وروستي

نماز بزرگ‏ترين عمل صالح

سبحانی

در مورد معنا و مفهوم ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ﴾ بحث شد، و گفتیم: این جمله به معنى این است كه انسان تنها باید مطیع و فرمانبردار خداوند باشد و در زندگى ‏اش تنها بنده‏ ى او باشد و براى او بندگى كند. اكنون مى ‏خواهیم در مورد مطلب دیگرى كه با آن‏چه بیان شد مرتبط است، بحث كنیم و بگوییم: بزرگترین عملى كه انسان مسلمان باید انجام دهد «نماز» است.

 قبلاً گفتیم: عبادت و بندگى خدا به این معنى است كه انسان در زندگى و در مسیر اصلاح و تربیت خود و در مسیر كمال و رسیدن به آن، باید بر اساس فرمان خداوند و طبق دستورات او از نعمت‏ها و امكانات موجود استفاده كند. علاوه بر این گفتیم: وقتى انسان خود را شناخت و فهمید كه او مخلوقى است كه آمادگى سیر به سوى كمال و رشد را دارد و این را هم دانست كه آسمان‏ها و زمین و آن‏چه در آن‏هاست همه امكانات و نعمت‏هایى هستند كه در اختیار او و به منظور رشد او قرار داده شده‏ اند. در این صورت خدا را به عنوان ذات «رحمان و رحیم» خواهد شناخت. او خدا را این‏گونه خواهد شناخت كه همیشه نسبت به بندگان خود مهربان است و همیشه به آن‏ها رحم مى‏ كند و هر آن‏چه آن‏ها در مسیر رشد نیاز دارند برایشان فراهم مى ‏كند و هر مانعى كه رشد آن‏ها را تهدید مى ‏كند، بر مى‏ دارد. آن‏چه بر هر انسان عاقلى معلوم و مشخص است این كه خداوند متعال هرگز كار بیهوده انجام نمى ‏دهد. او – جلّ جلاله – حتماً روزى را خواهد آورد كه در آن انسان را مورد محاكمه قرار دهد و درباره‏ ى این همه نعمت‏ها و امكانات از او سؤال كند و بپرسد كه چگونه از آن‏ها استفاده كرده است. پس با چنین شناختى، خداوند را صاحب روز آخرت مى ‏داند؛ روزى كه انسان در آن جزا و سزاى اعمال خود را دریافت خواهد كرد.

 وقتى انسان خدا را این گونه شناخت كه «رحمان و رحیم» و ﴿مَٰلِكِ يَوۡمِ ٱلدِّينِ ٤﴾ است، درونش از یک طرف مملوّ از امید نسبت به این ذات مقدس و از طرف دیگر مملوّ از ترس نسبت به او – جلّ جلاله – مى ‏شود و این امید و ترس او را وادار مى ‏كنند كه با این ذات پیمان بندگى ببندد، پس مى‏ گوید: ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ﴾.

از طرف دیگر، چون مى ‏داند بدون كمک او نمى ‏تواند حتّى یک قدم در راه و مسیر رشد و سیر به سوى كمال بردارد، پس به او پناه مى‏ برد و از او طلب كمک مى ‏كند و مى‏ گوید: ﴿وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ﴾ از او مى ‏خواهد در مسیر بندگى، او را یارى دهد. و چون ممكن است در نحوه‏ ى درخواست كمک دچار مشكل شود و نباید به هر شكل و قالبى كه خواست از خداوند درخواست كمک كند، خداوند متعال با رحمت و مهربانى خود، چگونگى و قالب این درخواست را براى انسان مشخص كرده است. براى ما انسان‏ها مشخص كرده است كه چگونه از او درخواست كمک كنیم و با چه الفاظى او را به كمک بخوانیم. خداوند در این زمینه بهترین قالب و بهترین الفاظ را براى انسان قرار داده است و او را موظف كرده كه با این الفاظ و در این قالب او را بخواند. این قالب «نماز» است.

 «نماز» یا «صلاة» به معناى دعا و طلب كمک است. یعنى درخواست امكانات و برداشتن موانع از طرف خداوند متعال در مسیر رشد و سیر به سوى كمال.

 وقتى انسان تصمیم مى‏ گیرد در مسیر بندگى خداوند قرار گیرد و راه ایمان و عمل صالح را انتخاب كند، چاره ‏اى جز این ندارد كه از خداوند متعال درخواست كمک و یارى كند. خداوند فرموده است: اى انسان! حال كه به این نتیجه رسیدى، پس این‏گونه مرا بخوان و نماز بخوان.

 چون بندگى و عبادت خداوند بدون دعا و درخواست كمک و یارى از او ممكن نیست، و نماز نیز بهترین و كامل‏ترین قالب این درخواست است؛ بنابراین اولین كارى كه انسان مؤمن باید انجام دهد «نماز» است. به همین دلیل در تمام كتاب‏هاى آسمانى و در زمان تمام پیامبران خدا، نماز بر همه ‏ى مؤمنین واجب بوده است؛ هر چند قالب آن تغییر كرده است. بر این اساس است كه در همان ابتداى نزول قرآن در مكه، خداوند مؤمنان را به خواندن «نماز» [بر خلاف سایر عبادت‏هاى واجب [دستور داده است. البته نه به آن كیفیتى كه بعدها به آن دستور داده شدند و ما مسلمانان امروز آن را انجام مى‏ دهیم.

