وروستي

نعره‌ی برخلاف جاهلیت

نوشته: استاد عبدالسلام یاسین
ترجمه: محمدیmuhammad1
انسان امروز را کی می‌فهماند که تمدن ماده‌پرستی آورا به اسفل السافلین رسانیده است؟ مسلمانان راانسان امروز را کی می‌فهماند که تمدن ماده‌پرستی آورا به اسفل السافلین رسانیده است؟ مسلمانان را کی می‌فهماند که به خواب غفلت فرو رفته حق خود را از دست داده اند؟ وسیلهء این بیدارسازی وفهماندین، همان نعره‌ی پاینده وابدیست که پیامبران بوسیلهء آن امت‌هایشان را بیدار نمودند: (يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ)، (اعراف:85-73-65-59/مؤمنون23/هود:84-61-50).

جاهلیت اولی سنگ ودرخت را معبود قرار داده برای بت‌ها قربانی تقدیم می‌نمود، آنها را مسح می‌کرد. برای همین انسان کرامت آدمی وحرمت انسانی خود را از دست داد. انسان امروز ومسلمان‌ها که بی‌قوت‌ترین انسان‌های جهان اند، به دست جاهلیت جهانی قربانی اهانت منظم می‌شوند؛ سردمداری این جاهلیت را هم یهود ونصاری بدوش دارند. تدین غفلت‌زده به یک سخن ساده وخشکیده تبدیل شده است. پس کجاست آن نعره‌ی نبوی بر خلاف جاهلیت؟
اینجا باید بگویم که اسلوب فراخوان اسلامی نباید، خطاب فرهنگی جاهلی را در پیچ‌وتاب فلسفیانه همراهی کند. ما نباید در مقابل عقلانیت کافرانه شکست بخوریم؛ عقلانیتی که در گتفگو انواع آوازهای دلفریب را بلند می کند. «لا إله الا الله» فلسفه نیست. (اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ) یا اینکه (الله متعال را عبادت کنید، شما را جز او خدائی نیست) یک استدلال منطقی نیست.
بیان وآواز ما باید در حد همان نعره‌ی کامل ومملو از خشم بالای ستمگری‌ها باشد. نباید آنرا با گزافه‌گویی‌ها، فروکش وپژمرده سازیم.

محمد صلی الله علیه وسلم الگوی کامل
باید فراخوان اسلامی، ما بعد از کلمه «لا إله الا الله» که قرآن تفسیر آنست؛ مملو از حب شخصیت پیامبر صلی الله علیه وسلم باشد. به مقام ومنزلت ایشان نزد خداوند آگاه بوده به عصمت سنت ورهبری ایشان استوار باشد. دشمنان اسلام شخصیت پیامبر صلی الله علیه وسلم را برای آن مورد هجوم قرار می‌دهند تا محبت کسی را در دل ما ضعیف کنند که خداوند محبتش را همردیف اتباع، توقیر، نصرت وقربانی در راه خود قرار داده است.
المناک‌تر از همه اینکه، بعضی از این خرابکاران از میان فرزندان اسلام ودعوتگران بشمار می‌روند. آنهایکه از سنگدلی عرب‌ها ومردمان که ایمان به قلب‌هایشان داخل نشده، سهمی زیادی به میراث برده واز اسلام برایشان تنها اسم مانده است.
محمد صلی الله علیه وسلم در میان پیامبران، نودرآمد وبی‌سابقه نیست. –قبل از وی نیز پیامبران دیگر آمده بودند- از ما نخواسته است که او را به دیگر پیامبران فضیلت بدهیم. مگر الله متعال به ما دستور داده است تا از وی پیروی کنیم. منزلت او را به ما بیان داشته است؛ همانند آیه زیر:
(إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا)، (فتح10).
ترجمه: «در حقيقت كسانى كه با تو بيعت مى‏كنند جز اين نيست كه با خدا بيعت مى‏كنند دست‏خدا بالاى دستهاى آنان است پس هر كه پيمان‏شكنى كند تنها به زيان خود پيمان مى‏شكند و هر كه بر آنچه با خدا عهد بسته وفادار بماند به زودى خدا پاداشى بزرگ به او مى‏بخشد».

کسیکه بیعت با وی بیعت با خدا باشد. کسیکه پیمان با وی پیمان با خدا باشد. کسیکه پیام‌رسان خدا وآنگونه که در احادیث صحیح آمده، حبیب خدا باشد. کسیکه خلیفه خدا در زمین وشارح دین اوسبحانه باشد. از جانب خدا برایش وحی نازل شود. کسیکه خداوند اورا تا «قاب قوسین» یا نزدیک تر از آن بالا ببرد، جایکه هیچ مخلوقی وحتی ملک مقرب به آن نمی‌رسد؛ اگر ما چنین کسی را دوست نداریم، اگر ما چنین کسی‌ را احترام نکنیم وبا پیروی، محبت ودرود فرستادن به وی، تبرک نجویم وبه خدا نزدیک نشویم؛ چگونه ممکن است رستگار وکامیاب شویم؟

مردمانی هستند که اولین سلاح آنها شک وشبهه پراکنی است. اگر در لفظ محمد سید وسردار بکار رود، یا تعظیم شود ویا همراه آن اشکی ریخته شود؛ این کار را یک پدیده‌ی شرکی می‌دانند. این گونه آدمها نخوانده اند که «انه عبد یوحی الیه» یا «او یک بنده‌ی است که بسویش وحی می‌شود». آنها نخوانده اند که «أنه سید ولد آدم» یعنی: «او سردار بنی آدم است». محمد صلی الله علیه وسلم نزد آنها یک انسانی است که تبلیغ نمود، کارش ختم شد ورفت براه خود. پناه به خدا از این بی مروتی!
بعضی‌ها با همان خصلت خشن روستائی رفتار می‌کردند. در نتیجه رفتار آنها با رسول الله صلی الله علیه وسلم همانند رفتارشان با همدیگر نکوهیده ونا زیبا می‌نمود. الله متعال می‌فرماید: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ)، (حجرت2).
ترجمه: «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد صدايتان را بلندتر از صداى پيامبر مكنيد و همچنانكه بعضى از شما با بعضى ديگر بلند سخن مى‏گوييد با او به صداى بلند سخن مگوييد مبادا بى‏آنكه بدانيد كرده‏هايتان تباه شود».
همچنان می‌فرماید: (مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا)، (احزاب40).
ترجمه: «محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست ولى فرستاده خدا و خاتم پيامبران است و خدا همواره بر هر چيزى داناست».
کسیکه عقل داشته باشد آیا همین مختصر برای دانستن او کافی نیست؟
این نبی خاتم، این نبی عزیز نزد پروردگار، الگوی ابدی برای بشریت می‌باشد. خاتم زمان وخاتم کمالات. کور می‌شود چشمی که از نور آن بی‌بهره بماند؛ ناکام ونامراد می‌شود کسیکه پیوند خود را با وی قطع کند! الله متعال در حق او می‌فرماید: (يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا* وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِيرًا)، (احزاب45و46).
ترجمه: «اى پيامبر ما تو را گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستاديم. و دعوت‏كننده به سوى خدا به فرمان او و چراغى تابناك».

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*