وروستي

تقویت اهل سنت میانه رو در ایران ، مسئولیتی تاریخی

امیریتقویت اهل سنت میانه رو در ایران ، مسئولیتی تاریخی

آبتین امیری، فعال سیاسی و رسانه ای

اهل سنت ایران دارای ریشه های فرهنگی و تاریخی بسیار قوی در ایران است و پیوندی محکم با قومیت ها در این سرزمین دارد . غالب اقوامی که در ایران دارای مذهب اهل سنت هستند ، از قدیمی ترین اقوام ساکن در ایران می باشند و فرهنگ و تاریخ آنها با هویت ایرانی گره خورده است . تا قبل از ظهور دولت صفویه در ایران (۴۰۰سال پیش) اکثریت جمعیت ایران پیروان مذاهب اهل سنت تشکیل می دادند و در طول هزار سال حاکمیت اهل سنت در ایران، تلاش گسترده ای برای حفظ و گسترش زبان و هویت فارسی توسط و شعراء اهل سنت صورت گرفته است تا آنجا که در طول تاریخ غالب شاعران فارسی گوی ایران پیرو مذهب اهل سنت بوده اند.
ظهور صفویه در ایران سبب مهاجرت بسیاری از ایرانیان اهل سنت از کشور و یا حاشیه شینی آنها در مرزهای این سرزمین شد و از آن دوران تاکنون این حاشیه نشینی ادامه داشته است. در طول ۴۰۰ سال اخیر و تا اواخر دوران قاجار بدلیل فقدان دولت مدرن و پاسخگو در ایران، همواره فشارهای مختلفی بر اقلیت های دینی و مذهبی و از جمله اهل سنت وجود داشته است. اما پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و تلاش های صورت گرفته برای روی کار آمدن دولت دمکراتیک و پاسخگو، سبب تدوین قانون اساسی پیشرو براساس واقعیت های عینی مردم شد. از جمله اینکه در این قانون اساسی ایران حقوق مذاهب از جمله اهل سنت در ایران به رسمیت شناخته شد .
اما در طول چند دهه اخیر به دلایل مختلف، اجرای کامل و توجه به بندهای مربوط به حقوق قانونی اهل سنت در ایران معلق مانده است و بدلیل برخی موانع عملی، این حقوق بطور شایسته به رسمیت شناخته نشده و سبب برخی محرومیت ها برای اهل سنت در ایران شده است.
در شرایط فعلی و بعد از گذشت سه دهه ، هنوز اهل سنت بهره ای را از سطوح بالای مدیریتی در کشور را نبرده و تاکنون هیچ وزیری از اهل سنت در ایران منصوب نشده است . علاوه بر آن ، سهم اهل سنت در مراکز امنیتی ، انتظامی و سیاستگذاری کشور مثل شورای انقلاب فرهنگی و تشخیص مصلحت نظام صفر است. در خصوص مدیریت های میانی نیز کمتر به اهل سنت جایگاه شایسته ای اختصاص داده شده است، بطوریکه حتی در مناطقی که از کشور که اهل سنت در آن در اکثریت هستند، سهم اهل سنت از مدیریت ها و مشارکت در ساختار قدرت اندک و ناچیز است.
این در حالیست که محیط پیرامون ما در خاورمیانه به سرعت در حال تغییر و به سمت یک رویارویی مذهبی در حرکت است. بحران تقابل مذهبی دامن بسیاری از کشورهای همسایه را گرفته است. در کشورهای مختلف منطقه از جمله پاکستان، کویت، عربستان، بحرین، عراق ، سوریه ، لبنان و یمن جبهه های رویارویی پیروان دو مذاهب شیعه و سنی علیه یکدیگر شکل گرفته است و طرفین همدیگر را مورد آماج حملات و اتهام های مختلف قرار می دهند . در کنار این مشکل، روندی از افراط گرایی مذهبی خصوصاً از طیف هایی افراطی اهل سنت آغاز شده است که با تفکر اکثر شیعیان و حتی اهل سنت میانه رو در تقابل است. این تفکر با شعار جهاد، تفکیک چندانی میان مسلمان و غیرمسلمان قائل نیست و حتی مبارزه علیه مسلمانان را امری مقدس و مسئولیتی الهی می داند. این تفکر تلاش زیادی برای احساسی نمودن گروه های اهل سنت و کشاندن آنها به رویارویی با مذهب تشیع دارد. تفکر و شعار سیاسی این گروه مبارزه با سلطه غرب در منطقه و مبارزه با شیعیان به جرم همدستی با غرب و اعاده حقوق اهل سنت و پایان دادن به تبعیض علیه اهل سنت باروش مبارزه مسلحانه است.
