وروستي

عوامل و راه حل های اختلافات خانوادگی

اختلافاختلافات خانوادگی؛ علل، عوامل و راه حل ها

برخی از عوامل مهم اختلافات خانوادگی عبارتند از:

۱- ازدواج اجباری :

یکی از مهمترین علل اختلافات خانوادگی، ازدواجهای اجباری مخصوصاً بی توجهی به رضایت دختر می باشد. این امر در جوامع سنتی و عشیره ای بیش از دیگر جوامع مشهود است . قطعاً دختر و پسری که بدون رضایت و به زور به عقد یکدیگر درآمده باشند ، ازدواجشان فرجام خوشی نخواهد داشت . زیرا عدم تفاهم از همان ابتدای ازدواج مانع خوشبختی شده و روز به روز نیز به شدت تنفر و انزجارشان نسبت به یکدیگر افزوده می شود.

البته لازم است به این نکته نیز اشاره کنیم که تنها عشق و تفاهم برای ایجاد زندگی سعادتمند کافی نیست و در کنار آن باید به تناسب نیز توجه شود. دختر و پسر باید از نظر سن، دیانت، فرهنگ و اخلاق با هم تناسب داشته و هم شأن یکدیگر باشند زیرا در این صورت بهتر همدیگر را درک کرده و زندگی شیرین تری خواهند داشت.

تفاوتهای دینی، مالی و فرهنگی اغلب موجب توهین و تحقیر یکدیگر شده و زندگی زناشوئی را تلخ می نمایند. همچنین عدم تناسب سنی باعث عدم درک متقابل و سردی روابط می گردد.

۲- دخالت اطرافیان:

دخالتهای اطرافیان مخصوصاً خانواده ها یکی از مشکلات زوجهای جوان در اوایل زندگی مشترک است. در جوامع سنتی این امر به یک معضل جدی برای خانواده ها تبدیل شده و همواره حوادث تلخی همچون خودکشی، قتل و طلاق را موجب می گردد. متأسفانه در این جوامع گاهی زوجهای جوان بدون کوچکترین اختلافی صرفاً بخاطر جلب رضایت اطرافیان و بزرگان فامیل ناچارند از هم جدا شوند و در واقع زندگی آنها عرصه انتقام گیری و اشباع حس غرور بزرگترها می شود. در حالی که این عمل نه تنها مشکلی را حل نمی نماید بلکه مشکلات لا ینحل دیگری را نیز به آن اضافه می کند.

نوع دیگری از دخالت، دخالت انسانهای منحرفی است که برای رسیدن به مقاصد شوم و غیر اخلاقی خویش با ایجاد سوءظن و فتنه جویی موجب بدبینی زوجین از یکدیگر شده، موجبات جدایی آنها را فراهم می آورند و برای این کار حتی به اعمال زشت و پستی هچون جادو و غیره نیز متوسل می شوند. چنین افرادی طبق فرموده قرآن مجید هیچ بهره ای در آخرت ندارند و کاملاً افتخار همکاری با شیطان را دارا می باشند:

« …فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ… » (بقره-۱۰۲)

…از آنها چيزى مى‌آموختند كه با آن بين مرد و زنش جدايى افكنند، و البته به كسى زيان رسان نبودند مگر به اذن الهى، و چيزى مى‌آموختند كه به ايشان زيان مى‌رساند و سودى برايشان نداشت، و به خوبى مى‌دانستند كه هر كس خريدار آن باشد در آخرت بهره‌اى ندارد…

۳- عدم توجه به معنویت و دیانت:

یکی از عوامل تفرقه و  درگیریهای خانوادگی ضعف معنویت و دیانت است. این امر موجب خودخواهی، خودمحوری و بی توجهی نسبت به وظایف زناشویی و حقوق دیگران می گردد. در این صورت فرد صرفاً به منافع فردی خویش توجه داشته و نتایج و فواید اعمالش را در زندگی دنیوی خویش دنبال می کند و دلیلی نمی بیند که کاری را که ظاهراً نفعی برای او ندارد صرفاً در جهت خدمت به دیگران و نجات زندگی خانوادگی انجام دهد.

