وروستي

خوی مؤمن مهربانیست

خداوند متعال در میان مردمی بادیه نشین و صحرایی و سنگدل که از تمدن و شهر به دور بودند، پیامبری فرستاد از بین خودشان؛ و اعراب سرزمین حجاز که ستیزگی و خشونت و زبری و درشتی وصف ملازم آنان بود، کسانی که بر سر مسئله‌ای کوچک شمشیرهایشان را به خون یکدیگر خضاب می‌کردند، کسانی که از شدت سنگ دلی و قساوت قلب جگر گوشه ‏های‏ شان را زنده به گور می کردند، و کسانی که مهربانی و عطوفت در زندگی‌شان معنی و مفهومی نداشت بر اثر نرم‌خویی و ملاطفت پیامبر مهربان بود که پروانه‌وار، دورادور شمع وجود او، پیوند اخوت و صفا بستند، و همان مردمان سنگ‌دل به مردمی مهربان و نرم خو، تغییر یافتند، آنان پیام آوران مهربانی در سرتاسر کره خاکی شدند؛ و عطر خوش مهربانی را در اقصی نقاط عالم پراکنده نمودند.

او آمد و شمع وجودش دیگران را پروانه وار مجذوب و مغلوب وجود مبارک خویش گردانید، چنانکه پروردگار عالم در کتاب ماندگارش او را با صفت مهربانی ستود: {فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ} (آل عمران/ ۱۵۹)

(پس به سبب رحمت الهی است که تو با آنان نرم خو و [مهربان] شدی، و اگر تندخو و سخت دل بودی، قطعاً از اطراف تو پراکنده می‌شدند.)

و پروردگارش او را صاحب اخلاق بزرگ و ستوده معرفی نمود: {و انک لعلی خلق عظیم} (قلم:4)
و او را به حیث الگو و مقتدا برگزید و بندگان خویش را به پیروی از او صلی الله علیه و سلم دستور داد؛

و پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ نیز امتش را بر پایه‌ی رحمت تربیت کرد و ایمان را با مهرورزی پیوند زد: »هر کس رحم نکند، مورد رحمت قرار نمی‏گیرد«؛ »بر آن که روی زمین است، رحم کنید، تا آن که در آسمان است بر شما رحم کند«؛ »هرگز ایمان ندارید، تا به یکدیگر رحم کنید«،
وقتی از همسر محبوب وی، عائشه (رضی الله عنها) می‌پرسند که محمد (صلی الله علیه و سلم) در خانه چه شخصیتی داشت، بر همین نکته‌ی اساسی انگشت می‌نهد:

«کانَ أَلْینَ النَّاسِ وَأَکرَمَ النَّاسِ وَکانَ رَجُلا مِنْ رِجَالِکمْ إِلا أَنَّهُ کانَ ضَحَّاکا بَسَّامًا« ]الطبقات الکبرى، ابن سعد]
( نرم‌خوترین و کریم‌ترین انسان بود، مردی بود چون یکی از شما، با این تفاوت که همواره خنده‌رو و متبسم بود.)
آری او – صلی الله علیه و سلم- رهبری مهربان، همسری نیک منش، یاوری دلسوز و انسانی والا بود که 23 سال مشقت و سختی را به جان خرید تا درس مهربانی به مردم بیاموزد و انسان را به مسیر درست زندگی رهنمون سازد.

و همانگونه که خداوند او را به عنوان رحمت برای عالمیان فرستاده بود، بارانی از مهربانی و عطوفت بر سرزمین خشکیده وجود آدمیان شد و شوره زار جاهلیت را به بوستان سبز سعادت مبدل نمود.

پیامبر -صلی الله علیه و سلم- حامل آخرین پیام الهی به بندگانش بود و آیین نجات بخش اسلام را برای بشر به ارمغان آورد، و اگر در هر عصر و زمانی مسلمان به کتاب خدا و سنّت پیامبرش محمد ـ صلی الله علیه و سلم ـ بنگرد، نمی‏بیند که هیچ دین، نظام، قانون یا آیینی از میان آیینهای پیشین، همانند این دین بزرگ به مهربانی و مهرورزی توجه ویژه داشته باشد.

اسلام می خواهد تا مهربانی با سرشت انسان مومن گره بخورد و رفتار او در همه حال باشد و مسلمان نسبت به همه مخلوقات مهربان باشد، چنانچه که پیشوای مسلمانان حضرت محمد -صلی الله علیه و سلم- این ویژگی را در تعاملات زندگی خویش با مردم مسلمان و غیر مسلمان، جز جنگجویان و تجاوزگران، به کار میبرد؛ ابوجهل او را در روز آزار میداد، ولی رسول الله شب برایش دعا میکرد: »اللهم اعز الإسلام بأحد العمرین« (خدایا اسلام را با یکی از دو عمر سربلند گردان).