بدیهی است که این تفکر چه در کوتاه مدت و چه در دراز مدت به اعتدال مذهبی در منطقه آسیب جدی خواهد زد و سبب خونین تر شدن جبهه رویارویی مذهبی در خاورمیانه خواهد شد. به عنوان نمونه امروزه سوریه به محلی برای تقابل مذهبی در خاورمیانه تبدیل شده است. اکنون دیگر مسأله سوریه، یک بحران داخلی یا اختلاف سیاسی میان دو گروه سوری نیست برای کسب قدرت نیست، بلکه سوریه اکنون به محلی برای حساب کشی مذهبی و سیاسی کشورهای منطقه تبدیل شده است. بحران سوریه به تعمیق این اختلافات انجامیده است. در سایه خشونت های فزاینده در سوریه، امروزه گروه های افراطی در این کشور دست بالا را دارند و توانسته اند گروه های مخالف میانه رو و آزادی خواه را به حاشیه را برانند. آنها در لایه های مردمی مخالفان طرفداران بیشتری دارند و علت آن را باید در برخی خشونت های نیروهای دولتی و آسیب رسانی به تمامی گروه های غیر خودی و بالا بردن تلفات انسانی در میان افراد غیر مسلح در این کشور جستجو کرد تا آنجا که بخش عظیمی از مردم سوریه بدون دلیل و مخالفت اولیه، از حملات هوایی و زمینی نیروهای دولتی آسیب دیده اند و عزیزان خود را از دست داده اند و همین آسیب دیدگان، بواسطه ایجاد شدن روحیه انتقامی، امروزه جذب گروههای افراطی در این کشور می شوند.
اما مشکل بزرگتر خطر گسترش بحران سوریه به دیگر کشورهاست. عراق و لبنان در خط مقدم این آسیب قرار دارند، اما دیگر کشورها مثل ایران، یمن، پاکستان و عربستان نیز از این خط مصون نیستند.
افراطی گری مذهبی می تواند به دستاورد چند قرن همزیستی مسالمت آمیز شیعیان و سنی ها در منطقه آسیب بزند و جبهه های جدیدی را از رویارویی شیعیان و سنی ها در منطقه ایجاد کند. افراطی گری مذهبی به تضعیف نیروهای میانه رو اهل سنت در منطقه ختم خواهد شد و فرهنگ خشونت را جایگزین فرهنگ گفتگو و تعامل خواهد کرد و دستاورد فرهنگی و اقتصادی منطقه را با خطر مواجه خواهد ساخت.
تجربه نشان داده که افراطی گری در جایی رشد می کند که احساس تبعیض میان مردم قوی باشد. در سالهای اخیر در جنوب شرق ایران گروه های مسلح با استفاده از جوانانی سرخورده و ناامید و بیکار و با علم کردن شعار دفاع از حقوق اهل سنت و حقوق بلوچ توانسته اند بحران آفرینی کنند و سبب کشته شدن عده ای بی گناه شوند که خود این اقدامات به تقابل جبهه مذهبی میان طرفین می انجامد.
هرچند که در کشور ما تاکنون اقدامات امنیتی در کنترل این گونه بحران ها موفقیت آمیز بوده است، اما به نظر می آید که احساس تبعیض تاریخی و شنیده نشدن صدای یک قوم ریشه دار در کشور سبب شود برخی مناطق سنی نشین همچنان دارای پتانسیل افراطی گرایی باشند. عدم توسعه یافتگی، ناکارآمد دولت ها در خدمت رسانی به برخی مناطق سنی نشین ، بیکاری و فقر شدید و احساس تبعیض همه جانبه، سبب ناامیدی گسترده بسیاری از جوانان مناطق مرزی شده است. بسیاری از جوانان سرخورده و ناامید از آینده اکنون کمتر به سخنان علماء و ریش سفیدان خود که آنها را به صبر و تعامل دعوت می کنند گوش می دهند. زیرا در نظر آنها این توصیه ها تاکنون ثمر بخش نبوده است. برخی از جوانان ناامید و سرخورده از طریق شبکه های مجازی با گروه های افراطی که مدعی اعاده حیثیت و دفاع از حقوق اهل سنت هستند آشنا می شوند و بدلیل فقدان وجود راه حل جایگزین و مسالمت آمیز و شفاف در جامعه جذب این گروه ها می شوند.
