وروستي

سوریه زخم ناسورِ امت

انعام الله رحمانی

توطئه‌ها و دسیسه‌های خارجی، یگانه عاملِ عقب‌ماندگی ملت‌ها و انحطاط امت‌ها نیست؛ بل نا برابری‌های داخلی و اشتباهاتِ درونی‌اند که، به استقبال نقشه‌چینی‌هایِ خارجی می‌شتابند و به سوی شایعه‌افگنی‌هایِ بیرونی، آغوش می‌گشایند.

تا زمانی‌که این دو معضله‌ی بزرگ دست به‌دستِ هم ندهند و هم‌دیگر را به‌آغوش نکشند، کار آمد و تأثیرگذار نخواهند افتاد و ضربه‌ی را بر پیکره‌ی ملت‌ها وارد نخواهند ساخت.

سال‌های درازی‌ست که سوریه – این زخم ناسورِ امت و عضوِ دردمند جِهان اسلام – مورد تعرضِ بدخواهان و حملات خشک‌اندیشان قرار می‌گیرد، مردم آزاده‌ی آن همواره در خاک و خون می‌طپند و هیچ جنایت و خیانتی نیست که در مقابل آنان روا داشته نشود؛ امّا آن‌چه که ما را رنج می‌دهد، بل در طول تاریخ، امّت اسلامی را رنج داده‌است و پیوسته باعث شکست‌هایِ مرگ‌بار و انسحاب‌هایِ خجالت‌بارمان می‌شود، مشکلات داخلی‌ای امتِ اسلامی‌‌ست.

ملتِ مظلومِ سوریه، در حالی مورد تعرضِ خودکامه‌گان قرار می‌گیرد که، کشورهای اسلامی و علی‌‌الخصوص ممالک عربی در بحرِ بی‌کران بی‌بندوباری‌ها و خودفروختگی‌ها شنا می‌کنند، در بزمِ استکبار جِهانی می‌رقصند، کبوترانِ صلح و آشتی را سر می‌بُرند و مجسمه‌ها‌ی غیرت و شهامت را به رگبار می‌بندند –به‌جز تعدادِ انگشت‌شماری از حاکمانِ مسلمان-
پرسشِ الهام‌گونه‌ای هر ازگاهی ذهنم را به خود مشغول می‌دارد و قلبم را می‌طپاند و روح و روانم را به جاده‌ی اضطراب ره می‌نماید…

و آن این‌که، اگر رسول اکرم –صلی الله علیه وسلم– در میانِ ما بود و این همه سیه‌روزی‌ها و سیه‌رویی‌ها را به نظاره می‌نشست و وضعیتِ خجلت‌بار و الم‌ناک کنونیِ ما را مشاهده می‌کرد، چه احساسی نسبت به این امتِ بی‌شور و بی‌شعور می‌داشت؟… اگر قتلِ عام ‌طفلکانِ معصوم سوری را می‌دید و نعش‌هایِ به‌خون‌خفته‌ی دخترانِ محمدگوی “حَلَب” را نگاه می‌کرد، آیا این امت را “امت” می‌دانست؟!! شاید که نه!

آن‌چه که آدمی را سخت رنج می‌دهد و به شِگِفت در می‌آورد این است که، در محکوم‌کردنِ ملت مجاهد و قهرمانِ سوریه و سرکوب‌ساختنِ حرکت‌ها و جهش‌های اسلامی و مقاوَمت‌گرانِ سوری، اکثریت کشورهای اسلامی در پهلوی دشمنان اسلام قرار دارند و پیوسته توسّط درباریانِ عالم‌نُما و شایعه‌افگنانِ خام‌اندیش، ایشان را آماج توطئه‌ها و طعنه‌ها قرار می‌دهند و به‌وسیله‌ی تبلیغاتِ زهرآگین و شوم‌شان در سددِ آن‌اند؛ تا انقلابِ مشروع و مبارَزَه‌ی اسلامی انقلاب‌گرانِ سوری را سیاه و دودگین جلوه دهند.

سرور آزادگان و سید دل‌دادگان – صلی الله علیه وسلم– در حالی رهسپار “تبوک” شدند که، در آن دیار هیچ‌مسلمانی از دیار و منزل‌گه‌اش اخراج نشده بود و فقط دوتن از فرستادگانِ رسول اکرم – صلی الله علیه وسلم– توسّط رومی‌ها به شهادت رسانده شده‌بودند و بس؛ اما از سال‌ها بدین‌سو، صدها هزار مسلمان در سوریه به‌خاک و خون کشیده شدند و سرزمینِ مقدس‌شان مورد اشغالِ خون‌آشامانِ روسی قرار گرفته‌است و پیوسته از دیارشان طرد می‌شوند!

در محله‌ی “تبوک” هیچ‌ مقدسی از مقدساتِ اسلامی وجود نداشت، نه‌تنها این؛ بل محله‌ی “تبوک” دیار استبدادپیشگانِ ثمودی بود؛ اما شـام – که اردن، لبنان، سوریه و فلسطینِ اشغالی را در بر می‌گیرد – سرزمینی‌ست که سال‌هایِ درازی پایتختِ خلافت اسلامی بود و احادیث فراوانی در فضیلت‌اش وارد شده است. سوال این‌جاست که، اگر پیامبر – علیه السلام – در میانِ ما بود کدام‌یکی را اختیار می‌کرد، لشکرکشی به‌سوی تبوک یا “شام” را؟! ناگفته پیداست که در وهله‌ی نخست به سوی شام می‌شتافت.