خداوند کتاب ارجمند خویش را که قانون اساسی مسلمانان است، با این آیه‌ی مهمّ آغاز کرده است: »بسم الله الرّحمن الرّحیم« این آیه حاوی دو اسم یا صفت از اسامی والای خداوند متعال است که عبارت است از »الرّحمن«، که بر رحمت فراگیر و گسترده دلالت دارد: »و رحمتی وسعت کل شیء«، (رحمت من هر چیزی را فراگرفته است)، خواه انسان باشد یا حیوان یا هر موجود دیگری که در سرای هستی است. خداوند متعال او را از سر مهرش آفریده و از روی رحمتش هدایت کرده است، با رحمت میزید و با رحمت میمیرد. همگان از رحمتش برخوردارند و به ایشان رزق و نعمتهای غیر قابل شمارش بخشیده است. و »رحیم«، بیانگر رحمتی است که مخصوص بندگان شایسته و مستحق در آخرت میباشد.

قرآن کریم این کتاب نجات بخش و پاینده با سوره‌ی فاتحه آغاز میشود و فاتحه هم با »الحمدلله رب العالمین« شروع میگردد. و ربوبیت یعنی رشد اندک اندک انسان تا به مراتب کمالی برسد که خداوند برایش اراده کرده است.

این نیز نشان رحمت و حتی اوج رحمت است. دوباره همان صفات رحمان و رحیم در اینجا هم تکرار میشود. بیش از 300 بار رحمت با انواع، اشکال، اماکن و مراتبش در قرآن کریم تکرار می‏شود و اگر کلماتی که دارای مفهوم رحمت هستند، همانند رأفت و… را بر آن بیفزاییم، آیات دال بر رحمت در اسلام به بیش از 1000 بار، یا یک ششم کل آیات قرآن کریم، میرسد.

آری اسلام می خواهد تا مهربانی با سرشت انسان مومن گره بخورد و رفتار او در همه حال باشد و مسلمان نسبت به همه مخلوقات مهربان باشد، چنانچه که پیشوای مسلمانان حضرت محمد -صلی الله علیه و سلم- این ویژگی را در تعاملات زندگی خویش با مردم مسلمان و غیر مسلمان، جز جنگجویان و تجاوزگران، به کار میبرد؛ ابوجهل او را در روز آزار میداد، ولی رسول الله شب برایش دعا میکرد: »اللهم اعز الإسلام بأحد العمرین« (خدایا اسلام را با یکی از دو عمر سربلند گردان).

از نظر اسلام، رحمت تنها به شفقت قلبی نیست، زیرا رحمت آن است که در آغاز دل را سرشار کند و سپس بر زبان جاری گردد و آن گاه بر اندامها نماد پیدا کند.

باید همه‌ی اندامها مهربان و خدمتگزار مردم باشند و خیرات و برکات را برای همگان فراهم کنند. »ليس الإيمان بالتمني ولا بالتحلي ولكن ما وقر في القلب وصدقه العمل«، (ایمان با آرزو و یا آراستگی نیست؛ ایمان آن است که در دل جای بگیرد و کردار آن را تأیید نماید). رحمت صفتی عملی است که از صفتی قلبی نشأت میگیرد. هر چیز اصلی دارد و اصل رحمت در دل است که زبان آن را اجرا میکند و سپس همه‌ی اندامها آن را به ثمر مینشانند.

و به درستی که با اقتدا به آن پیشوای والا و بهره جستن از آیینی که وی پیشوایش است، در می یابیم که مهربانی باید خوی مومن باشد و به قول آن مرد مهربان هرکس از مهربانی بهره نداشته باشد از خیر بی بهره است »مَن یحرَم الرِّفق یحرَم الخَیر کلّه«؛ هر آنکه از نرم‌خویی محروم شود، از همه‌ی خیرها بی‌بهره مانده است. [به‌روایت مسلم]،

و پایان سخن اینکه متون دینی ما پُر اند از درسهای مهربانی، اینجا فقط جرعه‌ای گرفتیم از آن بحر، زیرا که بحر در کوزه نگنجد. از خدای مهربان می طلبیم که به ما قلب‌هایی مهربان عنایت کند و توفیق دهد تا مهربانی قلب ما در همه‌ی اعضای وجود ما نمود پیدا کند.

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*