قطعاً دیانت هر کدام از زوجین ضمن اینکه زندگی را برای همسرش شیرین و لذت بخش می کند باعث گرمی و صمیمیت روابط زناشویی نیز می گردد. شوهر دین دار سعادت خویش را در گرو سعادت خانواده خویش می داند و برآوردن نیازهای خانواده را از اهم واجبات خویش بحساب آورده در جهت تحقق آن تلاش می کند. همچنین زن متدین، حفاظت از اموال و آبروی شوهرش را از واجبات دینی خویش بحساب آورده همواره با شوهرش صادقانه برخورد می کند و عقایدش هرگز این اجازه را به نمی دهد که به شوهرش خیانت کند .

۴- توقعات زیاد و ناسپاسی:

یکی از عواملی که باعث بروز اختلاف در خانواده می گردد، توقعاتی است که اعضای خانواده از یکدیگر دارند. در حالی که بسیاری از این توقعات برآورده نمی شوند و مشکل عمده اینجاست که همه به توقعاتی که از دیگران دارند توجه می کنند، نه به توقعات و انتظاراتی که دیگران از آنها دارند. انسانها همواره خوبی هایی را که در حق دیگران کرده اند به یاد دارند و از اینکه در مقابل آن خوبی ها پاسخی دریافت نمی کنند ناراحت شده و از بی نمک بودن دست خویش گلایه دارند، اما در مورد کوتاهی های خود و خوبی های دیگران چنان حضور ذهن ندارند.

وقتی در یک خانواده همه اعضای آن با چنین نگرشی اعمال همدیگر را مورد ارزیابی قرار دهند طبیعی است که همواره در میانشان ناراحتی و گلایه خواهد بود. راه از بین بردن این گلایه ها، کم کردن توقعات است.

۵- اختلاف سلیقه:

یکی از مواردی که بعضاً زندگی مشترک را با مشکل مواجه می کند ، اختلاف سلیقه است. وجود اختلاف سلیقه در میان دو فرد امری طبیعی و مسلم است، مخصوصاً اگر دو فرد از نظر فرهنگی و مالی تفاوتهایی با هم داشته باشند. گاهی مسایلی مانند ثروت و سواد بهانه هایی می شوند برای اثبات برتری و تحقیر یکدیگر.

در دین اسلام برای جلوگیری از مشکلاتی که از این بابت ممکن است در راه زندگی مشترک قرار گیرند توصیه شده که زوجین از نظر فرهنگ ، نسب و مخصوصاً دیانت تناسب داشته باشند. اما با این حال در زندگی شهری امروز تفاوتهای نسبی ، فرهنگی و مالی امری اجتناب ناپذیر است. پس نباید این تفاوتها را بهانه ای برای تلخ کردن زندگی مشترک قرار داد و باید پذیرفت که زن و مرد با تمام این تفاوتهاو نابرابری ها در حقیقت از یک سرچشمه و نژاد هستند . قرآن مجید این حقیقت را آشکارا اعلام داشته است:

«  يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيراً وَنِسَاء »

اي مردمان ! از ( خشم ) پروردگارتان بپرهيزيد . پروردگاري كه شما را از يك انسان بيافريد و ( سپس ) همسرش را از نوع او آفريد ، و از آن دو نفر مردان و زنان فراواني ( بر روي زمين ) منتشر ساخت. ( نساء-۱)

اختلاف سلیقه و دیدگاه گاهی سبب می شود که هر یک از زوجین نقاط ضعفی را در دیگری مشاهده نماید و بسیاری از عادات و اعمال او را ناپسند و زشت بداند . توجه به این نکته ضروری است که هر آنچه در نگاه شخص زشت جلوه کند لازم نیست که در حقیقت هم زشت باشد و یا آنچه را که انسان زیبا می پندارد چه بسا که در واقع زیبا نباشد ؛ بارها اتفاق می افتد که انسان ایده آلهای گذشته خود را تغییر داده و آنها را اشتباه بداند و چه بسا آنچه را که امروز ایده آل خویش قرار داده روزی تغییر داده و اشتباه بداند . قرآن مجید در این مورد تعبیر زیبایی دارد آنجا که می فرماید : « وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ »  ليكن چه بسا چيزي را دوست نمي‌داريد و آن چيز براي شما نيك باشد ، و چه بسا چيزي را دوست داشته باشيد و آن چيز براي شما بد باشد.