آن‌چه که آدمی را سخت رنج می‌دهد و به شِگِفت در می‌آورد این است که، در محکوم‌کردنِ ملت مجاهد و قهرمانِ سوریه و سرکوب‌ساختنِ حرکت‌ها و جهش‌های اسلامی و مقاوَمت‌گرانِ سوری، اکثریت کشورهای اسلامی در پهلوی دشمنان اسلام قرار دارند و پیوسته توسّط درباریانِ عالم‌نُما و شایعه‌افگنانِ خام‌اندیش، ایشان را آماج توطئه‌ها و طعنه‌ها قرار می‌دهند و به‌وسیله‌ی تبلیغاتِ زهرآگین و شوم‌شان در سددِ آن‌اند؛ تا انقلابِ مشروع و مبارَزَه‌ی اسلامی انقلاب‌گرانِ سوری را سیاه و دودگین جلوه دهند.

کشورهای غربی‌هم – طوری‌که اشاره رفت– به سرکردگیِ امریکا، انجمنِ عظیمی را به‌نامِ “سازمان ملل” جهتِ تقسیم‌نمودنِ قبور امـت‌ها – طوری‌که فیلسوف شرق، علامه اقبال لاهوری گفته است -تشکیل دادند.

این سازمانِ بدنام، در جریانِ تمام خیزش‌های اسلامی و استبدادستیزانه‌ی ملت‌های محکوم و دربند اسلامی، در سنگر مخالفت قرار داشته و به‌طور مستقیم و یا غیر مستقیم به سرکوبیِ انقلاب‌ها ‌پرداخته است و خیزش‌گرانِ مبارز را به القابی چون: تروریست، بنیادگرا، افراط‌گرا و … یاد ‌کرده است؛ چنان‌چه حکومت مشـروع “اخوان المسلمین” را که توسّط خیزش‌های مردمی بنا یافته بود، به وسیله‌ی توطئه‌های زهرآگین و نقشه‌های سیاه و دودگینِ خویش از پای در آوردند و سرانِ آن حکومت را متهم به بی‌کفایتی و افراط‌‌گرایی نمودند!

امروز سوریه مقیاسی برای سنجشِ ایمان امت اسلامی محسوب می‌شود، اگر امت در رابطه به قضیه‌ی شام – که فلسطینِ ستم‌دیده هم جزوی از آن است- موقف مشروع و خِردمندانه بگیرند و در مقابل تجاوزگرانِ روسی به‌پا خیزند، نشانه‌‌ای از نشانه‌هایِ قوت ایمانِ ایشان را نشان می‌دهد؛ اما اگر امت اسلامی راجع به قضیه‌ی سوریه موقفِ نابخِردانه و ناعاقبت‌اندیشانه‌ای را اتخاذ کنند، نشانه‌ی ضَعفِ ایمان‌شان را به نمایش می‌گذارد و حصولِ پیروزی توأم با ضَعف ایمان و عقیده، امری‌ست محال.

آری! فرانسوی‌ها در مقابلِ اشغال‌گرانِ آلمانی قد علم کردند و به مبارَزَه پرداختند و سرزمینِ اشغال‌شده‌ی‌شان را آزاد ساختند؛ از سوی هیچ‌نهاد و سازمانی تروریست خوانده نشدند!!

هندوستانی‌ها در مقابل استعمار بریتانیا خیزش‌هایی را سازمان دادند و موفق به طرد استعمار شدند؛ اما مهر تروریست‌بودن بر جبین‌شان حک نشد!!

دولت‌های دیگر، بعد از اخذ استقلال و برون‌راندنِ اشغال‌گران نه‌تنها مجرم و ناقضِ حقوق بشر خوانده نشدند، که مبارزانِ آن به عنوانِ قهرمانانِ استعمارشکن به‌معرفی گرفته‌شدند؛ اما خیزش‌گران استبدادستیز سوری –آنانی که در سددِ درهم کوبیدنِ قفل‌های استعمار و استبداد اند- مجرم خوانده می‌شوند و قهرمانانِ آن به‌عنوانِ تروریست‌ها به‌معرفی گرفته می‌شوند و کشورهای اسلامی و غیر اسلامی –مستقیم و یا غیر مستقیم- با بهانه‌قراردادنِ تندروی و تروریزم، سپاهیانِ مسلمان و آزادی‌خواه را آماج قرار می‌دهند.

شریعتِ حیات‌بخش الهی، طرد استعمار و مبارَزه در برابر اشغال را – در هر سرزمینِ اسلامیِ که باشد – واجب قرار داده‌است؛ اما سوریه‌ی شکسته‌پیکر ویژگی‌هایی دارد که، اهمیتِ آن را نسبت به‌دیگر سرزمین‌های اسلامی مضاعف می‌سازد.

امروز سوریه مقیاسی برای سنجشِ ایمان امت اسلامی محسوب می‌شود، اگر امت در رابطه به قضیه‌ی شام – که فلسطینِ ستم‌دیده هم جزوی از آن است- موقف مشروع و خِردمندانه بگیرند و در مقابل تجاوزگرانِ روسی به‌پا خیزند، نشانه‌‌ای از نشانه‌هایِ قوت ایمانِ ایشان را نشان می‌دهد؛ اما اگر امت اسلامی راجع به قضیه‌ی سوریه موقفِ نابخِردانه و ناعاقبت‌اندیشانه‌ای را اتخاذ کنند، نشانه‌ی ضَعفِ ایمان‌شان را به نمایش می‌گذارد و حصولِ پیروزی توأم با ضَعف ایمان و عقیده، امری‌ست محال.

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*