بدین ترتیب افراطی گری از خلاء های موجود در جامعه سنتی استفاده می کند و با استناد به بیکاری جوانان، تبعیض اجتماعی و نادیده گرفتن حقوق مذهبی در میان جوانان اقدام به یارگیری می کند.
گسترش فعالیت افراطی گری در منطقه تعادل قوای اجتماعی را به ضرر میانه روها به هم می زند و در نهایت جامعه را آبستن اقدام غیر قابل پیش بینی افراطی گرایانه می کند.
در این شرایط مهم ترین راهکار سرعت بخشیدن به توسعه در مناطق سنی نشین و کاستن از مشکلات فعلی و آینده مردم این مناطق است. این مهم است که اهل سنت در مناطق سنی نشین از آزادی قانونی بهره مند باشد و با تقویت زیرساخت ها و تحقق توسعه اقتصادی شرایط لازم برای زندگی آبرومند و قانونی در این مناطق فراهم شود.
امروزه بسیاری از کشورهای اروپایی با کمک اسلام گرایان میانه رو و تقویت آنها، تلاش در کنترل افراطی گری مذهبی در کشور خود دارند و تا حدی نیز در این امر موفق بوده اند. آنها با این الگو سعی می کنند جامعه چند ملیتی و چند مذهبی خود را مدیریت کنند.
در کشور ما نیز اگر نگاه ویژه ای به رهبران مذهبی اعتدال گرا و میانه رو در میان اقلیت های دینی و مذهبی وجود داشته باشد و به آنها ابتکار عمل برای مدیریت اجتماع خود داده شود و از طرفی در فرآیند سیاست گذاری و تصمیم گیری کشور از این افراد استفاده شود، می تواند حداقل در سطوح نخبگان به یک اجماع پایدار بر اساس منافع و مصالح ملی رسید.
متأسفانه در چند سال اخیر در برخی مواقع نگاه حاکم به تمامی طیفهای اهل سنت چه میانه رو وچه افراطی یکسان بوده است و با استراتژی حفظ فشار بر تمامی اهل سنت و یا استناد به رفتار برخی کشورهای عربی در مورد اقلیت های شیعه در آن کشورها تلاش شده که اهل سنت در ایران با سیاست حفظ فشار کنترل شوند. این سیاست سبب شده بسیاری از بزرگان و معتمدین میانه رو اهل سنت از مدار تأثیر گذاری اجتماعی خارج شوند و بسیاری از فعالیت ها، انجمن ها و همایش های قانونی اهل سنت در کشور به تعطیلی غیر رسمی و رکود کشیده شود.
البته این را نباید فراموش کرد که در ایران هستند کسانی که شبانه روز دغدغه وحدت میان شیعه و سنی را دارند و خطر تعمیق شکاف را به خوبی احساس می کنند. این مسئولان با نگاه توسعه محور از هیچ تلاشی برای حل مشکلات اهل سنت دریغ نمی ورزند. شاید این تلاش در کل جهان اسلام کم سابقه باشد. اما می بینیم که ناهماهنگی میان مسئولان کلان و برخی مسئولان محلی سبب سلیقه گرایی مسئولان محلی و اجرای سیاست مستقل آنها در خصوص اهل سنت می شود، که نتیجه آن بروز برخی رفتارهاست که بنام دولت و حاکمیت انجام می شود در حالی که دولت و حاکمیت نظری غیر آن دارند.
روی کار آمدن دولت آقای روحانی و طرح شعار تدبیر و امید در کشور فرصت مناسبی برای بازسازی برخی سیاست های نامناسب گذشته ایجاد کرده است. دیدگاه دولت این است که با تقویت نگاه مشارکت جویانه و فرصت دادن به نیروهای شایسته اهل سنت می توان زمینه را برای تبدیل نمودن تهدیدها به فرصت در کشور فراهم کرد. بدین ترتیب تلاش می شود که سرخوردگی جوانان اهل سنت به امید تبدیل شود و با اتکاء به حقوق قانونی این اقلیت مذهبی در کشور زمینه برای رفع تبعیض فراهم گردد.