در ابتداى دعوت، پیامبر خدا (صلی الله علیه و سلم) مشغول نماز و دعا بوده و بدیهى است كه چنین باشد و نماز قبل از هر عمل دیگرى مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا بدون نماز انسان نمى‏ تواند بندگى خدا را انجام دهد. پس لازم و ضرورى است كه انسان مسلمان پس از این كه ایمان واعتقادش [آن گونه كه بیان شد]، در دلش جاى گرفت و قبل از انجام هر عمل صالحى باید معنا و مفهوم نماز را بداند و بعد از آن شروع به خواندنش بكند.

 در این‏جا بهتر است گفته شود: نماز واقعى آن است كه انسان با خواندن آن به خوبى درک كند كه چه مى‏ گوید و در آن چه اعمالى را انجام مى ‏دهد؛ یعنى هم روح الفاظ و هم روح اعمال را درک كند؛ زیرا بدون چنین دركى انسان هرگز نمى ‏تواند از نماز استفاده ‏ى مطلوب ببرد. متأسفانه بیشتر مسلمانان این عمل مهم و بسیار بزرگ را بدون این كه معنى و روح آن را درک كنند، انجام مى‏ دهند و در نتیجه نمى ‏توانند استفاده ‏ى مطلوبى از آن ببرند.

در میان مسلمانان چه بسیارند كسانى كه سال‏هاى سال است نماز مى‏ خوانند اما هم‏چنان اعمال زشت و ناشایستى انجام مى‏ دهند و به آن عادت كرده‏ اند و متأسفانه بسیارى از آن‏ها با همین اعمال از دنیا مى‏ روند. اگر این افراد روح نماز را درک مى ‏كردند و الفاظ و اعمال آن را با آگاهى كامل انجام مى ‏دادند و به خوبى مى‏ دانستند كه مشغول انجام چه كار مهمى هستند، مطمئناً چنین حالتى نمى ‏داشتند و با چنین حالت و وضعیتى از دنیا نمى‏ رفتند.

 خداوند متعال مى ‏فرماید:

﴿إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ تَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِ﴾ [العنكبوت: ۴۵]. «به راستى نماز، انسان را از آن‏چه كه زشت و ناپسند است (و خدا آن را ناپسند مى‏ شمارد)، باز مى‏ دارد».

 كسانى كه نماز مى‏ خوانند؛ اما هم‏چنان اعمال زشت و ناپسند انجام مى‏ دهند این را بدانند كه نماز آن‏ها نماز واقعى نیست.

بر هر مسلمان توانایى واجب است كه روح و حقیقت الفاظ و اعمال نماز و معناى آن را براى مردم روشن كند و به آنان بگوید كه قیام و ركوع و سجود و نشستن در تشهد به چه معنا و براى چیست و چرا سوره‏ ى فاتحه خوانده مى ‏شود و معناى آن چیست. تشهد و تحیات به چه معناست و … .

بر هر مسلمانى به طور عام واجب است قبل از هر چیز بكوشد كه معناى نماز را یاد بگیرد و نمازش را با آگاهى به جا آورد. و بر آنان كه فرزندانى دارند و مى‏ خواهند فرزندانشان نماز بخوانند نیز واجب است قبل از وادار كردن فرزندانشان به خواندن نماز، نماز را برایشان تشریح كنند و معنا و مفهوم آن را براى آن‏ها بیان كنند و بعداً آن‏ها را تشویق به خواندن آن كنند. والدین باید این را بدانند كه اگر فهم صحیح نماز از سوى فرزندانشان دو سال هم طول بكشد مشكلى نیست و در این كار عجله نكنند؛ زیرا خداوند متعال مى‏ فرماید: زمانى كه فکرتان جمع نیست اگر نماز بخوانید، نمى ‏دانید چه مى‏ گویید و چه كار مى‏ كنید پس در چنین حالتى حق ندارید به نماز نزدیک شوید:

﴿لَا تَقۡرَبُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَنتُمۡ سُكَٰرَىٰ حَتَّىٰ تَعۡلَمُواْ مَا تَقُولُونَ﴾ [النساء: ۴۳]. «در حالِ مستی به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه می‌گویید».

علما با استناد به این آیه‏ ى شریفه مى‏ گویند: كسى كه حواسش جمع نیست و هنگام انجام نماز نمى ‏داند چه كار مى‏ كند و چه مى‏ گوید، اجازه ندارد به نماز نزدیک شود. حال چنین فردى فرق نمى‏ كند بر اثر خوردن شراب مست شده باشد یا به هر دلیل دیگرى. انسان تنها زمانى جایز است كه به نماز نزدیک شود و آن را ادا كند كه بداند مشغول انجام چه اعمال و اداى چه الفاظى است. بدتر و مذموم‏تر از چنین حالتى آن است كه انسان اصلاً معناى نماز را نداند.

 در این‏جا بهتر است از حقیقت و روح اعمال و الفاظى كه در نماز انجام مى‏ گیرند و بر زبان آورده مى‏ شوند بحث كنیم و بگوییم كه هر كس به نماز مى‏ ایستد باید چه حال و روحیه ‏اى داشته باشد.

ادامه دارد ….

برگرفته از کتاب : بندگی خدا

تألیف:استاد ناصر سبحانى رحمه الله

مترجم:جهانگیر ولدبیگى

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*