از این رو به تفاوت نظر و دیدگاه نباید زیاد اهمیت داد و بجای تلاش بی ثمر در مورد نقاط ضعف همسر خویش، باید به نقاط قوتش توجه داشت. زیرا اگر مثبت فکر شود قطعاً هر کدام از زوجین نقاط قوت بیشماری در یکدیگر مشاهده خواهند نمود. و با توجه به مزیتها و زیبایی ها و صرف نظر کردن از ضعفها می توان بسیاری از درگیری ها و کدورتها را از بین برد. چنانکه در حدیثی آمده است: « لا یفرک مؤمن مؤمنة ان کره منها خلقاً رضی منها آخر » . هیچ مرد مومنی نباید از زن مومنه اش متنفر باشد زیرا اگر عادتی را از عاداتش نپسندد عادت دیگری را خواهد پسندید.

۶- شفاف نبودن مسایل مالی:

یکی از مسایلی که می تواند زمینه ساز بسیاری از اختلافات باشد شفاف نبودن مسایل مالی در خانواده است. در بسیاری از خانواده ها اموال و دارایی های اعضای خانواده مشترک و مشاع است و افراد به دلیل صمیمیت و یا رودربایستی از شفاف کردن دخل و خرج خویش طفره می روند و حتی آنرا عیب می دانند.

در اموال مشترک لازم است سهم هر نفر و مقدار مصرفی هر یک مشخص و روشن باشد تا بعداً بر سر میزان مالکیت و یا سود و زیان احتمالی اختلافی بروز نکند. زیرا مسایل مالی قطعاً پس از گذشت زمان موجب اختلاف در میان برادران خواهد شد، حتی اگر بپذیریم که آنها اختلاف نکنند ، قطعاً فرزندانشان اختلاف خواهند کرد .

۷- تقسیم نکردن ارث:

یکی از عوامل درگیری های خانوادگی تقسیم نکردن ارث ، مخصوصاً محروم کردن زنان و دختران از آن است. این مسأله اغلب موجب کدورتهای عمیق شده و تا چند نسل ادامه پیدا می کند و در مواردی موجب قتل و خونریزی نیز می گردد.

در جوامع سنتی بدلیل حاکم بودن فرهنگ مردسالاری محروم کردن زنان و دختران از ارث به فرهنگی رایج و عادی تبدیل شده و کمتر صدای اعتراضی در مورد آن شنیده می شود، حتی خود دختران نیز تحت تاثیر این فرهنگ جرأت مطالبه حقوق خویش را نداشته و به ناچار سکوت می کنند و بقیه ورثه که در اغلب موارد برادران و یا عموها هستند، همین سکوت را نشانه رضایت آنها قرار داده و کل مال ترکه را تصاحب می کنند. حتی در مواردی اگر اعتراضی هم توسط زنی بشود ، از آنجایی که برای او حقی قائل نیستند ، توجهی به این اعتراضات نداشته و خوردن اموال او را حلال می دانند. در حالیکه رسول اکرم(ص) فرمودند : «لا یحل مال امرء مسلم الا بطیب نفسه» مال هیچ شخص مسلمانی بدون رضایت قلبیش برای کس دیگری حلال نیست .

شاید زشت ترین و زننده ترین صحنه این ظلم بزرگ زمانی است که اموال یتیمی توسط عموها و دیگر ورثه به تاراج رفته و جلوی چشمان اشکبارش حیف و میل می شود. این عمل به حدی زشت و شنیع است که هر وجدان بیداری را متألم ساخته و عرش الهی را نیز به لرزه در می آورد .

اما آیا وجدان خوابیده انسانهای قسی القلب نیز روزی بیدار خواهد شد ؟

منبع: ندای اسلام

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*