى كه بدهى مدت دارى (بخاطر وام و يا داد و ستد) به يكديگر پيدا كنيد، آنرا بنويسيد! و بايد نويسنده اى از روى عدالت، (سند را) در ميان شما بنويسد! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر اين حق) شاهد بگيريد! و اگر دو مرد نبود، يك مرد و دو زن از كسانيكه مورد رضايت و اطمينان شما هستند، انتخاب كنيد! (و اين دو زن بايد به هم شاهد قرار گيرند) تا اگر يكى انحرافى يافت، ديگرى به او ياد آورى كند!” {قرآنكريم 282:2}

اين آيت صرف با معاملات مالى سروكار دارد. در چنين حالت ها، توصيه شده است تا موافقتنامه اى نوشتارى بين هر دو جانب تصنيف شده و دو شاهد گرفته شود، بهتراست اگرهردو مرد باشند ولى اگر دو مرد پيدا نشد، يك مرد و دو زن كافيست.
(ياداشت: خداوند متعال ذات حكيم و خبير است. در تقاضاى گواهى دو زن باهم يك حكمت اين است كه در امورات محكمه زنان نسبت به مردان زودتر هراسان شده و افكار شان را وكيل فريق مقابل به آسانى مغشوش مى سازد و همچنان به تنهايى براى يك زن با عزت رفتن به محكمه كار آسان نيست؛ از همين سبب اول از آنها براى گواهى تقاضا نمى شود ولى در صورتيكه ضرورت ايجاب كند، براى تقويت روحى او از يك خانم ديگر نيز تقاضا مى شود، از اين سبب حضور دو زن لازم است.

بايد يادآور شد كه اين مسئله به حيثيت اجتماعى زنان لطمه وارد نمى كند زيرا از يك سو از حضور او به تنهايى در محضر عام جلوگيرى مى كند و از سوى ديگر سبب آرامش خاطر آنها مى شود بر علاوه در اين آيت آشكارا بيان گرديده كه گواهى را يك زن انجام مى دهد و دومى صرف در صورت فراموشى به او يادآورى مى كند.)

به طور مثال فرض كنيد شخصى مى خواهد از سبب بيمارى خاصى تحت عمليات قرار گيرد، او براى اطمينان خاطر در مورد خصوصيات عمليات و معالجه از دو داكتر جراح متخصص مشوره خواهدگرفت امااگر دو جراح متخصص در دسترس نبود، انتخاب دوم مشوره با يك جراح متخصص و دو داكتر عمومى مى باشد.
به عين شكل در گواهى معاملات مالى دو مرد ترجيح داده مى شود زيرا اسلام از مردان توقع دارد كه كفيل خرچ خانواده باشند و از آن جاييكه مسووليت مالى خانواده ها توسط مردان شانه مى شود، انتظار مى رود كه مردان در معاملات مالى نسبت به زنان بيشتر با اطلاع و باتجربه باشند. و انتخاب دوم، گواهان مى توانند يك مرد و دو زن باشند تا اگر يكى از آنها اشتباه كند، دومى بتواند به او ياد آورى كند. لغت عربى يى كه در قرآن ذكر شده “تضل” مى باشد كه به معناى “گيچ، مغشوش” يا “دراشتباه بودن”آمده.اكثر مردم اين لغت را به نادانى”فراموش كردن”ترجمه كرده اند.
قابل يادآوريست كه گواهى دو زن برابر با يك مرد تنها و تنها در معاملات مالى محسوب مى شود.

3. در قضيه قتل نيز گواهى دو زن با يك مرد برابر محسوب مى شود
بعضى از دانشوران به اين باور اند كه طبيعت زنان مى تواند برگواهى در قضيه قتل تاثير گذار باشد. در چنين حالات زنان نسبت به مردان بيشتر وحشت زده مى شوند واز سبب سرشت نرم و احساساتي، ممكن گيچ شوند. از همين سبب، از ديدگاه بعضى حقوق دانان در قضيه ى قتل گواهى دو زن با يك مرد برابر است. در تمام قضيه هاى ديگر گواهى مرد و زن يكسان محسوب مى شود.

4. قرآنكريم گواهي مرد و زن را واضحا برابر اعلام مي كند
بعضى از دانشوران به اين باور اند كه بايد قاعده اى “مساوات گواهى دو زن با يك مرد” در همه قضيه ها بكار برده شود اما موافقت به اين نظريه درست نيست زيرا آيت 6 سوره النور بصورت واضح گواهى مرد و زن را كاملا برابر مى خواند:
“و كسانى كه همسران خود را به (عمل منافى عفت) متهم مى كنند، و گواهانى جز خود شان ندارند، هر يك از آنها بايد چار بار بنام خدا شهادت دهد كه از راستگويان است” {قرآنكريم 6:24}

5. گواهي عايشه (رض) به تنهايى براي پذيرفتن حديث كافيست
حضرت عايشه فرزند حضرت ابوبكر صديق (رض) و خانم حضرت گرامى محمد (ص) 2220 حديث از پيغمبر (ص) روايت كرده كه به تنهايى گواهى او دقيق و صحيح شمرده مى شود؛ پس براى ثبوت گواهى زنان تنها همين دليل بسنده مى كند. همچنان تعداد زياد حقوق دانان و فقيه بر اين امر موافقت دارند كه حتا گواهى يك زن براى ديدن هلال مهتاب كفايت مى كند.
مى بينيم كه گواهى يك زن براى يكى از بنا هاى اسلام (روزه) كفايت مى كند و تمام جامعه ى اسلامى (مردان و زنان) به گواهى او موافقت نموده و آنرا بسنده مى شمارند! بعضى فقيه ها به اين نظر اند كه براى ديدن هلال در آغاز ماه مبارك رمضان يك گواه و در ختم آن دو گواه ضرورت است – بدون هيچ نوع تفاوت جنسى در گواهان!

6. در بعضى قضيه ها تنها گواه زن ضرورت است
بعضى واقعات تنها به گواهى طبقه اناث نياز دارد و طبقه ذكور بحيث گواه اصلا پذيرفته نمى شود. بطور مثال در مشكلات زنانه، در هنگام غسل ميت (زن)… گواه بايد از زنان باشد.
نابرابرى ظاهرى گواهى مرد و زن در معاملات مالى نمايندگى از هيچ نوع نابرابرى ميان مرد و زن در اسلام نكرده و اين نا مساوات تنها و تنها به سبب طبيعت دوگانه و نقش هاى مختلف مرد و زن در جامعه مى باشد.

 

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*