وروستي

سه راه برای درمان بیماری عشق

اول بگویم عشق چیست و بعدش سه راه درمان ارائه کنم که سومی را خودم تجربه کرده ام.

عشق یک توهم است که از ترکیب غریزه و فطرت  ایجاد می شود.Related image

هر انسانی به طور فطری خوبی هایی را می خواهد که نه خودش دارد و نه دیگر انسانها. هر انسانی خوبی مطلق و بی نقص را می خواهد.

اما انسان عاشق به خطا گمان می کند موجودی را یافته است که همه خوبی ها را دارد .

این توهم زمانی تشدید می شود که با نیاز غریزی به جنس مخالف ترکیب شود.

 وقتی یک فرد با معشوق خود ازدواج می کند احساس می کند فریب خورده است و عشق او به یک تنفر عمیق تبدیل می شود. چون هیچ معشوقی کامل نیست و هر معشوقی یک انسان عادی است مثل بقیه انسانها.

قبل از ازدواج معشوق خود را مطابق میل خودمان در خیال خودمان می سازیم. یعنی بدون هیچ عیبی و دارای همه ظرافتها و کمالات و خوبی ها.قبل از ازدواج هیچ گاه تصور نمی کنیم که معشوق ما صبحها دهانش  بو می دهد و عصرها جورابش و در طول روز هم گاهی دست در دماغ می کند.

اماازدواج باعث آگاهی از چنین عیبهایی می شود.

اگر موافق هستید که عشق یک بیماری است، پس باید به دنبال درمان آن باشید.

اما سه راه درمان عشق:

اولین راه برای نجات از عشق این است که با معشوق خود ازدواج کنید.

اما این راه خیلی هزینه دارد.

ازدواج باید عاقلانه باشد و ازدواج از روی عشق تضمینی برای تداوم ندارد.  مگر ما چند بار زندگی می کنیم که بخواهیم اعصاب و اقتصاد زندگی خود را صرف یک ازدواج ناموفق و غیر عاقلانه بکنیم. ازدواج از روی عشق یعنی ازدواج بر اساس یک توهم. یعنی ازدواج در زمانی که عقل به واسطه عواطف فرد به حاشیه رفته است و قضاوت درستی ندارد.

اما راه دوم خیلی ساده و کم هزینه است:Related image

راه کم هزینه تر این است که به وبلاگهای عاشقانه سر بزنید و مطالب آنها را با دقت بخوانید.

ناگهان متوجه می شوید که عاشقهای زیادی وجود دارد که آنها نیز مانند شما فکر می کنند معشوقشان همه خوبی ها را دارد.

یعنی همین انسانهای اطراف شما که برای شما هیچ امتیازی ندارند، معشوق یک نفر دیگر هستند.

اما چرا این انسانها معشوق شما نیستند؟ چون در مورد آنها دچار توهم نیستید.

 من امروز به یک وبلاگ خیلی مبتذل سر زدم و از این که متوجه شدم صاحب آن وبلاگ هم عاشق است، از خودم و عشقم حالم به هم خورد. چون او نیز دقیقا همین احساس مرا داشت و از فراق و دوری یک انسان عادی اوضاعش به هم ریخته بود. او نیز همیشه به یاد معشوق خود بود و گمان می کرد معشوق او همه خوبی ها را دارد. او گمان می کرد اگر به معشوق خود برسد خوشبخت ترین الکلی دنیا خواهد بود.

اما از سر و وضع وبلاگش معلوم بود که هیچ کسی غیر از خودش نمی تواند او را خوشبخت کند. خودش باید تغییر کند و افکار و رفتارش را تغییر دهد.

راه حل نهایی:

عشق چیز بدی نیست.

عشق یعنی جمع کردن همة خوبی ها در یک نفر. آن یک نفر وجود دارد. اما نه در بین انسانها.

معشوق حقیقی را باید یافت.

عشق را نمی توان کنار گذاشت. انسان با عشق زنده است.

عشق را باید به معشوق حقیقی تقدیم کرد.

این یعنی درمان عشق مجازی با عشق حقیقی.Image result for ‫عاشقی‬‎

آگوستین قدیس می گوید: آبی که به منجلاب می رود باید به گلستان برگردد.

 عشق به کامل مطلق را باید جایگزین عشقهای مجازی و وهمی کرد.

ازدواج باید عاقلانه و از روی حساب  باشد نه از روی احساس و عاطفه. هیچ کس غیر از خود ما در این دنیا نمی تواند ما را بدبخت یا خوشبخت کند. ازدواج برای خوشبخت شدن نیست. برای این است که غریزه را در جهت بقای نوع انسان به کار بگیریم و فضایی برای تربیت انسانهای جدید ایجاد کنیم. ازدواج موفق یعنی ایجاد محیطی آرام برای زندگی چند انسان جدید. اما خوشبختی در این دنیایی که آخرش مرگ است یافت نمی شود.

پی نوشت:

 محرم فصل عاشقی است. عشق حقیقی را در محرم می توان یافت. شاه عشق در عاشورا راه و رسم عاشقی را به همه انسانها آموزش داده است.

در مقابل او کسانی بودند که عشق داشتند ، اما معشوق را گم کرده بودند. آنها عاشق یک انسان یا عاشق دنیا و مقام بودند.

پی نوشت:

دیشب چهره بهار با تمام وضوح جلوی چشم من بود.

خیلی لذت بخش بود و من فریاد زدم بهاری تو کجایی.

گفتم اگر می دانستم وقتی فراموشت کنم می آیی، زودتر فراموشت می کردم.

اما اینها همه در زبان بود.

در گلویم بغضی بود که نشان می داد دروغ می گویم.

چون دلم جای دیگر بود.

دلم با شاه کربلا بود.

فداش بشم.Related image

هیچ محرمی مانند امسال هوس گریه نداشته ام.

البته من هنوز بعد از گریه هایم برای بهار دعا می کنم. و دیشب وقتی خوب گریه کردم که سفارش بهار را به شاه عشق می کردم.

دعا می کردم که هیئتی شود. این روزها بدجوری هوس کرده ام بهار را به خدا بسپارم. فقط در چنین روزهایی می شود از پس کارهای بزرگ برآمد.

بهارم من تو را به خدا می سپارم.

څرګندونه مو لاندې وليکئ

ستاسو برېښناليک خوندي دی.


*