حفظ هویت تاریخی و مذهبی اهل سنت در ایران برای تداوم وحدت ملی امری ضروری است. این تقاضای اصلی اهل سنت در ایران است که به عنوان یک مذهب مستقل از مذهب اکثریت مردم ایران به رسمیت شناخته شود و به آزادی مذهبی احترام گذاشته شود . علما و نخبگان واقعی اهل سنت باید در مقام گفتگوی ملی قرار گیرند و نه اینکه این افراد از سطوح تصمیم گیری حذف شوند و عده ای از اهل سنت برای این جایگاه انتخاب شوند که نه بیان کننده خواسته های واقعی اهل سنت هستند و نه دارای پایگاه مردمی قابل اعتماد. این موضوع اکنون به یکی از دغدغه های جدی اهل سنت در ایران تبدیل شده است که چرا حتی در جایگاه های مربوط به اهل سنت از نیروهای ضعیف بجای نیروی قابل و توانمند اهل سنت استفاده می شود.
پیوند های تاریخی میان اهل سنت و شیعه در ایران زیاد است. کسانی که در حفظ هویت تاریخی و زبان فارسی در ایران نقشی اساسی ایفا کرده اند از اهل سنت بوده اند و این شخصیت های تاریخی امروز محبوب اکثریت شیعه در ایران هستند.از طرفی جامعه ایران جامعه های در حال توسعه است که این فرایند توسعه بر شیعه و سنی در ایران تاثیر گذار است و کمک می کند تا پیروان این دو مذهب با اتکا به برخی سرمایه ها مثل زبان و ملیت مشترک دارای دغدغه های مشابهی در فرایند توسعه و آینده مشترک باشند.
مسأله مهم دیگر آغاز گفتگوی ملی میان نخبگان طرفین برای رسیدن به وحدت و نفاهم ملی در مسائل کلان است. تاکنون در تصمیم هایی که در سطوح مختلف کشور و بین المللی گرفته شده است هیچ امکانی برای یک گفتگوی ملی که اهل سنت در آن مشارکت داشته باشد حتی در حد یک میزگرد ساده (در سطح ملی) فراهم نشده است. چنین محرومیتی برای یک جمعیت ۲۰ درصد از یک کشور پیامی جز نادیده گرفتن یا محرومیت به همراه ندارد. مشارکت اهل سنت در فرایند تصمیم گیری ملی و سیاست بین المللی کشور با توجه به اکثریت اهل سنت در جهان اسلام می تواند به اعتماد سازی و کاهش تنش در روابط بین الملل میان ایران و کشورهای اسلامی ختم شود، اما این پتانسیل تاکنون نادیده گرفته شده است.
طبیعی است که اگر این روند در کشور آغاز شود زمینه برای تفاهم وحدت بیشتر در جامعه فراهم می شود و از طرفی اهل سنت میانه رو که دارای نقش تاریخی بر اساس هویت ملی در ایران هستند و معتقد به گفتگو و تعامل برای حل مشکلات هستند دارای موقعیت بهتری در تحولات اجتماعی و سیاسی کشور خواهند شد.
این گفتگوها باید دارای نتایج ملموس باشد و بتواند به اصلاح برخی رویکردها ختم شود و مثلاً از نیروهای شایسته اهل سنت در سطوح مدیریتی کشور استفاده شود و نخبگان و علماء توانمند اهل سنت حداقل در مناصب مربوط به اهل سنت جایگاه شایسته و واقعی داشته باشد و افراد ضعیف بدون دانش و پایگاه اجتماعی اهل سنت به عنوان نمایندگان اهل سنت معرفی و تقویت نشوند. تنها در این صورت است که جبهه اعتدال خواه در میان اهل سنت ایران تقویت شود و ما می توانیم الگویی از همزیستی مسالمت آمیز میان شیعه و سنی در کشور ارائه دهیم . در منطقه ای که آتش جنگ مذهبی در آن هر لحظه شعله ورتر می شود، کشور ما می تواند با توجه به فرصت ها و پتانسیل هایی که در درون خود دارد و با در پیش گرفتن رویکردهای مناسب و همگون و ایجاد تعادل در استفاده از ظرفیت نیروهای اهل سنت به الگویی برای کشورهای منطقه تبدیل شود.

یادونه: په قران سنت کې خپرې شوي لیکنې یوازې د لیکوال خپل نظر څرګندوي، د ادارې توافق ورسره شرط نه دی. که تاسو غواړئ قران سنت کې مو لیکنه خپره شي، اړیکه راسره ونیسئ. مننه

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*